تبليغاتX
به يقين يوسف ما آمدني است
تويي باب حاجات ما

 باب خدابودن ائمة(ع)

‹‹باب الله››بودن ائمة(ع)به همين جهت است.اگركسي مي خواهدبه سرمنزل مقصودبرسد،بايد ازاين راه برودوازغيراين طريق،راه به جايي نمي توان برد.درست ماننداينكه اگركسي بيمارشود، به حكم عقل بايدبه طبيب مراجعه كند.اگربيماري بگويدمن ازخودخداشفا مي خواهم وبنابراين سراغ پزشك نمي روم،درخانه مي نشينم ودعا مي كنم تاخدامراشفابخشد،همةعقلا اورا مذمت مي كنند.چون كسي كه ازخداشفا مي خواهد،بايدازهمان طريقي كه خداشفاراقرارداده،برود و فرض اين است كه مراجعه به پزشك همان طريقي مذكوراست.

البته دراين مثال هيچ پزشكي منصوب ومنصوص ازطرف خدانيست،ولي دربحث امامت  همة تأكيدبرمراجعه به كساني است كه منصوب ازطرف خداي متعال هستند وخود ايشان را ‹‹ابواب الله››ناميده است.پس لزوم پيروي ازاهل بيت(ع)براي آنان كه تا حدي به فضايل و كمالات ايشان پي برده اند،يك حكم عقلي است نه يك دستورتعبدي محض.

دراحاديث مقايسه اي ميان واجبات اصلي دراسلام وامرولايت صورت گرفته است كه نمونه اي ازآن چنين است:

‹‹زراره ازامام باقر(ع)نقل مي كندكه فرمودند:اسلام برپنج چيزبناشده است:

نمازوزكات وحج وروزه و ولايت.

زراره مي گويد:عرض كردم:كدام يك ازاينها برترهستند؟فرمود:ولايت برتراست.

زيراولايت كليدآنهاوصاحب ولايت راهنما ونشان دهندة آنهاست››.

اگرآشنايي باپيامبر(ص)واهل بيت ايشان(ع)نبود،نه نماز،نه روزه،نه حج ونه زكات ونه هيچ حكم ديگري دردين براي ماروشن نبود.درمورداعتقادات هم همين طوراست.اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايند:

‹‹خداي متعال اگرمي خواست خودش را-مستقيما وبي واسطه-به بندگان مي شناساند؛ولي ما رادرهاوراه طريق خودوآن جهت وسويي كه بايدازآن داخل شوندقرارداده است.بنابراين كساني كه ازولايت ماروي گردانند،يا ديگري رابرما ترجيح مي دهند،ازصراط(مستقيم)مي لغزند.آنهاكه مردم به ايشان چنگ زده اند(با ما)مساوي نيستند.زيرامردم(اهل سنت)به سوي چشمه هاي آب تيره رنگي كه بعضي ازآنها به بعضي ديگرمي ريزند،روي آورده انداما كساني كه به سوي ما آمدندبه سوي چشمه هاي زلالي روي آورده اندكه به فرمان پروردگارشان   جاري هستند،آب آنها تمام نمي شودوخشك نمي گردند››.

               

خداونداهل بيت(ع)راواسطة تقرب به سوي خودش قرارداده است.درهرچيزي حتي درتوحيد معرفت خداي يكتا،ايشان واسطة فيض الهي هستندوتاكسي به ايشان رجوع نكند،به توحيد حقيقي ومعرفت راستين خداوندنايل نمي شودوآنچه به دست آورده است ازاودستگيري نمي كند.كساني كه به سراغ غير ايشان رفته اند،به چشمة زلال علم ومعرفت روي نياورده اند. غيراهل بيت(ع)هم اگربهره اي ازآب معرفت برده باشند،آن راباگل ولاي وآلودگيها ديگر مخلوط كرده اند،وازمعرفت خالص الهي بي بهره مانده اندوبنابراين ازصراط مستقيم خداونددور افتاده اند.آن چشمة معرفتي كه ناخالصي نداردوچيزي آب زلال آن راآلوده نكرده، تنها ازسينه ودهان اهل بيت(ع)جاري است وتشنگان معرفت راتنها اين چشمه مي تواندسيراب نمايد.علم ايشان تمامي نداردوهيچ كس ازسر چشمة ايشان تشنه بازنمي گردد.پس چراانسان عاقل كه چنين افرادي راشناخته است،سراغ ديگران بروديادرسرسپردگي به اهل بيت(ع)ترديد داشته باشد؟!اگركسي همه چيزراازائمه(ع)بگيرد،محتاج هيچ كس نمي شودوهمة خيرات را مي تواند باقبول ولايت وسرپرستي ايشان برخود،كسب كند.امام صادق(ع)مي فرمايند:

‹‹ماريشة هرخوبي هستيم.وهرنيكي ازشاخه هاي ماست.وازجملة نيكيهاست:توحيد،نماز،روزه، فروبردن خشم،گذشت ازخطاكار،ترحم به فقير،احساس مسؤوليت نسبت به همسايه واعتراف به برتري آن كه شايستگي آن رادارد››.   

اهل بيت(ع)چون ساخته دست عنايت ولطف خداهستند،ريشة ومنشأهر خوبي مي باشندوهمة نيكي هاازشاخه ها وثمرات وجودي درخت اهل بيت(ع)است.درصدرهمة نيكي ها اعتقادبه توحيدخداي متعال است-كه اصل دين مي باشد-وسپس بقية خوبيها كه فروع دين هستند.اصل وفروع دين مي باشد-وسپس بقية خوبيها كه فروع دين معرفت و ولايت اهل بيت(ع)به دست  مي آيد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 9:26 بعد از ظهر توسط احسان |

تواگربخشی خداهم بخشد

رضاي امام(ع)؛شرط لازم آمرزش گناهان

دراواخرزيارت جامعه كبيره خطاب به ولي وحجت خداچنين مي خوانيم:

‹‹اي ولي خدا،بين  من وخداگناهاني است كه چيزي جزخشنودي شماآن راازميان برنمي دارد . پس به حق آن كه شما رانسبت به سر خودامين قرار داده وشمارامسؤول رسيدگي به كار خلق خويش ساخته واطاعت ازشما راقرين همراه اطاعت خودكرده است،قسمتان ميدهم كه براي گناهان من بخشايش طلبيدوشفيعان من باشيد؛كه من مطيع شما هستم.هركس شمارااطاعت كند،ازخدااطاعت كرده.وهركس نافرماني شمارابكند،خدارانافرماني كرده است.وهركس شمارادوست بدارد،خدارادوست داشته.وهركس باشما دشمني كند،باخدادشمني كرده است››.

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 7:54 قبل از ظهر توسط احسان |

تورامن چشم درراهم یامهدی

نيمه شعبان گذشت ومولا نيامد،ولي ماهنوزچشم برراه منتظرآن يارسفركرده خواهيم ماند

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 6:29 بعد از ظهر توسط احسان |

آن سفرکرده که صدقافله دل همره اوست هرکجاهست خدایابه سلامت دارش

15شعبان

ولادت حضرت بقيه الله الاعظم صلوات الله عليه

درسال 255هجري شب جمعه شب ولادت خاتم اوصياءمنتقم آل محمد(ص)،آخرين امام برحق وولي مطلق خداوندحضرت بقيه الله حجه بن الحسن عجل الله تعالي فرجه الشريف واقع شده است.

دراين شب آب زمزم زيادمي شودبه گونه اي كه همه مي توانندرؤيت كنند،ولي اكنون روي آن پوشيده است.دراين شب برات آزادي ازآتش براي افرادزيادي نوشته مي شود،وآن را‹‹شب برات››و‹‹شب مبارك››و‹‹شب رحمت››گويند.

ازامام باقروامام صادق(ع)روايت شده كه فرمودند:وقتي شب نيمة شعبان شود،منادي ازافق اعلي ندامي كند:‹‹اي زائرين قبرحسين بن علي برگرديددرحالي كه گناهان شما آمرزيده شده واجرشمابا خداي شما ومحمدباشد››.ولي كسي كه استطاعت زيارت قبرامام حسين(ع)را ندارد قبورمطهرائمه ديگررازيارت كند؛واگراين هم ممكن نيست بااشاره به طرف قبرشان سلام دهد.

نام پدرشان حضرت ابومحمدحسن بن علي(ع)،ونام مادرشان حضرت نرجس(س)است.

ماجراي شب ولادت

امام حسن عسكري(ع)درشب ولادت براي عمه بزرگوارخودجناب حكيمه خاتون(س)پيغام فرستاده فرمودند:امشب نزذما افطاركن كه شب نيمه شعبان است وخداوندحجت خودراآشكارمي سازد.

ولادت امام زمان(ع)درشهرسامرابه هنگام طلوع فجرنيمه شعبان 255هجري بوده است.

برشانة راست آن حضرت نوشته شده بود:‹‹جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل كان زهوقا››.

پس ازتولدآن بزرگواررانزدپدربردندوشروع به سخن فرمود:‹‹اشهدأن لا اله الا الله واشهدأن محمدا رسول الله وأن عليا اميرالمؤمنين ولي الله››وائمه معصومين(ع)رايكي بعدازديگري نام برد تابه وجودشريف خودرسيدوبراي فرج محبين خوددعا فرمود.

                 

امام زمان(ع)درآغوش پدر

آنگاه حسب الامرامام عسكري(ع)،حكيمه خاتون اورانزدمادرش نرجس خاتون برد.حكيمه خاتون مي فرمايد:روزهفتم به خدمت امام حسن(ع)رفتم.حضرت فرمود:‹‹پسرمرابياوريد››.آن وجودسراپا جودرانزدآن امام برديم.حضرت زبان دردهان وي گذاشتندوفرمودند:‹‹پسرم،سخن بگو››.ديدم آنچه درروزاول ازاوشنيده بودازاقراربه وحدانيت وثنا برجدخود پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع)وسايرائمه(ع)تاپدربزگوارش دوباره بيان كردواين آيه راتلاوت فرمود:‹‹بسم الله الرحمن الرحيم ونريدأن نمن علي الذين استضعفوا في الأرض ونجعلهم الوارثين ونمكن لهم في الأرض ونري فرعون وهامان وجنودهما منهم ماكانوايحذرون››.

سپس پدربزرگوارشان فرمودند:بخوان آنچه راكه خدابرپيامبران خودنازل فرمود.حضرت خواندان صحف آدم رابه لغت سرياني آغازنمود،وبعدكتاب ادريس ونوح وصالح وصحف ابراهيم وتورات موسي وانجيل عيسي وزبورداودوفرقان محمد(ص)راقرائت نمود.بعدازآن بيان قصاص انبياءومرسلين راشروع نمود.

حكيمه خاتون مي گويد:پس ازچهل روزديگر،دوباره خدمت فرزندبرادرم امام عسكري(ع)رفتم وحضرت صاحب الزمان(ع)راديدم كه راه مي رود.امام عسكري(ع)فرمود:اي عمه،مولودعزيز نزدخدا اين است.گفتم:اي سيدومولاي من،نشوونما ياورادرچهل روززيادترازديگران مي بينم.حضرت فرمودند:اي عمه،ما اوصياءذريك روزنشوونماي يك هفتة ديگران را،ودريك جمعه نشوونماي يك سال ديگران را مي نماييم.من برخاستم وسرآن طفل رابوسيده به منزل مراجعه كردم.

القاب امام زمان(ع)

ازالقاب آن نورالهي‹‹حجه الله››،‹‹حجه آل محمد››،‹‹صاحب الزمان››يعني فرمانرواي عصر خود، ‹‹مالك رقاب خلايق››يعني امرامراوونهي نهي اووحكم حكم اووفرمان فرمان اوست،‹‹مهدي››كه خلق به وسيلة اوهدايت مي يابندوبه وسيلة اوهدايت مي يابندوبه وجودمقدس اوازجاده ضلالت به شاهراه هدايت رسيده رستگارمي شوند،‹‹قائم››كه حضرت صادق(ع)فرمودند:‹‹ازاين جهت كه به حق قيام مي نمايداوراقائم گويند››؛‹‹منتظر››كه براي اوغيبت طولاني است،ومخلصين اوانتظارخروجش رامي كشندوشكاكين اوراانكارمي كنند.

اوصاف امام زمان(ع)

اوصاف ظاهري آن حضرت شباهتهاي زيادي به رسول گرامي اسلام(ص)دارد.

خطي ازموي سبزرنگ مانندزمردازگردن تاناف مبارك اوكشيده است.صورت مباركش مانند ستاره اي درخشنده ونوراني است.اميرالمؤمنين(ع)مي فرمايد:‹‹اوجواني است خوش روي و خوش موي ونورصورت مباركش برسياهي محاسن انوراوغالب است.››.امام باقر(ع)مي فرمايد: ‹‹رنگ مباركش مايل به سرخي است مانندگل سرخ شكفته وچشمانش گشاده وميان ابروهايش مرتفع ومابين شانه هاي اوبازاست.گشاده جبين است وبيني اوبلندونازك وشكم مباركش برآمدگي دارد،وبيخ دندانهايش ثنايايش گشاده است.

مادرامام زمان(ع)

والدة حضرت صاحب الامر(ع)حضرت نرجس خاتون است كه نامها والقاب ديگرحضرت مليكه، ريحانه،صيقل سوسن است.درزيارت آن حضرت-كه تمامي عبارات آن دلالت واضحي برعلو منزلت آن بانودارد-توصيف به راضيه،مرضيه،صديقه،تقيه،نقيه،زكيه شده است.

ايشان درسامراءرحلت فرمودند.حكيمه خاتون عمه بزرگوارامام زمان نيز درسامراءرحلت فرمودند.ايشان محرم اسرار بوده وكسي است كه درولادت حضرتش حاضر بوده است.

ايام پس ازولادت

سه روزپس ازولادت امام عصر(ع)،حضرت امام حسن عسگري(ع)فرزندخودرابه اصحاب خاص نماياندوامامت اوراتصديق نمودند.(تقويم شيعه/ص200الي204) 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 6:13 بعد از ظهر توسط احسان |

من تورادوست می دارم ای گل نرگس!

تاساعاتي ديگرگل عالم آراي نرگس پابه عرصه مي گذارد تاوعده تخلف ناپذيرخداوندي راكه به وسيله پيامبران واولياءوامامان راستين به مارسيده است ، تحقق بخشد.اومي آيدتاانسانيت تكامل يابد وخوبيها جاي زشتي ها وپليديهارابگيرد.چقدردلم براي آمدنش تنگ است.دلم حال وهوايي دارد.آخرميلاد مهدي فاطمه است،عزيزترازجانم ،الان دمدماي غروب است نمي دانم دركدامين مكان مقدس يادرچه حالي هستي ولي بدان كه براي آمدنت من عاصي هم دعا مي كنم .مي داني چرا؟چون تورادوست مي دارم.توراباتمام وجوددوست دارم.تورامن خواستارم اي گل نرگس

* * * * * * * * * *

دركويردل جامانده ازحضورت

بارش مهرورزي بي منتهايت

ترنم پاكي انتظاري است

دروراي دردهجران ودوري.

غروب واژه انتظار به طلوع ناگهاني توست

به ناگهان آمدنت دل سپرده ام

واژه هاي ناب تقديم وجودت

اي وجودت سرچشمه پاكي وصداقت

اي سرچشمه هرچه خوبي كه هست.

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 6:9 بعد از ظهر توسط احسان |

سلام برامیددل حسین علی اکبر(ع)

درسال23هجري قمري شبيه ترين مردم به خاتم الانبياء(ص)حضرت علي اكبر(ع)به دنياآمد.نام آن حضرت((علي))،پدرشان حضرت سيدالشهدا(ع)،مادرشان ليلي بنت مُره ثقفي است.كنيه آن حضرت طبق فرمايش امام صادق(ع)((ابالحسن))است.

روايت بزنطي هم دلالت دارد كه آن حضرت ازدواج كرده بودند.درزيارت وارده ازامام صادق(ع)لفظ ابناءدلالت براين دارد كه آن حضرت بيشترازدوفرزندداشته اند.درواقعه كربلانزديك27سال ازعمرمبارك آن حضرت گذشته بود..(تقویم شیعه/ص۱۹۹)

                بس كه هستي شبيه ختم رسل                                         بس كه داري نشان زفخربشر

                نه عجب گرخطاكندجبرئيل                                             وحيت آردبه جاي پيغمبر

                          

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 7:32 قبل از ظهر توسط احسان |

ای وجودت همه لطف

    گوشه اي ازبركات وجودي اهل بيت(ع)براي ما

  درزيارت جامعة كبيره خلقت نوراني اهل بيت(ع)ومراحل پس ازآن مطرح مي شودكه منشأ خيرات وبركات زيادي براي همة خلايق بوده است:

‹‹خداوندانوارشما راخلق كرد،پس شمارابه دورعرش خودجمع نمود(به دورعرش حلقه زديد)تا  آنگاه كه برما به وسيله شما منت گذاشت وشمارا درخانه هايي قرار داد كه خداوند اجازة بالا رفتن آنها واينكه درآنها نام اوبرده شودرا داده است.وصلوات مابرشما و ولايت شما راكه خداوند اختصاص به ماداده است،سبب پاكيزگي خلقت(طينت)ما وپاكي جانهاي ما وپاك   گردانيدن  ما وكفارة گناهان ماقرارداد››.

بنابراين،مراحل پس ازخلقت نوراني اهل بيت(ع)وآشناكردن ماباايشان منتي بوده كه خدا     برسرما گذاشته است.آنها براي بندگي خوداحتياج به ما نداشته وندارندواين ماهستيم كه براي پاك شدن ودرمسير صحيح بندگي خدا قرارگرفتن،احتياج به اهل بيت(ع)داريم وخدابه وسيلة ايشان برمامنت نهاده تاراه هدايت راپيش بگريم.اما متأسفانه شاهدبوده ايم كه پيشوايان هدايت الهي و بهترين خيرخواهان بشركه براي اداي رسا لت خود هيچ اجرومزدي هم ازانسانها نخواسته اند،چگونه مظلومانه به دست همين بشرنادان وظالم گرفتارآمده وهمه گذشتگان ايشان به دست كساني كه ظاهراازپيروان پيامبرخدا(ص)بودندبه شهادت رسيدند.

زائرائمة(ع)بااعتقادعميق به مقامات ايشان به آنجا مي رسدكه مي خواهدخودش وهمة نزديكان  ودارايي اش رافداي آن حضرت نمايدوچنين عرضه مي دارد:

‹‹پدرم ومادرم وخودم وبستگانم واموالم فداي شماباد! كسي كه خدا را بخواهد ازشما شروع مي كند. وموحدان، (توحيدوسايرمعالم دين را)ازشما گرفته اند.وكسي كه مقصودش خداباشد،  به واسطة شمابه اوروي مي كند››.     

دراين عبارت،اهل بيت(ع)به عنوان وسيلة انحصاري توجه به خداودررأس همة معرفتها اعتقادبه توحيد،مورد عنايت قرارگرفته اند.دقت درعبارت‹‹وموحدان،(توحيدوسايرمعالم دين را)ازشما گرفته اند››اين حقيقت رابراي ماروشن مي سازدكه همة معارف ديني به خصوص توحيدواقعي تنها ازطريق اهل بيت(ع)به دست مي آيد.كسي كه درس خداشناسي راازايشان نگيردوبه سايرتعاليم ايشان گردن ننهد،بالاخره گرفتارشرك وتشبيه مي شود ونمي توانديك موحدواقعي  باشد.واقعيت تاريخ هم براين امرگواهي ميدهدكه هركدام ازمتفكران بزرگ بشري كه درتوحيدخداي متعال تسليم مكتب اهل بيت(ع)نشده اند،ديريازودبه دام تشبيه گرفتارآمده اندونتوانسته اندازشرشرك والحادمصون بمانند.

‹‹پدرم ومادرم وخودم فداي شما باد!به وسيلة دوستي وهمراهي باشماخداوندمارابانشانه هاي دين خودآشنا كرده است››.       

حقيقت اين است كه اگرمااهل بيت(ع)رانداشتيم وباايشان آشنا نبوديم، هيچ چيزازاسلام نمي دانستيم ودرتاريكي جهل وگمراهي به سرمي برديم.

+ نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1385ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط احسان |

سلام برسیدالعبادسیدالساجدین

5شعبان

ولادت امام زين العابدين(ع)

دراين روزدرسال38هجري درزمان اميرالمؤمنين(ع)آقا ومولايمان حضرت سيدالساجدين زين العابدين علي بن الحسين(ع)به دنيا آمد.آن حضرت دروزشنبه درمنزل حضرت زهرا(س)به دنيا آمدند.

نام آن حضرت‹‹علي››است،ومشهورترين لقب مباركش زين العابدين وسجاداست.پدرشان سرورشهيدان حضرت  اباعبدالله الحسين(ع)،ومادرشان حضرت شهربانواست.

امام سجاد(ع)دوسال ازعمربابركتش راباجدش اميرالمؤمنين(ع)بود،وبقيه عمرشريفش همراه عموي مكرم ومظلومش امام مجتبي(ع)وپدروالامقامش امام حسين(ع)سپري شد.درواقعة جانسوزكربلا شاهدشهادت پدر،برادر،عمووبستگان واصحاب(ع)بود،همراه باعمه اش زينب كبري(س)وديگراسرا به كوفه وشام رفتند.دركوفه وشام جسارتهاي به آن حضرت واهل بيت(ع)نمودند،ولي باخطبه هايي نوراني ازامامت وعصمت اهل بيت(ع)دفاع فرمود.دركاخ يزيددرحاليكه باچندتن ديگرازخاندان امامت به يك ريسمان بسته شده بودند،روبه يزيدكرده فرمودند:‹‹ما ظنك برسول الله لو رآنا موثقين في الحبال...››:‹‹اي يزيد،چه گمان به پيامبرمي بري اگرآن حضرت مارااين چنين دربندببيند››؟

درولادت آن حضرت اقوال ديگري به اين ترتيب وجوددارد:8ربيع الاول،15جمادي الاولي، 15جمادي الاخر 5رجب ،11 رجب،7شعبان،9شعبان،15شعبان،5رمضان.دروزولادت هم اختلاف است كه يكشنبه بوده يا سه شنبه ياپنج شنبه ياجمعه؟درسال ولادت هم اختلاف است كه 36يا37يا38هجري بوده است.

                          *                                  *                                     *

عمروبن ثابت گويد:امام زين العابدين(ع)فرمود:كسي كه درغيبت قائم مابرموالات ماپايدارباشد،خداي تعالي اجرهزارشهيدازشهداي بدرواحدبه وي عطا فرمايد.

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 6:1 قبل از ظهر توسط احسان |

جمال حق زسرتاپاست عباس

4شعبان

ولادت حضرت عباس(ع)

دراين روزدرسال 26هجري علمداركربلا سقاي نينواحضرت قمرمنيربني هاشم ابوالفضل العباس(ع)به دنياآمد.

نام مشهورآن حضرت عباس(ع)است.به آن حضرت ابوالفضل،ابوالقربه،قمربني هاشم،باب الحوائج،عبدصالح وسقا ميگويند.پدرشان حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب(ع)،ومادرشان حضرت ام البنين فاطمه(س) دختر حزام كلابيه است.

آن حضرت خوش سيما وزيبا بودوبه همين جهت به ماه بني هاشم ملقب شد.قامتي بلندوبازوهايي قوي داشت وبراسب كه مي نشست وپادرركاب مي نمود زانوي آن حضرت تاگردن اسب مي رسيد.مظهرجلال وجبروت حضرت كردگاربود،ودرشجاعت وصفات بعدازامام حسن وامام حسين(ع)سرآمداولاداميرالمؤمنين(ع)بود.آن حضرت سپهسالاروعلمدارمظلوم كربلا بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 6:0 قبل از ظهر توسط احسان |

سالارزینب

3شعبان

ولادت امام حسين(ع)

دراين روزدرسال 4هجري آقاي شهيدان وسروروساللارشيعيان ودلباختگان،اشك هرمؤمن،امام زاهدعابد،شهيد غريب ،عطشان نينواحضرت اباعبدالله الحسين الشهيد(ع)عالم رابه نورخودمنورفرمود.اقوال ديگردرولادت آن حضرت پنجم شعبان وسي ام ربيع الاول ودوازدهم رجب است.

القاب امام حسين(ع)

نام مبارك آن حضرت درتورات شبيرودرانجيل طاب است.پدرشان مولاناومقتدانا اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب(ع)ومادرشان حضرت وليه الله وحبيبته خاتون دوسراصديقه كبري فاطمه زهرا(س)است.

كنية آن حضرت ابوعبدالله وكنيه خاص آن حضرت ابوعلي است.القاب حضرت الشهيد،السعيد،السبط الثاني، الامام الثالث،الامام الرشيد،الطيب،الوفي،السيد،الزكي،المبارك،تابع لمرضات الله است.

پيامبر(ص)درولادت امام حسين(ع)

هنگامي كه خبرولادت آن حضرت به پيامبرگرامي(ص)رسيد،به خانة اميرالمؤمنين(ع)آمدندوبه اسماء فرمودندتامولودرابياورد.اسماءحضرت رادرپارچه اي سفيدپيچيدوخدمت رسول اكرم(ص)آورد.پيامبر(ص)در گوش راست آن حضرت اذان ودرگوش چپ اقامه فرمودند.

روزاول ياهفتم ولادت امين وحي الهي جبرئيل فرودآمدوعرض كرد:‹‹سلام خداوندبرتوباد اي پيامبر،اين نوزاد رابه نام پسركوچك هارون شبيرنام بگذار،كه به عربي حسين گفته مي شود.چون علي(ع)براي شمابسان هارون براي موسي بن عمران است،جزآنكه شماخاتم پيامبراني››.

به اين ترتيب نام پرعظمت‹‹حسين››ازجانب پروردگاربراي دومين فرزندفاطمه(س)انتخاب شد.دراين روز ملائكه آسمانها براي عرض تهنيت به مناسبت اين ولادت خدمت پيامبر(ص)رسيدندوازخاك قبرآن بزرگواربراي پيامبر(ص)آوردندوبه آن حضرت تعزيت نيزگفتند.

يكي ازمعجزات روزولادت آن حضرت اين بودكه فطرس ملك يادردائيل پناه به آن مظلوم بردوخداونداورا بخشيدواورابه مقام قبلي اش بازگردانيد.

دوران زندگي امام حسين(ع)

آن حضرت شش سال وچندماه باجدگرامي خودرسول اكرم(ص)بود.مدت سي سال با پدربزرگوارخودمولاي متقيان اميرمؤمنان(ع)زندگي كرد،ودرجمل،صفين ونهروان شركت داشت.

دردوران زمامداري غاصبانة عمر،امام حسين(ع)درسن ده سالگي واردمسجدشدوخليفة دوم رابرمنبر پيامبر(ص) مشاهده كردكه سخن مي گفت.ازمنبربالا رفت وفريادزد:‹‹ازمنبرپدرم فرودآي››!

بعدازشهادت اميرالمؤمنين(ع)همراه وشريك رنجهاي امام حسن(ع)بود،وشاهدبودكه معاويه وديگرمنافقين وكافران چگونه دهان آلودة خودرابه بدگويي پدربزرگوارش اميرالمؤمنين وبرادرامام حسن(ع)مي گشايند.

پس ازانكه امام مجتبي(ع)رامظلومانه شهيدكردند؛امامت رابه آن وجودسراپاجودرسيد،وبعدازمصائب واذيتها وزخم زبانها،درروزعاشوراآن حضرت رابه شهادت رسانيدند.

دراين روزتوقيع مبارك ازناحية امام زمان(ع)دررابطه باولادت امام حسين(ع)به قاسم بن علاءهمداني صادرشد.

ورودامام حسين(ع)به مكه

درشب جمعه سوم شعبان سال60هجري امام حسين(ع)واردمكه شدندوتاذي الحجه درآنجااقامت داشتند.

                                           *                     *                      *

عيسي خشاب گويد:به امام حسين(ع)گفتم:آياشماصاحب الآمرهستيد؟فرمود:خير،وليكن صاحب الآمرطريد و شريدوخونخواه پدرش وداراي كنية عمويش مي باشداوشمشيرش راهشت ماه روي دوش خودمي نهد.

مردي همداني گويد:ازامام حسين(ع)شنيدم كه مي فرمود:قائم اين امت نهمين ازفرزندان من است اوصاحب غيبت است واوكسي است كه ميراثش رادرحياتش تقسيم كنند. 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 5:59 قبل از ظهر توسط احسان |

ای همه خوبی ولطف

    گوشه اي ازبركات وجودي اهل بيت(ع)براي ما

  درزيارت جامعة كبيره خلقت نوراني اهل بيت(ع)ومراحل پس ازآن مطرح مي شودكه منشأ خيرات وبركات زيادي براي همة خلايق بوده است:

‹‹خداوندانوارشما راخلق كرد،پس شمارابه دورعرش خودجمع نمود(به دورعرش حلقه زديد)تا  آنگاه كه برما به وسيله شما منت گذاشت وشمارا درخانه هايي قرار داد كه خداوند اجازة بالا رفتن آنها واينكه درآنها نام اوبرده شودرا داده است.وصلوات مابرشما و ولايت شما راكه خداوند اختصاص به ماداده است،سبب پاكيزگي خلقت(طينت)ما وپاكي جانهاي ما وپاك   گردانيدن  ما وكفارة گناهان ماقرارداد››.

بنابراين،مراحل پس ازخلقت نوراني اهل بيت(ع)وآشناكردن ماباايشان منتي بوده كه خدا  برسرما گذاشته است.آنها براي بندگي خوداحتياج به ما نداشته وندارندواين ماهستيم كه براي پاك شدن ودرمسير صحيح بندگي خدا قرارگرفتن،احتياج به اهل بيت(ع)داريم وخدابه وسيلة ايشان برمامنت نهاده تاراه هدايت راپيش بگريم.اما متأسفانه شاهدبوده ايم كه پيشوايان هدايت الهي و بهترين خيرخواهان بشركه براي اداي رسا لت خود هيچ اجرومزدي هم ازانسانها نخواسته اند،چگونه مظلومانه به دست همين بشرنادان وظالم گرفتارآمده وهمه گذشتگان ايشان به دست كساني كه ظاهراازپيروان پيامبرخدا(ص)بودندبه شهادت رسيدند.

زائرائمة(ع)بااعتقادعميق به مقامات ايشان به آنجا مي رسدكه مي خواهدخودش وهمة نزديكان  ودارايي اش رافداي آن حضرت نمايدوچنين عرضه مي دارد:

‹‹پدرم ومادرم وخودم وبستگانم واموالم فداي شماباد! كسي كه خدا را بخواهد ازشما شروع مي كند. وموحدان، (توحيدوسايرمعالم دين را)ازشما گرفته اند.وكسي كه مقصودش خداباشد،  به واسطة شمابه اوروي مي كند››.     

دراين عبارت،اهل بيت(ع)به عنوان وسيلة انحصاري توجه به خداودررأس همة معرفتها اعتقادبه توحيد،مورد عنايت قرارگرفته اند.دقت درعبارت‹‹وموحدان،(توحيدوسايرمعالم دين را)ازشما گرفته اند››اين حقيقت رابراي ماروشن مي سازدكه همة معارف ديني به خصوص توحيدواقعي تنها ازطريق اهل بيت(ع)به دست مي آيد.كسي كه درس خداشناسي راازايشان نگيردوبه سايرتعاليم ايشان گردن ننهد،بالاخره گرفتارشرك وتشبيه مي شود ونمي توانديك موحدواقعي  باشد.واقعيت تاريخ هم براين امرگواهي ميدهدكه هركدام ازمتفكران بزرگ بشري كه درتوحيدخداي متعال تسليم مكتب اهل بيت(ع)نشده اند،ديريازودبه دام تشبيه گرفتارآمده اندونتوانسته اندازشرشرك والحادمصون بمانند.

‹‹پدرم ومادرم وخودم فداي شما باد!به وسيلة دوستي وهمراهي باشماخداوندمارابانشانه هاي دين خودآشنا كرده است››.       

حقيقت اين است كه اگرمااهل بيت(ع)رانداشتيم وباايشان آشنا نبوديم، هيچ چيزازاسلام نمي دانستيم ودرتاريكي جهل وگمراهي به سرمي برديم.

رضاي امام(ع)؛شرط لازم آمرزش گناهان

دراواخرزيارت جامعه كبيره خطاب به ولي وحجت خداچنين مي خوانيم:

‹‹اي ولي خدا،بين  من وخداگناهاني است كه چيزي جزخشنودي شماآن راازميان برنمي دارد . پس به حق آن كه شما رانسبت به سر خودامين قرار داده وشمارامسؤول رسيدگي به كار خلق خويش ساخته واطاعت ازشما راقرين همراه اطاعت خودكرده است،قسمتان ميدهم كه براي گناهان من بخشايش طلبيدوشفيعان من باشيد؛كه من مطيع شما هستم.هركس شمارااطاعت كند،ازخدااطاعت كرده.وهركس نافرماني شمارابكند،خدارانافرماني كرده است.وهركس شمارادوست بدارد،خدارادوست داشته.وهركس باشما دشمني كند،باخدادشمني كرده است››. 

+ نوشته شده در جمعه سوم شهریور 1385ساعت 7:39 قبل از ظهر توسط احسان |

 
onLoad and onUnload Example