تبليغاتX
به يقين يوسف ما آمدني است
×××انتظار×××

اتنظارتو

اتنظارخوبيهاي خداست

ومن منتظرروزخدايم

تادرنگاه تو

تولدي دوباره يابم

نازقدمت

اشكهاي ماندگارچشم انتظاران

+ نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 7:51 قبل از ظهر توسط احسان |

×××هوای دلتنگی×××

عجب رسم ناموزوني است

و نا ميمون

طريق اهل دروغ

سلوك حقيقت تلخي است

به قمار خانة دنيا

چه بي رحمانه ساكن و مفتخريم

شبي تاريك

رهزنان به ميانة راه

زخم از هم دريدن را پيمانه مي كنند

من به لقمه اي حقيرانه

جامه اي در پيش آبروي خويش

به دندان مي كشم

رهزنان بي چراغ و بي تزوير

به سلاخي همه چيز و همه كس.

ساربان در هست و نيست

و انديشيدن من

به زخمه اي دچار

حيرت و حيراني

توشة ميانة راه من است و پيش ديوان

جفاي من

خواب ترسناكي است

ساربان در هست و نيست

به غارت انديشه و حقيقت

چه بي تابانه دلگير است.

همين است 

قمارخانة ماورهزنان

وساربان

در چشم به خون نشستة خدا!              ا حسان

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 7:36 بعد از ظهر توسط احسان |

××× یافاطمه(س) اغیثینی×××

ولادت حضرت زهرا(س) 

درچنين روزي حضرت حوراء انسيه عذراء بتول ام ابيها حضرت فاطمه زهرا(س) درسال پنجم بعثت درمكه مكرمه به دنيا آمد.بنا بر قولي ولادت حضرت دردهم جمادي الآخر ست    

  انعقاد نطفه فاطمه(س) ­­­­

داستان انعقاد نطفه حضرت فاطمه زهرا(س)مراحلي داردكه ذيلا خلاصه آن آورده مي شود:          

1.درشب معراج خداوند سيبي به پيامبر(ص) هديه داد كه ازعظمت خلقت و بوي و رنگ  وزيبايي آن  ملائكه تعجب كردند.خداوندامرفرمودتاپيامبران راميل كند.هنگامي كه آن سيب راشكاف ، نوري ازآن درخشيد. جبرئيل گفت :بخوريا رسول الله، كه اين نور منصوره  فاطمه،دختري است كه از صلب تو خارج مي شود.

در بعضي  روايات است كه ازرطب بهشتي هم خاتم الانبياء(ص)ميل فرمودند.         

2.در10شعبان سال چهارم جبرئيل(ع)برپيامبر(ص)درابطح نازل شد وفرمان كناره گيري ازحضرت خديجه(س)رابه مدت 40روز،به عنوان مقدمه حمل حضرت زهرا (س) ،  ابلاغ فرمود.                                                                                   

با اينكه آن حضرت علاقه وافري به خديجه(س) داشت واين كاربراي آن حضرت پرمشقت بود،ولي براي خديجه(س)پيغام دادكه مدتي به منزل نمي آيم وبه منزل فاطمة بنت اسد(س) مي روم.شبها درراببندودربسترآسايش كن.           

پيامبر(ص) شبها به منزل فاطمة بنت اسد(س) مي آمد.هرشب هنگام افطار،خرما وانگور وغذاي بهشتي مي آوردند. با آب بهشتي وحوله دست آن حضرت را شسته و تميز مي كردند. اميرالمؤمنين  (ع)حسب دستورپيامبر(ص)جلودرمي نشست كه كسي نيايد ودرآن غذا باپيامبر(ص) شريك شود.درشب چهلم دستور رسيد به خانه خديجه(س) برو كه خداوند به خدا سوگندخورده كه امشب ازصلب  توذريه  پاك و  طيبه اي بيافريند.حضرت ازجابرخاسته وبه منزل خديجه (س)آمدند.                                                                                                                                         

حضرت خديجه (س) مي فرمايد:سوگندبه آن كسي كه آسمان رابرافراشته وآب را از زمين جوشانيده،حضرت ازمن دورنشده بودكه سنگيني وجود فاطمه (س) را در خود احساس كردم.    دوران بارداری خدیجه                                                                                                                                                  

هنگامي كه حضرت خديجه (س) دوران آبستني خود را مي گذراند، حضرت فاطمه (س)  از داخل شكم با مادرصحبت مي فرمود،واو را دلداري مي دادوبه صبروپايداري دعوت مي فرمود.

پيامبر(ص)به خديجه(س)فرمودند:‹‹جبرئيل به من بشارت دادكه اين مولود دختراست،واو موجودي پاك وبابركت است.خداوندمتعال نسل وذريه مرا ازاو قرارمي دهد، و ازنسل او اماماني درامت قرار خواهد دادكه بعد  از پايان يافتن وحي او،جانشينانش درروي زمين باشند››.

هنگام ظاهرشدن آثاروضع حمل،سراغ زنان قريش فرستادند،ولي كسي براي كمك نيامد ،چه اينكه آنها راضي به ازدواج حضرت خديجه(س)باپيامبر(ص)نبودند،وخديجه(س) ازاين برخوردآنها غمناك شد.

درهمين حال چهارزن بلندبالا كه شبيه زنان بني هاشم بودند براووارد شدند.يكي ازآنان به اوگفت:اي خديجه،غمگين مباش كه ما فرستادگان پرودگار تو هستيم .ما خواهران توايم ،من ساره هستم،و اين آسيه دخترمزاحم و همنشين تو در بهشت و اين مريم دخترعمران واين صفوراءدخترشعيب است .خداوند ما رانزدتوفرستاده تا در كارهاي مربوط به زنان به توكمك كنيم.يكي ازآنان درسمت راست  او ،وديگري درسمت چپش،وسومي پيش روي  آن حضرت،وچهارمي پشت سر اونشستند.                     

فاطمه(س)به دنيا آمد 

عليا مخدره خديجه كبري(س)،حضرت فاطمه زهرا(س)راپاك وپاكيزه برزمين نهاد .در اين هنگام نوري ازوجودش درخشيدكه تمام خانه هاي مكه روشن كرد، واين نور در شرق و غرب  درخشش نمود.بانويي كه پيش روي خديجه(س)بود،حضرت فاطمه (س) را برداشت وباآب كوثرشستشو داد،وپارچه سفيدي كه ازشير سفيدتر وازمشك و عنبرخوشبوتربودبيرون آورد.يكي رابربدن اوپيچيده وديگري رابرسرش انداخت وسپس ازاوخواست كه سخن بگويد.

حضرت فاطمه(س)لب به سخن گشود،وفرمود:‹‹اشهدان لا ا له الا الله،وان أبي رسول الله سيدالانبياء وان بعلي سيد الاوصياء وان ولدي سيد الاسباط ››  :‹‹گواهي مي دهم كه جزالله خدايي نيست،وپدرم فرستادة خدا وسرورپيامبران است ، و شوهرم سرورجانشينان وفرزندام آقاي نوادگان واسباط هستند››. 

بعدبريكايك آنان سلام كرده وهريك رابه اسم صدازد.آنان برچهرة اوتبسم كردند، و حور العين  وبهشتيان يكديگررا به ولادت حضرت فاطمه (س) بشارت دادند . درآسمان نوري درخشان  پديد آمدكه ملائكه تا آن روز چنان نوري رانديده بودند، ولذا نام حضرت را ‹‹زهرا››گذاشتند. بانويي كه پيش روي خديجه(س) نشسته بود،به خديجه گفت: ‹‹ اورا پاك  وپاكيزه وآراسته وبابركت دربرگير،كه درنسل وذزيه اش بركت قرار داده شده است››.

خديجه(س)،حضرت رابا شادي وخشنودي ازدست اوگرفته،وسينه دردهانش گذارده و دهان اوراپرازشيركرد،واين گونه بودكه فاطمه(س)رشدجسمي خودرا آغازكرد.       

 

 میلادبانوی دوسراحضرت فاطمه زهرا(س)بر ولی الله الاعظم امیددل زهرای بتول حجت ابن الحسن و شما رهروان راستین آن بانو تبریک وتهنیت بادبه امید ظهور مولایمان حضرت اباصالح المهدی(عج)

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 7:43 قبل از ظهر توسط احسان |

ای بانوی باوفا

 

وفات حضرت ام البنين(س)

درروز13جمادي الثاني درسال 64هجري حضرت ام  البنين(س)همسر اميرالمؤمنين(ع) ومادرقمربني هاشم(ع)ازدنيارحلت فرمودند.

نام مبارك آن حضرت فاطمه،وكنيه شريفش ام البنين است،وآن حضرت به همين كنيه معروفند.پدرآن حضرت حزام بن خالد،ومادرشان ليلي دخترشهيدبن ابي عامراست.

امرالمؤمنين(ع)آن حضرت رابه همسري برگزيدوخداوندچهار پسربه آن حضرت عنايت فرمود:حضرت قمربني هاشم عباس(ع)،عبدالله،جعفروعثمان(ع)،كه هرچهارپسر دركربلا شهيدشدند.

بانواني كه ازكربلا به مدينه مراجعت كردند،درخانه ام البنين(س)عزاداري مي كردند.

آن حضرت اگرچه دركربلا نبودولي ازناله وگريه قرار نداشت وهمه روزه به بقيع مي رفت وآنقدرجانسوزمرثيه مي خواندكه مروان با آن قساوت قلب گربه مي كرد.هنگامي كه زنها اورا ام البنين خطاب مي كردندوتسليت مي دادند،مي فرمود:«ديگرمرا ام البنين نخوانيد...».

اين گريه وزاري حضرت ادامه داشت تا بدرودحيات گفت.   

 

 

.

 

 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 6:8 قبل از ظهر توسط احسان |

×××سلام بربانوی آینه ها×××

+ نوشته شده در جمعه دوم تیر 1385ساعت 6:36 قبل از ظهر توسط احسان |

 
onLoad and onUnload Example