تبليغاتX
به يقين يوسف ما آمدني است

به يقين يوسف ما آمدني است

میلادیه بانوی صبر و وقار

سه شنبه هشتم فروردین 1391

شعری زیبا مثل همیشه از آقای لطیفیان تقدیم به همه دوستداران خانم زینب سلام الله علیها که نام بی بی برای همه محبان یادآور لحظات دلدادگی و دلربایی است .

آن قدر عاشقیم که املا نمی شود

مستی ما که در قلمی جا نمی شود

زلف مرا به پنجره های ضریح عشق

طوری گره زدند ، دگر وا نمی شود

باید که ناز داشت ، کمی نیز غمزه داشت

هر دختر قبیله که لیلا نمی شود

آن کس که خاک پای مریدان میکده ست

محتاج معجزات مسیحا نمی شود

«تاک» مرا به عشق تو در خم گذاشتند

حالا شراب می شود و یا نمی شود

ما مثل باده ایم شبی امتحان کنید

انگور زاده ایم شبی امتحان کنید

شکر خدا که نام مرا مبتلا نوشت

از حاجیان کعبه سبز شما نوشت

شکر خدا که دست قدر ، دست سرنوشت

نام مرا شریف ترین خاک پا نوشت

صبح ازل به خاک تو پیشانی ام رسید

این سجده را فرشته به پای خدا نوشت

از ما سوال شد که اسیر تو می شویم؟

ما خواستیم و آیه ی «قالو بلی» نوشت

بالای سر در حرم کبریاییش

نام تو را به خط خودش با طلا نوشت

یعنی تمام جلوه آل عبا تویی

آیینه تمام نمای خدا تویی

اعجاز بی مثال شما تا ادامه داشت

موسی ادامه داشت مسیحا ادامه داشت

ای بارش همیشه سجاده های نور

در امتداد چشم تو دریا ادامه داشت

بانو اگر به آینه ها سر نمی زدید

تاریکی همیشه ی دنیا ادامه داشت

در آسمان چهارم افلاک جا زدیم

آیات رد پای تو اما ادامه داشت

تا زندگیت را به تماشا گذاشتی

آن عمر جاودانه زهرا ادامه داشت 

ای آفتاب روشن شبهای کربلا

ای زینب مدینه و زهرای کربلا

گفتیم آسمانی و دیدیم برتری

گفتیم آفتابی و دیدیم بهتری

گفتیم دختر اسد الله غالبی

ایام کوفه آمد و دیدیم حیدری

تو از زمان کودکیت تا بزرگیت

شیواترین مفسر الله اکبری

تو از کدام طایفه هستی که مستقیم

فیض از حضور علم خداوند می بری

بر شانه های سبز تو باز رسالت است

تو اولین پیمبر بعد از پیمبری

خورشید روی تو شرف مشرقین شد

یک نیمه ات حسن شد و نیمت حسین شد

ای ماورای حد تصور کمال تو

بالاتر از پریدن جبریل بال تو

از مادری چنین-چنین دختری شود

هم خوش به حال فاطمه هم خوش به حال تو

غیر از حسین فاطمه، چیزی ندیده ایم

در انعکاس آینه های زلال تو

نزدیک سایه های عبورت نمی شویم

نامحرمان عشق کجا و خیال تو ؟

از گوشه های چشم تو ساحل درست شد

محض رضای پای تو محمل درست شد

تو زینبی و شیر زن بعد کربلا

تفسیر نفس مطمئن بعد کربلا

زهرا، نبی ،حسین و علی و حسن تویی

بانو تویی تو «پنج تن » بعد کربلا

گاهی که طعنه می شنوی صبر میکنی

یعنی تویی همان حسن بعد کربلا

ای گریه غریبی عریان بی کفن

حالا تویی و پیرهن بعد کربلا

قلبت تپید وسوره مریم شروع شد

غمگین ترین غروب محرم شروع شد

ای سایه بلند اباالفضل بر سرت

ای بال جبرئیل گلستان معبرت

عباس هم رشیدی قد تو را ندید

از بس که سر بزیر بود در برابرت

شب زنده دار شام غریبان کربلا

دل بسته بر نماز شب تو برادرت

ای خطبه صدای تو نهج البلاغه ات

وی محمل بدون جهاز تو منبرت

هجده سربریده به دنبال چشم تو

هجده سر بریده نگهبان معجرت

ای قله نجابت توحید ، جای تو  

عطر حضور فاطمه دارد حیای تو

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط احسان

دورادور

جمعه دوازدهم اسفند 1390
 گاهی اوقات مطالبی که بیشتر حالت درد دل دارد و حکایت از بعضی دغدغه ها برروی کاغذ می آورم و نمی دانم باید دقیقا اسم این مکتوبات را چه بگذارم اما دوستان شعرنو یا شعر سپید نام گذاری می کنند .
یکی از همین نوشته ها را که چندروز پیش نوشتم را خیلی دوست داشتم که شما دوستان همیشه همراه نیز نظری بیفکنید و برداشت خود را برای من محبت کرده و قلمی نمایید.

دورادور

هم دل بودن

وآن زمانی که می شود کاری کرد

صحبت از فصل دیگری است

و آن زمان

حس کنجکاوی زمان ها

به دوش پرنده اقبال است

و کنکاش غروب

آنچه می افزاید

رازهای سربه مهری است

درطول قرن های پیشین

و گاه هم دلی

ساعت عجیبی است

آن زمان که

مرغان مهاجر رو به افق

رازهای خود را به یغما می برند

و خورشید

درلابه لای کوههای حسرت انگیز

به خیال روزهای گذشته

به خواب می رود

 

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 10:10 قبل از ظهر توسط احسان

مهربانی خدا

پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 4:35 بعد از ظهر توسط احسان

روایت

یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390

 حضرت جواد الائمه علیه السلام از پدران گرانقدرش علیهم السلام آورده است که امیرمومنان علیه السلام فرمودند:
برای " قائم" ما غیبتی بسیار طولانی است و من شیعیان را می نگرم که در غیبت او بسان گلّه بدون شبان سرگردانند ؛ دنبال چراگاهنند و نمی یابند .
آگاه باشید هر کس از اینان بر دین خویشتن استوار باشد و قلبش بخاطر غیبت طولانی آن حضرت سخت نگردد چنین کسی با من است و در قیامت در درجه من. آنگاه فرمود : قائم از ماست !
هنگامی  که ظهور میکند بیعت هیچ کس را برعهده ندارد و به همین جهت ؛ هم ولادت او در نهان انجام گرفت و از نظر ها غائب گردید ...
_ اکمال الدین صدوق , ص 303

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط احسان

9 ربیع

پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390

ضمن تبریک ایام سروراهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و آغازامامت مولای غائب ازنظر و ایامی که میدانید به چه علت رنگ و بوی خاصی دارد و به غدیر ثانی نیز معروف است ، خوب دیدم شعری برایتان بگذارم که این قرعه هم به نام شعر آقای لطیفیان خورد و این شعر رو تقدیم می کنم به همه عزیزانی که منتظر قدوم سلطان خوبیها هستند تا در کنار او انتقام هتک حرمت مادرسادات را گرفته و با بیرق یالثارات الحسین به سمت کوفه برای تشکیل حکومت واحد جهانی حرکت کرده و اقتدار مولایمان را به همه عالم مخابره نموده و طعم عدالت را در سایه عدالت گستر عزیز مهربانمان به همه تشنگان راه حق و حقیقت خواهند چشانید ان شاء الله تعالی

زلفت اگر نبود، نسیم سحر نبود
گمراه می شدیم نگاهت اگر نبود

مهر شما به داد تمنای ما رسید
ورنه پل صراط، چنین بی خطر نبود

تعداد بی نظیریِ تان روی این زمین
از چهارده نفر به خدا بیشتر نبود

پیراهن، اشتیاق نسیمانه ای نداشت
تا چشم های حضرت یعقوب تر نبود

بی تو چه گویمت که در این خاک سرزمین
صدها درخت بود ولیکن، ثمر نبود

ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای!؟
خورشید با وقار چرا دیر کرده ای!؟

این جشن ها برای تو تشکیل می شود
این اشک ها برای تو تنزیل می شود

رفتی، برای آمدنت گریه می کنم
چشمانمان به آینه تبدیل می شود

بوی خزان گرفته ی پاییز می دهد
سالی که بی نگاه تو تحویل می شود

ایمان ما که اکثراً از ریشه ناقص است
با خطبه های توست که تکمیل می شود

تقویم را ورق بزن و انتخاب کن
این جمعه ها برای تو تعطیل می شود

ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای!؟
خورشید با وقار چرا دیر کرده ای!؟

ای آخرین توسل خورشید بام ها
ای نام تو ادامه ی نام امام ها

می خواستم بخوانمت اما نمی شود
لکنت گرفته اند زبان کلام ها

ما آن سلام اول ادعیه ی توییم
چشم انتظار صبحِ جواب سلام ها

آقا چگونه دست توسل نیاوریم
وقتی گدا به چشم تو دارد مقام ها!

از جا نماز رو به خدا و بهشتی ات
عطری بیاورید برای مشام ها

ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای!؟
خورشید با وقار چرا دیر کرده ای!؟

آقا بیا که میوه ی ما کال می شود
جبریل مان بدون پر و بال می شود

در آسمان و در شب شعر خدا هنوز
قافیه های چشم تو دنبال می شود

یعنی تو آمدی و همه گرم دیدن اند
وقتی کنار پنجره جنجال می شود

روز ظهور نوبت پرواز می رسد
روز ظهور بال همه بال می شود

بیش از تمام بال و پر یا کریم ها
دست کبودِ فاطمه خوشحال می شود

ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای!؟
خورشید  با وقار چرا دیر کرده ای!؟

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 11:37 قبل از ظهر توسط احسان

تلنگر-قسمت اول

سه شنبه یکم آذر 1390

پشت چراغ قرمزهایی که حالا خیلی طولانی تر از دیروز می شوند مجبور به توقف می شوی . چراغ قرمزهایی که به علت عدم پیشرفت خیابان کشی ها و احداث پل ها و متروو... به موازات ورود خودروها به خیابانها با طولانی شدنشان ......


ادامه مطلب...

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 9:55 بعد از ظهر توسط احسان

واینک عید الله الاکبر

دوشنبه بیست و سوم آبان 1390

دل را محب آل پيمبر نوشته‏اند
دارنده ولايت حيدر نوشته‏اند
قرآن كتاب و عترت طاهاست دين ما
بر دل هم اين حديث پيمبر نوشته‏اند


روز ازل على چو گل شيعه مى‏سرشت
نام مرا به مصحف كوثر نوشته‏اند
هر سطر سطر خطبه نهج البلاغه را
بر قلب ما به خط مطهر نوشته‏اند
دل را به وجه روى حسن خيره كرده‏اند
زان رو جمال شيعه منور نوشته‏اند
جان را به زلف سرخ حسينى گره زدند
ما را به امر اوست كه نوكر نوشته‏اند
آن دل حسينى است كه در بند زينب است
دل را به او شكسته و مضطر نوشته‏اند
ما را صحيفه‏ايست كه سجاد با دعا
راه غم و مبارزه يكسر نوشته‏اند
امشب ز شوق تا به سحر نعره مى‏زنم
ما را فقير حيدر صفدر نوشته‏اند
تنها ره نجات بشر كشتى على است
ما را سوار مركب سرور نوشته‏اند
ما از مسير عشق على خسته كى شويم
دل را مسافر ره دلبر نوشته‏اند
ما را على ز كوچه يثرب عبور داد
ديديم يا على به روى در نوشته‏اند
اين جمله را كه اهل تو اى كوفه نيستيم
با خط خون به سينه مادر نوشته‏اند
ما را فدائيان ولايت رقم زدند
فرمانبر اوامر رهبر نوشته‏اند
اين ديده را به چشمه كوثر بشسته‏اند
زان رو هماره چشم مراتر نوشته‏اند
شكر خدا كه با يدِبيضاء فاطمى
او را شفيع عرصه محشر نوشته‏اند
ما را حواله عاقبت كار مهدى است
او را ولى و حجت آخر نوشته‏اند
مهدى بيا كه منتقم فاطمه تويى
اين انتقام با تو ميسر نوشته‏اند

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 9:36 قبل از ظهر توسط احسان

بی قرار از نبودنت

چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390

و صدها سال است که نیمه ماه عاشقی بی تو به سر می شود و ما حسرت به دل ، میلادیه شما را به جشن می نشینیم . جشنی که اندوهی هزارساله را در زیر پوست خود دارد . چه جشنی و سروری وقتی شما نیستی تا ما در حضورت تبریک میلاد  گوییم و.... 

 


ادامه مطلب...

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 0:28 قبل از ظهر توسط احسان

ودگر بار نیمه ماه عاشقی

سه شنبه بیست و یکم تیر 1390

دوباره ایام نیمه شعبان و روزهایی که برای منتظران و شیفتگان تشنه حضور منجی عالم بشریت ، حال و هوایی خاص دارد. نمیدانم ، اما گاهی اینطور احساس می کنم که قرار است اتفاق خاص و غیر قابل پیش بینی رخ دهد. این حس را سالیان سال است در ایامی چون سوم شعبان یا...


ادامه مطلب...

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 9:16 بعد از ظهر توسط احسان

موالید مبارک !

چهارشنبه پانزدهم تیر 1390

سه گل روییده اندر باغ احساس          گـــــل سوسن گل لاله گل یاس

گل اول که ماه عالــــــمین است          عزیز فاطمه نامش حسین است

گل دوم نگر غوغاست در فــضل          امید مرتضی نامش ابالفضــــــــل

گل سوم گل میعـــــــــــاد باشد          امام چهارمین سجــــــــــاد باشد

   

میلاد سه نور مبارک

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 8:55 قبل از ظهر توسط احسان




دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.


Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

بهراد آنلاین

پوزخند