27رجب
بعثت پيامبر(ص)
مبعث مبارك پيامبر(ص)درسن 40سالگي وآغازنززول قرآن برپيامبر(ص)دراين روزبوده است.
اين روز يكي ازاعياد بزرگ است،وروزي است كه حضرت رسول(ص)به رسالت مبعوث گرديدو جبرئيل(ع)برپيامبري آن حضرت نازل شد.غيرشيعه مبعث رادر17يا18يا24رمضان وبعضي در12ربيع الاول مي دانند.دراين روزصلوات برپيامبر(ص)واهل بيت ان حضرت ونيززيارت آن حضرت و اميرالمؤمنين(ع) واردشده است.

ساليان سال بودكه ازبعثت انبيا(ع)مي گذشت،وهرقوم وقبيله اي باعقيده هاي مختلف خودزندگي مي كردندودرحجازومكه آن روزبسياري بت مي پرستيدند:بت سنگي،فلزي،چوبي، وگاهي ازجنس خرما.دختران رازنده به گورمي كردند.اكثرقبايل درحال جنگ وخونريزي بودند.دنياغرق درگمراهي وضلالت بود.تااينكه چهل سال ازولادت با سعادت اشرف مخلوقات وسروركائنات حضرت محمدبن عبدالله(ص)گذشت.خداوندآن حضرت رابه پيامبري مبعوث فرمود،وجبرئيل برآن حضرت نازل شدووحي هاي الهي رابا آداب ومراسمي مخصوص به آن حضرت رسانيدكه دركتب روايي باسندهاي مختلف ذكرشده است.
طبق بعضي روايات هنگامي كه آن حضرت ازكوه حرابرمي گشتندانوارجلال وعظمت ايشان را فراگرفته بود،بحدي بودكه هيچكس راياري آن نبودكه به آن حضرت نظركند.ازكنارهردرخت
وگياه وسنگ كه مي گذشت دربرابرآن حضرت خم مي شدندوبه زبان فصيح مي گفتند:‹‹السلام عليك يانبي الله،السلام عليك يارسول الله››.
هنگامي كه آن حضرت داخل خانه حضرت خديجه(س)شدند،ازشعاع انوارجمال آن حضرت خانه منورشد.خديجه(س)عرض كرد:اي محمد،اين چه نوراست كه ازشما مشاهده مي كنم؟آن حضرت فرمودند:بگو:‹‹لا اله الا الله محمدرسول الله››.خديجه(س)عرض كرد:سالهاست من پيامبري شمارامي دانم.سپس به وحدانيت خداوندمتعال ورسال پيامبر(ص)شهادت داد.
دراين هنگام آن حضرت فرمودند:‹‹اي خديجه،احساس سرما مي كنم.جامه اي برمن بپوشان››.حضرت جامه برخودكشيدوخوابيد.ازجانب حقتعالي ندارسيد:‹‹يا أيها المدثر،قم فأنذر وربك فكبر...››.:‹‹اي جامه به خودپيچيده،برخيزوبترسان مردم راازعذاب پروردگارخود،وتكبير بگووپروردگارت رابه بزرگي يادكن››.آن حضرت برخاست وانگشت مبارك درگوش خودگذاشت وفرمود:‹‹الله اكبر،الله اكبر››پس صداي آن حضرت به همة موجودات رسيد،وهمه بااوموافقت كردند.
پيامبر(ص)سه سال پنهاني مردم رابه خداي يكتادعوت مي فرمود،وپس ازسه سال جبرئيل آمدوعرض كرد:‹‹خداوندمتعال امرفرموده كه دعوت خويش راآشكارفرمايي››.سپس آن حضرت ازكوه صفا بالا رفتندومردم راانذارفرمودندودعوت خودرا علني نمودند.

امام صادق ازپدرانش ازرسولخداصلوات الله عليهم اجمعين روايت كندكه فرمود:پس ازمن دوازده امامندكه اول آنهاعلي بن أبي طالب وآخرايشان قائم است آنان جانشينان واوصياءواولياي من وحجتهاي الهي برامتم پس ازمن مي باشندكسي كه مقربه ايشان باشدمؤمن است وكسي كه منكرايشان باشدكافراست.
25رجب
شهادت موسي بن جعفر(ع)
دراين روز درسال 183هجري بنابرمشهورامام موسي بن جعفر(ع)،درحبس سندي بن شاهك به شهادت رسيدند .به روايت مرحوم كليني روزشهادت حضرت موسي بن جعفر(ع)ششم رجب است.هارون ملعون به ظاهربراي زيارت ودرحقيقت براي دستگير نمودن حضرت موسي بن جعفر(ع)وفرستادن آن حضرت ازمدينه به بغدادبه مسجدالنبي(ص)آمد.
خلفاي ظالم دردوران امامت حضرت
آن حضرت 20سال داشتندكه امامت به ايشان منقتل شدومدت35سال امامت فرمودند.دراين مدت بعدازشهادت امام صادق(ع)مقداري همزمان با ابوجعفرمنصوربودندكه اومعترض آن حضرت نشد.
بعدازمنصورقريب به ده سال ايام خلافت مهدي بود.اوحضرت رابه عراق طلبيدوحبس كرد.شبي اميرالمؤمنين(ع) رادرخواب ديدكه به اوفرمود:‹‹فهل عسيتم ان توليتم أن تفسدوا في الارض وتقطعوا أرحامكم››(سورة محمد:آيه 22)وقتي بيدارشدمرادحضرت رادانست وموسي بن جعفر(ع)رااززندان آزادكرد.
پس ازمهدي،پسرش هادي خواست آن حضرت رامحبوس كندولي اجل اورامهلت نداد،چه اينكه كمترازيكسال بيشترخلافت نكرد.خلافت به هارون كه رسيدامام(ع)رااززنداني ديگرفرستاد،تادرسال چهاردهم خلافتش آن حضرت رادرسن 55سالگي به زهرجفا شهيدكرد.
غسل وتدفين حضرت
پس ازشهادت بدن شريف حضرت راطبق دستورهارون با جامه هاي كهنه،جهت اهانت به آن بزرگوار،روي نردباني گذاردندوچهارحمال بردوش گرفتند،وكسي جلوي جنازه صدامي زد:‹‹اين امام رافضيان است››.
امام رضا(ع)قبلا متوجه غسل وكفن ونماز آن حضرت شده بودند.سپس شيعيان آمدندوگل آوردندواحترام كردندودرمحل فعلي حرم مطهر،بدن آن حضرت رادفن كردند.
تعدادفرزندان آن حضرت37نفرندومدت امامت آن حضرت 35سال،وعمرشريف امام(ع)هنگام شهادت 55سال بود.شهادت آن حضرت در5يا6رجب نيزذكرشده است.
* * *
محمدبن زيادأزدي گويد:ازسرورخودموسي بن جعفر(ع)ازتفسيراين كلام الهي پرسيدم:‹‹وأسبغ عليكم نعمه ظاهره وباطنه››فرمود:نعمت ظاهراست ونعمت باطنه امام غائب است،گفتم:آيا درميان ائمه كسي هست كه غائب شود؟فرمود:آري شخص او ازديدگان مردم غايب مي شود اما براي او ازقلوب مؤمنين غايب نمي شودو او دوازدهمين ما امامان است،خداوندبراي اوهرسختي را آسان وهرامردشواري راهموارمي سازدوگنجهاي زمين رابرايش آشكار كندوهربعيدي رابراي وي قريب سازدوبه توسط وي تمامي جباران عنودرانابودكندوهرشيطان متمردي رابه دست وي هلاك سازد،اوفرزندسروركنيزان است كس كه ولادتش برمردمان پوشيده وذكرنامش برآنها روا نيست تاآنگاه خداي تعالي اوراظاهرساخته وزمين راپرازعدل ودادنمايدهمانگونه كه پرازظلم وجورشده باشد.
پنج وظيفه امت درقبال امام (ع)
دربخش اول حداقل معرفت شامل امورذيل مي شود:
1-اعتقادبه اينكه جزمقام نبوت،سايرخصوصيات پيامبر(ص)درامام(ع)هم يافت مي شود. منظورازنبوت،به طورخلاصه تأسيس شريعت ومخاطب وحي تشريعي قرارگرفتن است.
وحي دين وشريعت به طوركامل به پيامبر(ص)صورت گرفته وآنچه ائمه(ع)دربيان احكام واعتقادات ديني ابلاغ مي كنند،همه راازرسول خدا(ص)فراگرفته اندومستقيما به خود ايشان وحي نمي شود.البته وحي غيرشريعت كه شامل موضوعات مي شود،به طورمستقيم براي ائمه(ع)بوده است،ولي لازمه وحي موضوعات،مقام نبوت نيست؛چون درآن تشريع نيست. بنابراين امكان داردكه امام(ع)وحي شريعت راكه توسط جبرئيل به رسول خدا(ص)مي شود بشنودوحتي جبرئيل راببيندولي مخاطب وحي،پيامبر(ص)است نه امام(ع)،يعني جبرئيل حامل وحي شريعت برا ي رسول خدا(ص)است وامام(ع)شاهدوناظرقضيه هستند.ازاميرالمؤمنين(ع) نقل شده كه پيامبر(ص)به ايشان فرمود:
‹‹(اي علي)توآنچه رامن مي شنوم، مي شنوي وآنچه رامن مي بينم مي بيني؛با اين تفاوت كه تو پيغمبر نيستي، ولي وزيرهستي، وتو برمسيرخيرو خوبي حركت مي نمايي››.
پس غيرازشأن نبوت،بقيه كمالات پيامبر(ص)اعم ازعلم وعصمت وولايت و...،همگي را امام(ع)داراست وبنابراين وارث همه صفات رسول خدا(ص)-غيرازنبوت-مي باشد.
2-اطاعت ازامام(ع)درحقيقت ازخداورسول او(ص)مي باشد.
3-درهرچيزي بدون استثنا بايد تسليم نظرامام(ع)بود.تسليم اين است كه اگردرموردي نظر ايشان براي ما مشخص شد،ديگرترديدي درعمل به آن نداشته باشيم وپذيرفتن نظرامام(ع) براي ماسخت وسنگين نباشد،بلكه براحتي سرتسليم به ايشان بسپريم،چه مسأله براي ما و ازديدگاه ماروشن باشدوچه نباشد.
4-بايدهمه چيزرابه ايشان ارجاع داد.يعني درهرمسأله اي-اعم ازاعتقادي،اخلاقي،اجتماعي وفردي-اولين قدم مراجعه به امام(ع)است وتابه ايشان رجوع نكرده ايم،مطمئن نباشيم كه آنچه فهميده ايم صحيح است يانه.بنابراين مثلا درتفاصيل اعتقادات مانندتوحيدومعادو...يادراحكام واخلاق،سرلوحه ومأخذ بايداحاديث ائمه(ع)باشدنه آراء اشخاص واتكا به فهم ناقص خود و ديگران.
5-پس ازرجوع به امام(ع)بايدازنظرايشان رابرگرفت.نبايدرجوع انسان به روايات براي تحميل نظرات شخصي برآنهاوتفسيراحاديث مطابق فهم وسليقه فردي باشد،بلكه درعمل بايدآنچه راازاحاديث ائمه(ع)فهميده مي شودبرهرچيزديگري ترجيح داد.
باتوجه به اين جهات معلوم مي شودكه حدمعرفت امام(ع)درانسان به ميزان تحقق اين پنج موردبستگي دارد.هرمقداراينها كاملتروعميقترباشد،معرفت بالاتراست وهرقدركمتروناقصتر باشد،به همان اندازه معرفت هم ناقص است.
لذابه صرف ادعاوشناخت ظاهري،نمي توان ادعاي معرفت امام(ع)راكرد.
بخش دوم حديث اشاره به معرفي اشخاص ائمه(ع)است كه شامل دوازده امام شيعه اثناعشري است.واين نشان مي دهدكه امامت يك امركلي نيست كه تشخيص مصداق آن به عهدة افراد گذاشته شده باشد،بلكه امامان(ع)افراد خاصي هستندكه بايدبه اسم ونسب مورد اعتقادباشند.و لذا عقيدة برخي ازفرق شيعه-مانندزيديه-كه امامت فردي ازاهل بيت پيامبر(ص)رادراعتقادبه امامت كافي دانسته اند،مردوداست.
وظيفه معرفت امام(ع)
وظيفه ماانسانها تسليم نسبت به اين كمالات الهي وقبول كردن آنهاست وسهم ما درمعرفت امام(ع)همين پذيرفتن معرفي خداست.و اين همان‹‹ معرفت امام (ع)››است كه پس ازمعرفت خدا ورسول(ص)برعهدة ماقرارداده شده است.حديثي كه با فضيلت ترين واجبات رامعرفه الله وسپس معرفة الرسول مطرح كرده بود،چنين آمده است:
‹‹وبعدازآن (معرفت رسول)معرفت امامي است كه به اواقتدا مي شود-هم شناخت ويژيگيها واوصاف اووهم شناخت نامش-چه درسختي وچه درآسايش.وپايين ترين حدمعرفت امام اين است كه اوهمتاي پيامبر(ص)-جزدرنبوت-ووارث آن حضرت مي باشدواينكه اطاعت ازامام (درحقيقت)اطاعت ازخداواطاعت ازرسول خداست.و(ديگرآنكه بايد)درهرچيزي تسليم محض نسبت به امام بودو(همه اموررا)به ايشان ارجاع دادونظرايشان رابرگرفت،وبداندكه امام پس ازرسول خدا(ص)علي بن ابي طالب وپس ازايشان حسن وبعدازايشان حسين،سپس علي بن الحسين، سپس محمدبن علي،سپس من،سپس بعدازمن پسرم موسي،وبعدازايشان پسرشان علي،وبعدازعلي پسرشان محمد،وبعدازمحمدپسرشان علي،وبعدازعلي پسرشان حسن،وحضرت حجت ازفرزندان حسن است››.
طبق اين فرمايش،حداقل معرفت مانسبت به امام(ع)كه واجب مي باشددوبخش است:بخش اول اعتقادبه فضايل واوصاف امام (ع)ووظايفي كه درقبال ايشان داريم،وبخش دوم شناخت يك يك امامان به نام ونسب آنها

اميرا لمومنين(ع) ازرسول رحمت(ص) نقل مي كندكه:
اي علي بدان كه عجيب ترين ا فرادازجهت ايمان وبزرگي يقين،قومي هستندكه در آخرالزمان به سرمي برند. زيرا آنان،درعينحال كه پيامبررا ملاقات نكرده اندوامام وحجت خدا نيزازآن ها محجوب وغايب است ،
بوسيله سياهي ها وخطوطي كه دركاغذها مانده است،ايمان آورده اند (كمال الدين،ص288،ح8)
وبه راستي همين است ، اين قوم باآنكه نديده اند ايمان آورده اندوپابرجاومحكم برايمان خويش ايستادند و خواهندايستاد.ماكه دردوران غيبت ولي خداييم، نديده دلبسته وخريداراوشده ايم.مادلخوش به اوداريم كه او ياوردوستان ومحبان خويش است ،اوكه وارث رحمت نبوي وخلق محمدي است.
15رجب
1) زيارت امام حسين(ع)
درشب 15رجب وروزآن زيارت امام حسين(ع)وهمچنين زيارت مشاهدشريفه معصومين(ع) مستحب است.
2) وفات حضرت زينب(س)
وفات مظلومانه وغريبانة ام المصائب حضرت فاطمه صغري عقيلة بني هاشم زينب كبري(س)در شب يكشنبه 15رجب سال62هجري به وقوع پيوسته است.
درمدت يك سال بعدازواقعة كربلا،زندگاني آن حضرت همراه بااشك وآه وخاطرات اسارت وكربلا سپري گشت.درعظمت آن مخدره همين بس كه به فرمودة صدوق(رحمه الله)،ازجانب امام حسين(ع)نيابت خاصه داشته است،وتاهنگامي كه بيماري امام زين العابدين(ع)تمام نشده بود،اين نيابت ادامه داشت.
پ) نام گذاري آن حضرت
هنگام ولادت جبرئيل ازجانب خداوندمتعال برپيامبر(ص)نازل شدوعرض كرد:‹‹يا رسول الله،اسم اين دختررازينب بگذار››.آنگاه جبرئيل گريست.پيامبر(ص)پرسيد:سبب اين گريه چيست؟عرض كرد:همانا اين دخترازآغاززندگي تاپايان روزگاردراين سراي ناپايداربارنج ودرد وبلا خواهدزيست.گاهي به درد مصيبت شما يا رسول الله مبتلا مي شود،وگاهي درماتم مادرش وگاهي درمصيبت پدروگاهي به دردفراق برادرش حسن مجتبي(ع)دچارخواهدشد.ازهمه بالاتربه مصائب كربلا ونوائب دشت نينوا گرفتار مي شودچنانكه مويش سفيدو قامتش خميده خواهدگرديد.
اين خبرراازاهل بيت(ع)شنيدندواندوهناك وگريان شدند.پيامبر(ص)صورت برصورت حضرت زينب(س)نهادوگريست.حضرت صديقه طاهره(س)فرمود:ياابتا،اين گريه براي چيست؟خداوندديده هاي تورانگرياند.فرمود:اي فاطمه،بعدازمن وتو واين دختردچاربلاها ومصائبي مي شود.حضرت صديقه(س) فرمود:
چه ثواب داردآن كسي كه بردخترم زينب(س)گريه كند؟آن حضرت فرمود:‹‹اي پارة تنم واي نورچشمم،ثواب كسي كه براوومصائب اوگريه كندمانندثواب كسي است كه بربرادرش حسين گريه كند››.سپس نام آن حضرت را‹‹زينب››نهاد.
آن حضرت يك سال وچندماه بعدازواقعة كربلا باقلبي پرازاندوه ازمصائب كربلا درخانة خودرحلت فرمودندودرهمان خانه دفن شدند.دروفات آن مخدره مظلومه روزهاي 14رجب ودهم ماه رمضان راهم گفته اند.
4) تغييرقبله
درروز15رجب سال 2هجري قبله ازبيت المقدس به سوي كعبه تغييرپيداكرد.اين برنامه درنمازظهردر مسجدبني سالم مدينه اتفاق افتادواين مسجدبعدازآن هب مسجدذي القبلتين ناميده شد.
5)شهادت امام صادق(ع)
شهادت امام صادق(ع)به روايتي درسال148هجري درچنين روزي بوده است.
13رجب
ولادت اميرالمؤمنين(ع)
اولين امام مؤمنين وخليفه الله بلافصل بعدازرسول الله خاتم النبين(ص)،برادر،پسرعمو،وزيرو داماداوسيدالوصين علي بن ابيطالب(ع)درروزجمعه 13رجب دربيت الله الحرام،داخل معظمه به دنيا آمد كعبه ،كه قبل ازاووبعدازاومولودي درآنجا بدنيا نيامده ونخواهدآمد.
اسم شريفش علي(ع)است.صاحب كتاب الانوارمي گويد:علي بن ابي طالب(ع)دركتاب خدا 300اسم دارد. مشهورترين القاب آن حضرت اميرالمؤمنين است وابن شهرآشوب بيش از850 لقب براي آن حضرت ذكرنموده است.
القاب اميرالمؤمنين(ع)
مشهورترين كنيه هاي آن حضرت ابوالحسن(ع) است.اضافه براسامي والقابي كه آن حضرت دركتابهاي مختلف آسماني به زبانهاي مختلف دارند...چه اينكه آن حضرت نزد اهل آسمان معروف به شمساطيل است.درزمين جمحائيل،درلوح قنسوم،درقلم منصوم،درعرش معين،نزدرضوان امين است،نزدحورالعين اصب است،درصحف ابراهيم(ع)حزبيل است،درعبرانيه بلقياطيس،درسريانيه شروحيل،درتورات ايليا،درزبوراريا،درانجيل بريا،درصحف حجرعين،درقرآن علي است.
والدين اميرالمؤمنين(ع)
پدروالامقام آن حضرت،سيدبطحاء حضرت ابوطالب(ع)،ومادرآن حضرت فاطمه بنت اسدبن هاشم بن عبدمناف،بانوي حرم حضرت ابوطالب(ع)است كه انوارامامت و ولايت اولا ازآن خزانة عصمت وگنجينه حياء وعفت به ظهورآمده واولين هاشميه اي است كه چنين اخترفروزنده اي او آورد.
آن حضرت نه تنها مادراميرالمؤمنين(ع)بود،بلكه بعدازوفات عبدالمطلب(ع)،كه شش ياهشت سال ازسن مبارك پيامبر(ص)گذشته بودوآن حضرت به ابوطالب(ع)سپرده شده بود.فاطمه بنت اسد(ع)درحق پيامبر(ص)مادري مي كردوهميشه اورابرفرزندان خودمقدم مي داشت وهمه روزه ازآن حضرت علامات نبوت رامشاهده مي نمودوپيامبرخدا(ص)آن حضرت رامادرخطاب مي كرد.
همچنين بعدازرحلت حضرت خديجه كبري(ع)،پيامبر(ص)فاطمه زهرا(ع)رابه فاطمه بنت اسد(ع) سپردند. ايشان براي آن حضرت مادري مي كردودردامان عزت خودآن مستورة دوجهان راباجان ودل سرپرستي
مي كردتازماني كه ازدنيا رفت.
آن حضرت درسال چهارم هجري درمدينه طيبه ازدنيا رفت،ودربقيع مدفون شد.هنگامي كه اميرالمؤمنين(ع) خبرفوت والده اش رابه پيامبر(ص)دادندآن حضرت فرمودند:‹‹اومادرمن بود››.بعدعمامه ولباسش رادادكه فاطمه(ع)رابه آنهاكفن كنندوخودحضرت برجنازه نمازخواندوچهل تكبيربرجنازه گفت وفرمود:‹‹چون چهل صف ازملائكه به جنازه اش نماز خواندندچهل تكبيرگفتم››.بعددرقبرخوابيدوهنگام دفن اوراتلقين فرمودودربارة اودعا كرد.
نوراميرالمؤمنين(ع)دراصلاب پدران
حديث ولادت اميرالمؤمنين(ع)هم دلالتي برصلابت ايمان فاطمه بنت اسد(ع)مادرآن حضرت دارد.نوري كه ازعرش پروردگارآمده بود،درانبياء واوصياءيكي بعدازديگري منتقل شده تابه عبدالمطلب(ع)رسيدوبعدآن نوردوقسم شد.نوري درپيشاني مبارك عبدالله(ع)پدربزرگوار پيامبر(ص)كه آن نوربه پيشاني آمنه(ع)وسپس درصورت مبارك خاتم الانبياء(ع)منتقل شد. نصف ديگرنوردرپيشاني مبارك ابوطالب(ع)قرارگرفت.
خداوندبه ابوطالب(ع)چندفرزندعطافرمود: عقيل،طالب،جعفر،فاخته ياام هاني،جمانه وعلي اميرالمؤمنين(ع).هنگامي كه خداوندعلي (ع)رابه ابوطالب وفاطمه بنت اسد(ع)داد،آن نوردرصورت فاطمه بنت اسد(ع)درخشندگي مي كرد.
محل ولادت اميرالمؤمنين(ع)
مكان ولادت اميرالمؤمنين(ع)اشرف بقاع يعني حرم است.اشرف اماكن حرم مسجداست، و اشرف بقاع مسجدكعبه است.مولودي جزآن حضرت درآن مكان بدنيا نيامده است،آن هم درسيدايام روز جمعه،درماه حرام ودربيت الحرام!!
اميرالمؤمنين(ع)سه روزچشم مبارك رابازنكرد،تااوراخدمت پيامبر(ص)آوردند.آنجا بودكه چشم بازكرد.آن حضرت فرمود:‹‹اومرامخصوص به نظرخودقراردادومن اورامخصوص به علم خويش قراردادم››.سپس آن حضرت رادرآغوش كشيدوبه منزل ابوطالب(ع)آورد.
پيشگويي ازولادت اميرالمؤمنين(ع)
جابربن عبدالله انصاري مي گويد:راهبي بودبه نام‹‹مثرم بن رعيب››كه 190سال عبادت كرده بود،ولي حاجتي از خدا نخواسته بود.روزي ازخداوندخواست يكي ازاوليائش رابه اوبنماياند.خداوندمتعال جناب ابوطالب(ع)رانزداو فرستادوبعدازآنكه راهب دانست اين آقا چه كسي است،به آن حضرت بشارت دادكه اي ابوطالب،خداوندبه توپسري عنايت مي فرمايدكه اوولي خداست واسم شريف اوعلي است.هنگامي كه اورادرك كردي سلام مرا به اوبرسان وبه اوبگوكه مثرم راهب،اقرارمي كندبه وحدانيت خدا وبه ولايت توبا اميرالمؤمنين(ع)شهادت مي دهد.
هنگام رفتن جناب ابوطالب(ع)خرما وانگورواناربهشتي ميل فرمودندوبه منزل آمدند.فاطمه بنت اسد(ع)بانوي حرم جناب ابوطالب(ع)هم خرمايي كه پيامبر(ص)به آن حضرت داده بودندميل فرمود،وبه ابوطالب(ع)هم دادند وآن حضرت هم ميل فرمود.پيامبر(ص)فرموده بودند:اين خرماراكسي مي خوردكه مقربه توحيدونبوت من باشد
بعدازآنكه پدرومادرآن حضرت،ميوه هاي بهشتي راميل فرمودندوجودحضرت مولي الموحدين علي بن ابي طالب(ع)به وجودآمد.هنگامي كه فاطمه بنت اسد(ع)حامل آن وجودشريف شد،به زيبايي ونورانيتش افزوده شد.
انعقاد نطفة اميرالمؤمنين(ع)
هنگامي كه وجودشريف آن حضرت دربطن فاطمه بنت اسد(ع)قرارگرفت درمكه زلزله شد،وقريش بتها رابه كوه ابوقبيس آوردند،ولي زلزله بيشترشدوبتها به رو افتادند.آنان به ابوطالب(ع)پناه بردند،وآن حضرت بالاي كوه آمدوفرمود:‹‹مردم دراين شب اتفاق مهمي افتاده است.خداوندخلقي راآفريده كه اگرازاواطاعت نكنيدو اقراربه ولايت اوننماييدوشهادت به امامت اوندهيداين زلزله ساكن نمي شود.پس به اطاعت و ولايت وامامت اواقراركنيد››.سپس درحالي كه اشك مي ريخت دستان مبارك رابلندنمودوفرمود:‹‹پروردگارمن وآقاي من،تور ا مي خوانم به محمديت پسنديده وعلويت بلندمرتبه وبه فاطميت درخشنده ونوراني كه برسرزمين تهامه به رحمت ومهرباني خويش لطف بفرمايي››.ديگران آمين گفتند.دعاكه تمام شدزلزله پايان يافت.عربهادرزمان جاهليت تاگرفتارمي شدنداين دعارامي خواندندوگرفتاري برطرف مي شد.
جعفربن ابي طالب(ع)صداي آن حضرت راازشكم مادرشنيدوبيهوش شد.همچنين فاطمه بنت اسد(ع)به قصدطواف گردخانه خدامي رفت،ولي ناگهان آن حضرت ازداخل شكم دوپاي خودرابه شدت فشارمي دادو
نمي گذاشت مادرش به محلي كه بتها نصب شده اندنزديك شود،وحال آنكه مادرش برا ي عبادت خانة خدا را طواف مي كرد.زماني ديگر،بتهادرمقابل آن فرزندبدنيا نيامده به صورت به زمين مي افتادند.شيردرندة طائف در برابرابوطالب(ع)تعظيم كرد.هنگامي كه آن حضرت علت راجويا شدشيرگفت:شماپدراسدالله وكمك محمد پيامبرخدا(ص)ومربي شيرخداهستي .
مادراميرالمؤمنين(ع)دركعبه
شب جمعه سيزدهم رجب بانوي بزرگوار ابوطالب(ع)احساس دردكرد،ولي باقرائت نامي مخصوص آرامش پيدا كرد.هنگامي كه جناب ابوطالب(ع)خواست زناني ازقريش رابراي كمك فاطمه بنت اسد(ع)بياورد،ازگوشة خانه ندايي رسيد:‹‹اي ابوطالب،صبركن چراكه دست نجس نبايدولي خدارالمس كند››.
صبح هنگام فاطمه بنت اسد(ع)ندايي شنيد:‹‹اي فاطمه به خانة مابيا››.ابوطالب(ع)وپيامبر(ص)آن حضرت رابه مسجدالحرام آوردند.عباس بن عبدالمطلب كه به همراه جماعتي درمسجدنشسته بودند،ديدندكه فاطمه(ع)وارد مسجدالحرام شدودرمقابل كعبه ايستادونگاهي به سوي آسمان نمودوچنين فرمود:‹‹پروردگارا،من به تووبه پيامبران وكتابهايي كه ازجانب توآمده اندايمان دارم.من كلام جدم ابراهيم خليل راتصذيق مي كنم واوبوده كه اين خانه رابناكرده است.توراقسم مي دهم وازتومي خواهم به حق كسي كه اين خانه رابناكرد،وبه حق فرزندي كه درشكم من است وبا من سخن مي گويدوباگفتارش بامن انس مي گيرد،ومن يقين دارم كه يكي ازآيات ونشانه هاي توست،كه اين ولادت رابرمن اسان فرمايي››.
ناگهان حاضرين درمسجدالحرام ديدندكه ديوارپشت آن سمتي كه دركعبه است شكافته شدوفاطمه بنت اسد(ع)داخل شد.هرچه كردندقفل دركعبه رابازكنندممكن نشد،ودانستندكه حكمت خداونددركاراست.
فاطمه بنت اسد(ع)مي فرمايد:هنگامي كه داخل كعبه شدم ديدم حوا،ساره،آسيه،مادرموسي بن عمران ومريم مادرعيسي آمدند.آنان به من سلام كردند:‹‹السلام عليك يا ولية الله››ودرمقابلم نشستند.
آنچه درولادت خاتم النبياء(ص)انجام دادنددرولادت علي بن ابي طالب(ع)نيزانجام دادند،چه اينكه فاطمه بنت اسد(ع)درهنگام ولادت پيامبر(ص)حضورداشت وبه ابوطالب(ع)ماجراراخبرداد.حضرت ابوطالب(ع)قبلا به اوفرموده بود:‹‹30سال صبركن تاخدامولودي به توعنايت كندمثل خاتم النبياء(ص)مگردرنبوت كه وصي و وزير اوخواهدشد››.

روز ولادت اميرالمؤمنين(ع)
روزجمعه علي بن ابي طالب(ع)مانندخورشيدبرروي سنگ سرخ درگوشه راست كعبه طلوع فرمود.همين كه قدم برزمين كعبه نهاد،به سجده افتادودستهارا سوي آسمان بلندنمودوفرمود:‹‹اشهدان لا اله الله،وأن محمدا رسول الله واشهدان عليا ولي محمد رسول الله،بمحمديختم الله النبوه وبي يختم الوصيه وانا اميرالمؤمنين››:‹‹شهادت
مي دهم كه خدايي جزالله نيست ومحمد(ص)پيامبرخداونداست وعلي وصي محمد رسول الله(ص)است.به محمد نبوت ختم مي شودوبه من وصايت كامل وتمام مي شودومنم اميرالمؤمنين››.سپس فرمود:‹‹جاءالحق وزهق الباطل››:‹‹حق آمدوباطل رفت››.
دراين هنگام كه وجودسراپا جودش پاي براين عرصه خاكي نهاده بود،بتهايي كه دركعبه بودبه صورت به زمين افتادندوآسمانها نوراني شد.شيطان فريادبرآورد:‹‹واي بربتها وبت پرستان ازاين فرزند››.
سخنان اميرالمؤمنين(ع)پس ازولادت
آنگاه سلام برزنان بهشتي نمودوحال آنان راپرسيد.بانوان بهشتي اورادرآغوش گرفتندوحضرت با آنان تكلم فرمودند.هنگامي كه حضرت حوا(ع)اورادرآغوش گرفت،آن حضرت فرمود:‹‹سلام برتواي مادر،حوا››! حوا(ع) پاسخ داد:سلام برتوپسرم!علي بن ابي طالب(ع)ازحال آدم پرسيد.حوا(ع)پاسخ داد:غرق درنعمتهاي خداونداست ودرجوارپروردگارمتنعم است.دراين هنگام كه آن حضرت داخل كعبه بودابوطالب(ع)دركوچه وبازارصدامي زد: بشارت بادشمارا كه ولي خداظاهرشده است،همان كسي كه وصايت به اوتمام وكامل مي شود.
بعدازرفتن زنان بهشتي،پيامبران الهي حضرت آدم،حضرت نوح،حضرت ابراهيم،حضرت موسي،حضرت عيسي(ع)آمدند.اميرالمؤمنين(ع)باديدن آنان حركتي نمودوتبسم فرمودوآن بزرگواران برحضرتش سلام كردند:‹‹سلام برتواي ولي خدا وخليفه پيامبرخدا››.
حضرت درجواب فرمود:‹‹عليكم السلام ورحمه الله وبركاته››.وجداگانه برهر يك سلام نمودند.آن بزرگواران يكي بعدازديگري اورادرآغوش گرفتندوبوسيدندوزبان به مدح اوگشودندورفتند.سپس ملائكه آمدندواورابه آسمانها بردند،وبازآوردندوبردندوهرباركلماتي مخصوص درفضايل ومناقب حضرت مي فرمودند.
فاطمه بنت اسد(ع)مي فرمايد:باردوم درحالتي آن حضرت راآوردندكه اورادرحريرسفيدبهشتي پيچيده بودندوبه من گفتند:‹‹اوراازچشم بينندگان حفظ كن كه ولي رب العالمين است.بدانكه واردبهشت نمي شودمگركسي كه ولايت اورابپذيردوامامت و ولايت اوراتصديق كند.خوشا به حال آن كه تابع اوست و واي بركسي كه ازاو رويگردان شود.مثل اوچون كشتي نوح است.هركه به ان پيوست نجات مي يابدوهركه ازآن بازماندغرق مي شود و سقوط مي كند››.سپس درگوش اومطلبي گفتندكه من نفهميدم.بعداورابوسيدندوبرخاستندوبيرون رفتندومن ندانستم ازكجاخارج شدند.
سه روزدركعبه
فاطمه بنت اسد(ع)بعدازسه روزكه مهمان الهي بودفرزندمبارك ومحترم خودرادراغوش گرفته آماده خروج ازكعبه شدكه هاتفي غيبي چنين نداداد:‹‹اي فاطمه،نام اين مولودراعلي بگذار،چراكه من خداي علي اعلي هستم.من نام اوراازنام خودگرفته ام،واوراادب آموخته ام وامرخودرابه اوسپرده ام،واورابرغوامض علم خود آگاهي داده ام.اودرخانه من بدنيا آمده است.اواول كسي است كه برفراز خانة من اذان مي گويد،وبتها را
مي شكند،وآنهارا ازبالاي كعبه به صورت مي اندازد.خوشابه حال كسي كه اورادوست مي داردوازاواطاعت
مي كندواوراياري مي نمايد.واي بركسي كه بغض اوراداردوازاوسرپيچي مي كندواوراخوارمي نمايدوحق اوراانكار
مي نمايد››.
دراين سه روزدرهرمحفلي سخن ازولادت اين مولودمبارك واستثنايي بود،بخصوص بازنشدن قفل دركعبه، شكافته شدن ديواركعبه درروزوديدن آن توسط كفار،اين مطلب رابه صورت يك مسئله عمومي دراورده بود.
طلوع نورعلي(ع)درآغوش پيامبر(ص)
صبح روزچهارم درمقابل ديدگان به انتظارنشسته،ناگهان ديواركعبه ازمكان قبلي شكاف برداشت به حدي كه فاطمه بنت اسد(ع)بافرزندعزيزش ازآنجاخارج شدند.مردم همه نگاه مي كردندوقبل ازسؤال كسي،فاطمه بنت اسد(ع)ازبعضي وقايع داخل خانه خبردادوازعظمت آن مولودوغذاهاي بهشتي واينكه نام اين حضرت به نداي آسماني علي(ع)است.
ابوطالب(ع)وپيامبر(ص)پيش آمدند،وفاطمه بنت اسد(ع)با مولودپيش آمد.حضرت مولي الموالي علي(ع) فرمودند:‹‹السلام عليك يا ابه ورحمه الله وبركاته››.ابوطالب(ع)فرمود:‹‹وعليك السلام يا بني ورحمه الله وبركاته››،وآن حضرت رادرآغوش گرفت.اميرالمؤمنين(ع)چشمان مبارك به صورت پيامبر(ص)بازكردوتبسم فرمودوخودراحركتي دادوفرمود:‹‹السلام عليك ورحمه الله وبركاته،مرادرآغوش بگير››.
پيامبر(ص)پاسخ سلامش رادادوآن حضرت رادرآغوش گرفت،وبوسيدودست دردست اوگذاشت.آنگاه اميرالمؤمنين(ع)دست راست برگوش نهادواذان واقامه فرمودوبه يگانگي خداوندعزوجل ونبوت پيامبر
(ص)شهادت داد.سپس ازپيامبر(ص)براي قرائت كتاب آسماني اجازه خواست.بعدازآنكه پيامبر(ص)اجازه فرمود،سينه را صاف كردوآنچه درصف حضرت آدم ونوح وابراهيم وموسي وعيسي(ع)بودقرائت فرمود.سپس شروع به قرائت قرآن نمودكه هنوزنازل نشده بود.آن حضرت سورة مباركه مؤمنون راآغازكرد:‹‹قدافلح المؤمنون...››سپس درحالتي كه آن حضرت دراغوش رسول الله(ص)بودبه خانة ابوطالب(ع)بازگشتند.
فاطمه بنت اسد(ع)مي فرمايد:هنگامي كه ازكعبه خارج شدم وفرزندرانزدپيامبر(ص)گذاشتم،آن حضرت بازبان مبارك دهان علي(ع)رابازكردواورابا آب دهان مبارك تحنيك كردواذان درگوش راست واقامه درگوش چپ آن حضرت گفت وفرمود:‹‹اين مولودي است كه برفطرت بدنيا آمده است››.
درروزسوم ولادت حضرت ياروزسوم خروج ازكعبه ودربعضي اقوال دهم ذي الحجه،حضرت ابوطالب(ع)وليمه مفصلي دادوفرمود:‹‹بياييدبراي وليمة علي بن ابي طالب وقبلا هفت باركعبه راطواف كنيدوبعدبرفرزندم علي(ع) سلام كنيد››.
كودكي علي(ع)باپيامبر(ص)
اميرامؤمنين(ع)دربارة دوران كودكي خودوهمراه بودن باپيامبر(ص)چنين مي فرمايد:به هنگام كودكي، پيامبر (ص)مرابه دامان مي گرفت،وبه سينه مي چسباند.غذارامي جويدوبه دهانم مي گذارد.ازبو ي خوش خويش به مشام جانم مي بويانيد.اورادرگفتارم دروغ ودركردارم اشتباه وناداني نيافت.خداوندپيامبر(ص) رااز هنگام شيرخوارگي بابزرگترين فرشتگان همراه كرد،تاشبانه روزاورادرراه بزرگواريها ونيكيهاي جهان رهنمون باشد. من نيزازپيامبر(ص)پيروي مي كردم،چنانكه كودك شيرخواري ازمادرفرمان مي بردوازكردارهاي اوپيروي
مي كند.هرسال به كوه حرا مي رفت،ودراين هنگام هيچ كس جزمن اورانمي ديد.
* * *
عبدالعظيم حسني ازامام جوادازآباءبزرگوارشان ازاميرالمؤمنين(ع)چنين روايت كند:براي قائم ماغيبتي است كه مدتش طولاني است،گويا شيعه رادردوران غيبت اومي بينم كه جولان چهارپايان،چراگاه رامي جوينداماآن رانمي يابند،بدانيدهركه درآن دوران دردينش استوارباشدوقلبش به واسطة طول غيبت امامش سخت نشوداودرروزقيامت هم درجة من است.سپس فرمود:هنگامي كه قائم ماقيام كندبيعت احدي برگردن اونيست وبه اين دليل است كه ولادتش پنهان است وشخص اوغايب مي شود.
حسين بن خالدگويدامام رضاازپدران بزرگوارشان ازعلي(ع)روايت كندكه فرمود:اي حسين! نهمين ازفرزندان توهمان قائم به حق است كسي كه آشكاركنندة دين وبسط دهندة عدل است، حسين(ع)گويد:گفتم يا اميرالمؤمنين! آيا آن واقع خواهدشد؟فرمود:سوگندبه خدايي كه محمدرابه نبوت مبعوث كردواورابرجميع خلايق برگزيدآن واقع خواهدگرديدوليكن پس ازغيبت وحيرتي كه جزمخلصين كسي درآن استوارنمي ماند،كساني كه مباشرروح اليقين هستندوخداوندپيمان ولايت ماراازآنها گرفته وايمان را در قلوبشان نگاشته وآنان رابه واسطة روحي ازجانب خودمؤيد داشته است.
ابواسحاق همدان گويديكي ازاصحاب موثق ماازاميرالمؤمنين(ع)شنيده است كه ميفرمود:بارالها! توزمين رازحجت برخلق خودخالي نمي گذاري كه اوياظاهراست ويا ترسان ومستورتاحجتها وبيناتت باطل نشود.
حرم امام رضا(ع)درماه رجب




10رجب
1-ولادت امام جواد(ع)
حضرت جوادالائمه(ع)بنابرمشهوردردهم ماه رجب سال195هجري به دنيا آمده اند.
اقوال ديگردرولادت آن حضرت چنين امده:17رمضان،15ماه رمضان،آخرذي القعده.به قولي هم در13رجب ولادت آن حضرت واقع شده است.
پدربزرگوارآن حضرت امام رضا(ع)،ومادرآن حضرت جناب سبيكه يادره است كه حضرت رضا(ع)نام ايشان را‹‹خيزران››نهادند.
نام آن حضرت محمد،وكنية ايشان ابوجعفرومشهورترين القاب آن حضرت تقي وجواداست.حضرت رضا(ع)آن حضرت را باكنيه يادمي كردند، و مي فرمودند: ‹‹ابوجعفربه من نامه نوشته است› ، و نامه هايي كه ازآن حضرت
مي رسيد درنهايت جلالت وزيبايي بود،وهنگامي كه امام(ع)مي خواستندنامه براي امام جواد(ع)بنويسندآن حضرت را به بزرگي واحترام موردخطاب قرارمي دادند.
يك روز درايام كودكي حضرت جواد (ع) آن حضرت را نزدپدربزرگوارش امام رضا(ع)آوردند.آن حضرت فرمودند :‹‹اين مولودي است كه براي شيعه مباركترازاوبدنيا نيامده است››،چراكه چهل سال وچندماه ازسن مبارك امام رضا(ع)گذشته بودوآن حضرت هنوزاولادي نداشتند،وبعضي ازشيعيان درامرامامت نگران بودند ،هنگامي كه خداوندجوادالائمه(ع)رابه مولايمان حضرت رضا(ع)داد،نگراني وشك وترديدمردم برطرف شد.آن حضرت شش فرزندداشت:ابوالحسن حضرت هادي(ع)ابوطالب جناب زيد،ابوجعفرجناب موسي مبرقع، حكيمه خاتون،خديجه خاتون،ام كلثوم.
2-ولادت حضرت علي اصغر(ع)
ولادت باسعادت حضرت باب الحوائج علي اصغر(ع)دراين روزواقع شده است.
بادرنظرگرفتن اينكه آن حضرت درشش ماهگي درروزعاشورادركربلا به شهادت رسيد،ولادت حضرت مطابق اين روز مي شود.بعضي هم ولادت آن حضرت رادرروز8يا9ثبت كرده اند.
نام شريف آن حضرت عبدالله مشهوربه علي اصغراست.لقب شريفش باب الحوائج،رضيع،مذبوح من الاذن الي الاذن است.پدربزرگوارش امام حسين(ع)،ومادروالامقامش حضرت رباب دخترامرءالقيس كلبي است.
قاتل آن حضرت،حرمله بن كاهل اسدي ملعون است كه قلب امام حسين(ع)واهل بيت وشيعيان،بلكه هرشنوندة اين مصيبت راسوزاند.
* * *
انتظارتو
لحظه هاي ناب با توبودن است.
دمي ديگرمانده
تالحظه رؤيايي من فرارسد!
بياتاسرودروزرهايي را
زمزمه اي عاشقانه سردهيم
وبي خيال ازهياهوي شياطين روزگار
تورا
وفقط تورابسراييم.
اي نَفْسِ نفيس حيات
دررگ آدمي!
دمي ديگرمانده
تاتوبيايي!
3رجب
شهادت امام هادي(ع)
شهادت امام علي النقي(ع)درسال254هجري بنابرمشهوردرسن41سالگي بوده است.مرحوم كليني شهادت آن حضرت رادر26جمادي الاخرنقل فرموده است.مشهوراين است كه آن حضرت6يا8سال و5ماه داشت كه پدربزرگوارايشان جوادالائمه(ع)به شهادت رسيدند،وآن حضرت به منصب كبراي امامت وخلافت عظمي رسيدند،ومدت امامت آن وجودشريف33سال بود.
ايام حيات امام هادي(ع)مصادف بودباخلافت بناحق مأمون،معتصم،واثق،متوكل،منتصر،مستعين،معتزلعنة الله عليهم؛وآخرالأمرمعتزآن حضرت رابازهرشهيدكرد.
مدت عمرمبارك آن حضرت 41سال وچندماه بود.13سال درمدينه اقامت فرمودندوبقية ايام امامت خويش رابه اجبارمتوكل درسامرابودند.حاكم مدينه به متوكل نوشت كه اگرتورابه مكه ومدينه حاجتي است علي بن محمد(ع)راازاين دياربيرون ببركه همه رامطيع خودساخته است.درمدينه اسباب اذيت واضراربه آن حضرت رابه دستورمتوكل زيادكردند،تازماني كه آن حضرت رابه سامرابردندوجسارتها كردند،تااينكه معتزآن حضرت راشهيدكرد.
امام عسكري(ع)غسل وكفن ونمازبران حضرت راانجام داد،وبعدا درظاهراين امورات توسط ديگران انجام شد وايشان رادرمنزل خوددرمكان فعلي حرم مطهردفن نمودند.
* * *
صفربن ا بودلف گويد:ازامام هادي(ع)شنيدم كه مي فرمود:امام پس ازمن فرزندم حسن است وپس ازحسن فرزندش قائم كسي كه زمين راازعدل ودادآكنده سازدهمچنان كه پرازظلم وجورشده باشد.
1رجب
ولادت امام باقر(ع)
حضرت امام محمدبن علي باقرالعلوم(ع)درروزجمعه اول رجب سال 57هجري درمدينه متولد شدند.ولادت آن حضرت روزهاي سوم وششم صفروپنجم وبيست ودوم رجب هم ذكرشده است.
نام مبارك آن حضرت محمد،كنيه ايشان ابوجعفروالقاب آن حضرت باقرالعلوم،الشاكرلله، هادي،امين وشبيه است،ولقب اخيربه خاطرشباهت آن حضرت به پيامبر(ص)است.
پدربزرگوارش حضرت امام زين العابدين علي بن الحسين(ع)ومادرآن حضرت ام عبدالله فاطمه دخترامام حسن مجتبي(ع)است.امام باقر(ع)اولين علوي است كه ازپدرومادرنسب شريفش به پيامبر(ص)واميرالمؤمنين وحضرت زهرا(س)مي رسد.
امام صادق(ع)دربارة ام عبدالله مي فرمايند:‹‹اززنهاي باايمان وپرهيزكارونيكوكاربود››.درروايت ديگرامام صادق(ع)مي فرمايند:‹‹درميان فرزندان امام حسن(ع)مثل اونبود››.درعظمت وشرافت اين بانوهمين بس كه باحضرت سيدالساجدين علي بن الحسين وباقرالعلوم(ع)درواقعة كربلا حضورداشت وهمراه آن بزرگواران وزينب كبري وديگراهل بيت(ع)به اسارت رفت و وقايع كوفه وشام راديد.
* * *
ابوحمزه ثمالي گويدازامام باقر(ع)شنيدم كه مي فرمود:نزديك ترين مردمان به خداي تعالي وداناترين مردمان به خداومهربانترين ايشان به مردم محمدوائمه(ع)هستند،پس هرجاكه آنان داخل مي شوندشما هم داخل شويد وازهركه آنها مفارقت كردندشماهم مفارقت كنيد-مقصودازآن حسين وفرزندان اوهستند-كه حق درميان آنان است وآنان اوصياهستندوائمه درميان آنهاهستند،پس هركجاآنان راديديد ازايشان پيروي كنيدواگرروزي آنان رانديديدبه خداي تعالي استغاثه كنيدوبه آن سنتي كه داشتيدنظركنيدوازآن تبعيت نماييدوآنان راكه دوست مي داشتيددوست بداريدوآنها راكه دشمن مي داشتيددشمن بداريدكه چه زودباشدكه فرج شمادرآيد.
برخي ازحقوق حضرت ولي عصر(ع)برماونيزمحبت هاي آن بزرگوارنسبت به ما
1)خلقت ماازطريق ائمه(ع)انجام شده است.
آنچه ازروايات پيامبروائمه معصومين(ع)مشخص مي شودآن است كه خداوند،نظام خلقت رابه اين طريق قرار داده است كه ابتدامقام روحاني حضرت رسول(ص)آفريده شده وبعدازايشان حضرت علي وحضرت فاطمه و ائمه(ع)خلق گرديده اند.
خلقت ملائكه وانسانها،ازمقامات ومراتب الهي ائمه(ع)مي باشد.به اين ترتيب،وجودانسانها ازوجودائمه است وبنابراين آن بزرگوارران برما،حق وجوددارند.
ازامام زمان(ع)درتوقيعي نقل شده است كه حضرت فرمودند:
‹‹ماساخته شده ي خدايمان هستيم وخلايق،مصنوعات ماهستند››.
درتوقيع ديگري حضرت ولي عصر(عج)درپاسخ افرادي كه موضوع خلقت وروزي دادن توسط ائمه راسوال كرده بودند فرمودند:
‹‹خداوندتعالي اجسام راآفريده وروزي هاراتقسيم مي نمايد.زيراكه خداجسم نيست ودرجسم هم حلول ننموده است.هيچ چيزي مانندخدانيست.واوست كه شنوا وبيناست.اما ائمه(ع)ازخداوندتعالي درخواست مي كنندتابيافريندونيزروزي عنايت فرمايدوخداونددرجهت بزرگداشت حق آنان،خواسته ي ائمه راپذيرفته است.مي آفريندوروزي مي دهد››.
2)حق ادامه ي حيات دردنيا
ازامام صادق(ع)نقل شده كه فرمود:
‹‹چنانچه زمين بدون امام باشداهل خودرافرومي برد››.
3)حق قرابت بارسول خدا(ص)
خداونددرقرآن مي فرمايد:
‹‹اي پيامبربه مردم بگوكه من ازشما اجري رانمي طلبم جزآنكه اهل بيتم رادوست بداريد››.
درروايات فرواني،ائمه(ع)نزديكان پيامبرمعرفي شده اند.امام زمان(ع)دراين زمان مصداق كامل اين آيه مي باشند.
4)حق نعمت
روايات فرواني براين نكته دلالت دارندكه خداونددراين جهان،نعمت هارا ازطريق امام(ع)به مخلوقات مي رساند .نعمت حيات،باران،روييدن گياهان،حركت خورشيدوخلاصه،همه ي آنچه راكه ميتوان نام نعمت برآن نهاد،بواسطه ي وجودگرانقدرامام زمان(ع)به مامي رسد.
ازويژيگيهاي انسان عاقل آنست كه دربرابركوچكترين محبت واحساني كه فردي به اومي نمايد،سپاسگزاري كند.اگردربيابان،محتاج بنزين وآب شديم وگرماي تابستان هم مارا مي آزرد،چنانچه رهگذري به ما احسان كرده،بادادن بنزين يا آب،ماراازگرفتاري نجات داد،پيوسته محبت اوراارج مي نهيم وسپاسگزاراوخواهيم بودو بدنبال جبران آن هستيم.
اگرباران نمي باريد،زندگي ازبين مي رفت.
اگرخورشيدنبودونورافشاني نمي كرد،حيات ازروي زمين رخت برمي بست.
اگرتعادل حركت خورشيدبرهم مي خورد،مشكل فوق بازپيدامي شد،و....
اما به بركت وجودامام زمان(ع)،درهرشبانه روزازنعمت هاي فراوان برخوردارشده وزندگي را ادامه مي دهيم .برما لازم است كه درمقابل اين همه احسان ونعمت،كمترين وظيفه خودراكه دعابرسلامتي وفرج آن بزرگواراست انجام مي دهيم.