تبليغاتX
به يقين يوسف ما آمدني است
برای آمدنت اتنظارکم دارم

چندروزه پیش بادوستانم بودم ویکی ازاونهاحرف خیلی جالبی زدکه حیفم اومدشماازاون بی بهره باشید.دوستم حرفش روباطرح یک سوال شروع کردواون این بودکه اگرشمابخواهیدتوی 10شرکت برتردنیاازلحاظ تبلیغات وفروش یکی را نام ببریدکدام شرکت رانام می برید؟جالب بودهمه ماتقریباباالاتفاق وحتی بدون لحظه ای فکرنام یکی ازکارخانه های نوشابه سازی رانام بردیم.

دوستم درحالی که حرف ماراتصدیق می کردذهن مارابه نقطه جالبی سوق دادواون این مطلب بودکه گفت:

نگاه کنیددوستان طبق تحقیقاتی که درزمینه پزشکی دررابطه بامصرف نوشابه شده قریب به اتفاق یابهتربشودگفت همه پزشکان ومحققین آزمایشگاهی برمصرف زیان بارنوشابه تاکیددارندوبرای مصرف نوشابه زیانهای زیادی رابرشمردندکه البته جای ذکرآنهااینجا نیست.امادوست دارم دقت کنیدبه این مطلب که یکی ازپرفروش ترین و پرتبلیغات ترین کالاها،کالایی است که برای سلامتی انسان مضراست.

وبعداین دوست نکته سنجم بدون مکث گفت دوستان عزیزاونهابرای کالایی که برای انسان مضرهست این مقدارتبلیغ وخرج می کنندجایگاه مادرتبلیغ بهترین خلق خداکجاست؟مابرای آشناکردن مردم بامفیدترین مخلوق خدا چقدرحاضریم خرج کنیم؟

حرف دوستم برای من خیلی جالب بودومرابه فکرواداشت که واقعا ماکه خودرامحب ومنتظرامام زمان(عج) می دونیم چقدربرای اعتلای نام وشناخت آن یارسفرکرده برای دورماندگان ازآن حضرت تلاش می کنیم.ببنید دراین عالم عده ای چطوربرای عقایدپوچ وخرافی خود تلاش می کنندوازجان مایه می گذارندومابرای حقیقتی که هست وخیالی وپوچ نیست ووعده خداوندی همه هست چقدرتلاش می کنیم؟دیرنیست بیایم شروع کنیم تااگرمثل فردایی امام مهربانمان ازسفرآمدبرای اوحرفی برای گفتن داشته باشیم.       یاعلی

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 10:4 بعد از ظهر توسط احسان |

به دنبال آرامش

توی اتوبوس نشسته بودم وبه مردمی خیره شده بودم که ازشیشه اتوبوس به بیرون نگاه می کنند.بارهاازخودم پرسیدم که مردم دراین لحظات به چه چیزی فکرمی کنندیادرچه حال وهوایی هستند.حتماشماهم مثل من به این صحنه برخوردکرده ایدوآدمهارادراین حال تماشاکرده اید.

من هم خودم درهمان لحظات درفکری هستم ویکی ازآن فکرهاکه اغلب سراغم آمده است همین مطلبی بودکه خدمتتان عرض کردم.

من اینطورفکرمی کنم که اغلب مردم باتوجه به بدی روزگاربه دغدغه های فکری خودمشغولند،یعنی ممکن است یکی درحال حل کردن مشکل درذهنش مشغول باشد یامثلایکی دارددر آرزوهای خودسیرمی کند،یایکی داردخاطرات گذشته رابررسی می کندویاچه می دانم یکی مثل من می خواهدبداندتوی ذهن این مردم چه می گذرد.

نوشتن این سطرهاازآنجایی قوت گرفت که یکبار دراتوبوس نشسته بودم(ازمعدوددفعاتی که جابرای نشستن برایم پیداشده بود)وبه این فکربودم که خدایامردمی که باکوهی ازمشکلات دست وپنجه نرم می کنندچرابرای رهایی خودشون ازاین وضع موجودتلاشی نمی کنند.چرابه این وضع موجودتن درداده اندوهزاران چرای دیگر!

نمی دانم گرفتیدمطلب رایانه؟منظورم این است که مابرای رهایی جستن ازاین گرداب مشکلات به همه چیزروی می آوریم جزهمان اصل کاری؟

آخرچرایکبارهمه ازته دل برای رهایی مشکلات متحدنمی شویم چراکلیدحل مشکلهاراازخدانمی خواهیم.چراهمه ازسویدای دل به این نتیجه نمی رسیم که فرج کارهایمان راازخدابخواهیم.

بزرگی می گفت اگراین مردم آنقدرکه برای پیروزی تیم فوتبالمان دربرابراسترالیا وآمریکاو...دعا می کردندبرای فرج دعا می کردندتاحال فرج حاصل شده بود.

                                    

نمی دانم شایدباورمان نیست یااگرهست درحدحرف است که واکثروالدعابه تعجیل الفرج فان ذلک فرجکم یعنی ای مردم دعا کنیدبرای فرج که هماناگشایش کارهایتان درآن است.یعنی درعین آنکه درفرج واقعی گشایش است برای عالمیان،درحال کنونی شمانیز،دعای برای فرج گشایشی برای زندگی شماست.

نمی دانم اماهمینقدرمی دانم که وعده خداحق است واونیزخودازمنتظرین است.دیر نیست، بیاییم همگان رادراین امرالهی بسیج کنیم تاهمه مردم عالم، بزرگ وکوچک،پیروجوان،زن ومردهمه کنارهم به رهبری منجی آخرالزمان زندگی سراسرنوری داشته باشیم وماآن نسلی باشیم که حکومت نورراباجان ودل لمس می کنند(آمین).

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط احسان |

آغازامامت عشق

9ربیع الاول

1-آغازامامت حضرت ولی عصر(ع)

آغازامامت حضرت صاحب الامر(ع)و غیبت صغرای آن حضرت پس ازشهادت امام عسگری(ع)است،که تنها فرزندآن حضرت بودند.

               

این روزعید شیعه و اولین روزامامت و خلافت آخرین خلیفه و حجت برحق منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم(ع)درسال260هجری است.

2-قتل عمربن خطاب

درآخرشب نهم ربیع الاول سال23هجری عمربن الخطاب ازدنیا رفته است،و قول اهل سنت روزچهارشنبه26ذی الحجه است.

این روز روزشادی اهل بیت(ع)وانبیاء وملائکه وساکنان اعلی علیین و دوستان امیرالمؤمنین(ع)و اولاد طاهرین ایشان است چراکه دراین روز نفرین حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا(س)به اجابت رسید.روزی عظیم الشأن است و روز سرورشیعه وعید بزرگ آنهاست.حضرت رسول(ص)این روز راعیدقرار داده و امر کرده است که مردم نیزعید قرار دهندواعمال آن را به جا آوردند.

کسی که در این روزانفاق کند،خداونداورا می آمرزد.دراین روزاطعام برادران دینی و خوشبوکردن آنان و توسعه براهل وعیال وپوشیدن لباس جدیدوشکرگذاری به درگاه خداوندمتعال وعبادت نمودن مستحب است.

فضیلتها واسمهایی برای این روزذکرشده که ازجملة آنهاست:عیدالله الاکبر،غدیرثانی،عیدفطردوم،روزفرح شیعه،عیداهل بیت(ع)،روزقتا منافق،روزقبولی اعمال،پیروزی مظلوم،روزدوستی مؤمنین،روزپرهیزازکبائر،روزنابودی ضلالت وگمراهی،روزشکرگزاری.

ماجرای قتل عمر

عمربن خطاب به دست ابولؤلؤ که نامش فیروز و غلام مغیره بن شعبه بود،چندضربه خنجرخوردکه منجربه مرگ اوشد.

بنابرمشهورهنگامی که ابولؤلؤ ضربه ها را برعمرزدوخواست فرارکند،عده ای مانع شدند،و12نفررامجروح کردکه شش نفرازآنها مردند.

ماجرا ازاین قراربودکه قبل ازتکبیرنمازابولؤلؤ جلوآمد،وضربه ای برکتف و ضربه ای  دیگربرخاصره عمرزد.عمرافتاد،وعده ای جمع شدندو او رابه خانه اش بردند.نزدیک بودخورشیدطلوع کندکه نمازراعبدالرحمن بن عوف با مردم خواند.

عمردربسترمرگ

هنگامی که عمررابه خانه بردندمقداری نبیذآوردندو او خوردولی ازقسمتهای ضربت خورده خارج شدومعلوم نشدازکجاخارج شده زیرا باخون هم رنگ بود.

لذا عده ای گفتند:خلیفه شیربخورد زیرا سفیداست ومعلوم می شود.شیررا خوردوازمحل ضربه هاخارج شد.حاضرین برای دل گرمی گفتند:««مانعی ندارد،ضرری نمی زند»»! اماضربه های جناب ابولؤلؤ کارگرشدوبه خلیفة سابق ملحق شد.در روزسوم درجنب ابوبکردفن شد.

عمرمدت 10سال و6ماه و4شب خلافت کرد.اواولین کسی بودکه نام خودرا امیرالمؤمنین گذاشت،وابوموسی اشعری اولین نفری بودکه او رادرمنبربه این نام خطاب کرد.

بدعت عمربرای آیندة خلافت

عمربه ابن عباس گفت:این خلافت رابه چه کسی واگذارکنم؟اوعلی بن ابی طالب(ع)راپیشنهادکردوگفت: شجاعت وفضیلت وقرابت وسبقت دراسلامش معلوم است.عمرگفت:درطبع اومزاح است! ابن عباس گفت:دربارة عثمان چه می گویی؟عمرگفت:اگراوخلیفه شودبنی امیه رابرگردة مردم مسلط می نماید.

ابن عباس گفت:دربارة طلحه چه می گویی؟عمرگفت:مردی متکبراست وپیامبرراباکلامی که روز نزول ایة حجاب گفت آزرده است.اوهنگام نزول آیة حجاب گفته بود:««وقتی ازدنیابرود ما زنانش رابه عقدخوددر  می آوریم»».

ابن عباس گفت:دربارة زبیربن عوام چه می گویی؟گفت:اومردی شجاع است،ولی بسیاربخیل است.مردی بدخوومفسداست،که گاهی انسان وگاهی کافراست.

درموردسعدوقاص گفت:مردی متکبرومتعصب است وبه کارخلافت نمی آید.

ابن عباس گفت:درموردعبدالرحمن نظرت چیست؟عمرگفت:اومردضعیف القلبی است.

عمرهنگام مرگ امرخلافت رابه شوری واگذارکردوابوطلحه انصاری راطلبیدوبه او گفت:بعدازمرگ من باپنجاه نفرازانصارباشمشیرهای کشیده شش نفررادرخانه عایشه حاضرکنید:علی بن ابی طالب(ع)،عثمان طلحه،زبیر،سعدبن ابی وقاص،عبدالرحمن بن عوف.انگاه سه روزآنها را مهلت دهید،وبعدازآن اگرچهاریاپنج نفربرنظری متفق شدندودویایک نفرمخالفان انان بودند،مخالفین رابه قتل برسانید،واگرسه نفرنظری داشتندوسه نفرنظردیگری داشتند،آن طرف که عبدالرحمن بن عوف دراوست مقدم بداریدوسه نفردیگرراگردن بزنید،واگربعدازسه روزبرامری اتفاق نکردند،هرشش نفرراگردن بزنید.

شوری بعدازمرگ عمر

بعدازمرگ عمرشوری درخانة عایشه تشکیل شد،و زبیربن عوام پسرصفیه حق خودرابه پسردایی خودامیرالمؤمنین(ع)بخشید! طلحه بن عبیدالله هم حق خودرا به عثمان بخشید!! سعدبن ابی وقاص هم خودرابه عبدالرحمن بن عوف بخشید.

عبدالرحمن به مسجدآمدودرجمع اصحاب امیرالمؤمنین(ع)عرض کرد:من بیعت می کنم باشمابه این شرط که عمل کنی به کتاب خداوسنت پیامبر(ص)و روش ابوبکروعمر! امیرالمؤمنین(ع)فرمودند:بلکه طبق کتاب خدا وسنت پیامبر(ص)واجتهاد و رأی خودعمل می کنم.

عبدالرحمن این کلمات راسه باربه عثمان گفت،وعثمان قبول کرد.باسوم عبدالرحمن باعثمان بیعت کردند،غیرازبنی هاشم وجمعی ازبزرگان صحابه مثل عماربن یاسرومقدادبن اسودکه بیعت نکردند.

اینک جای داردچندسؤال مطرح شود:

عمردردوران جوانی به چه کاری مشغول بوده ودرسفرهای تجارتی چه شغلی داشته است؟

درجنگ حدیبیه وجاهای دیگرچه کسی به پیامبر(ص)اعتراض کرد؟

چه کسی نسبت هذیان به پیامبر(ص)داد؟

چه کسی درخانة امیرالمؤمنین(ع)را آتش زدوگفت:««قصددارم خانه رابا اهلش بسوزانم،اگرچه فاطمه درآن باشد»»؟

چه کسی محسن بن علی(ع)راکشت؟

چه کسی به قنفذدستوردادتابه دخترپیامبر(ص)تازیانه بزند؟

چه کسی ابوبکررابه غصب فدک ترغیب کردوشهادت امیرالمؤمنین(ع)وام ایمن وحسنین(ع)را ردکرد؟

چه کسی قبالة فدک را ازحضرت صدیقة کبری(س)گزرفت وجسارت به صورت مبارک آن حضرت کرد؟

اولین کسی که دست روی دست گذاشتن را درنمازاحداث کردکی بود؟

اولین کسی که خلافت رابه شوری حواله نمودچه کسی بود؟

اولی کسی که باهمراهی ابوبکرسهم ذوی القربی را نداد چه کسی بود؟

اولین کسی که روزعیدغدیربا علی بن ابی طالب(ع)بیعت کردوگفت:««بخ بخ یابن ابی طالب،اصبحت مولای ومولی کل مؤمن ومؤمنه»»چه کسی بود؟

اولین کسی که ازکوزة نصاری وضوگرفت وآنها راپاک می دانست چه کسی بود؟

اولین کسی که شهادت مملوک را ازدرجة اعتبارساقط کردچه کسی بود؟

اولین کسی که متعة حج ومتعة نساء راحرام کردچه کسی بود؟

اولین کسی که دستوردادنافله های ماه رمضان به جماعت خوانده شودچه کسی بود؟

اولین کسی که گفت عجمها ازیکدیگرارث نمی برندچه کسی بود؟

چراهنگامی که شخصی ازکوزة خلیفه خوردمست شد؟!

چه کسی بودکه وقتی پس ازمرگش یک هشتم مال او را به جهار زن اوقسمت کردندبه هرزنی83000دیناررسید؟

چه کسی گفت:همة مردم ازمن باسوادترندحتی پیرزنها؟!

ازچه کسی هرگاه سؤال می کردندودرجواب فرومی ماند،می گفت:اشتغال به دلالی وخریدوفروش،مرامانع ازیادگرفتن مسائل شد؟

اینکه درکتب تاریخ باعبارتهای مختلف ذکرشده که عمربن خطاب حسب وصیت ابوبکربه خلافت مسلمین نصب شده جای سؤال دارد:

1-آیاوصیت ابوبکرنافذاست و وصیت اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء(ص)درغدیروغیرغدیرنافذنیست؟

2-آیاپیامبر(ص)درهنگام رحلت نفرمودکاغذوقلم بیاوریدتابگویم ونوشته شودمطلبی که بعدازمن اختلاف نکنید؟چرانسبت هذیان به آن حضرت دادندوکاغذوقلم نیاوردندوحال آنکه خداونددرقرآن می فرماید:««هرچه آن حضرت می فرمایندوحی است نه ازنزدخود»».چطوربرای ابوبکرکاغذوقلم آوردندوکسی اعتراض نکرد.جالب اینکه اوبیهوش می شدوبه هوش می آمدوبعدازبسم الله عثمان ازطرف خودش نوشت خلیفه بعدازابوبکرعمراست وابوبکرمخالفتی نکرد؟

3-قتل عمربن سعد

عمربن سعدفرماندة ظالم لشکریزیددراین روزبه دست مختارثقفی(رحمه الله)به درک واصل شد.

                                                                                             (تقویم شیعه)

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 9:9 بعد از ظهر توسط احسان |

واکنون سالی دیگر

عجیب است، تابه خودت می آیی وبه پشت سرت نگاه می کنی،تازه یادت می آیدکه یک سال ازعمرت چه سریع وزودگذشته است و به خاطرات زندگی تو صفحاتی افزوده شده است.هرسال به ماه اسفندکه میرسی این حس سوال انگیزتوبرای ادامه حیات بیشترخودرانمایان می کندکه چه کرده ای؟دریکسال گذشته چگونه بوده ای ،اگربخواهی که گزارشی ازبرنامه یکساله خودت بدهی چه داری که بنویسی؟

اسفندبه پایان می رسدوسال تحویل می شودومن درگوشم این حدیث زمزمه می شودکه روزی که درآن گناه نباشدعیداست.به راستی اگرمن فقط روزی یک گناه انجام داده باشم درسال می شود365گناه!

بگذارحرفی ازبزرگی بگویم، می گفت من درعجبم ازمردمی که یکسال ازعمرشان گذشته است وچنین شادوخندان به استقبال سال بعدی می روندکه آنهم به همین زودی کهنه می شود.عجب رسم عجیبی است.

کلام زیباوتاثیرگذاری است اگردرآن تعمقی کنی.به راستی اگرکمی دقت کنیم این نکته برایمان روشن می شودکه ازخودسوالی کنیم.سوال کنیم ازگذران روزها وساعاتی که همه متعلق است به حضرت احدیت ومابایستی لحظه به لحظه آن رادرپیشگاه خداوندی پاسخگوباشیم.

سال مثل خوابی است که باورت نمی شودیکسال طول کشیده است.اما خوابیم خواب.مثل همان حدیث مشهورکه""مردم خوابندچون می میرندهوشیارمی شوند"".

آری بهارچه بخواهی ونخواهی آمده است واین زمان است که بی اراده تومی گذرد.بهارفصل شکفتن ونوشدن است وبهارهمه زیبایی خودراتقدیم بینندگان خویش می کندبی منت!

بهارفصلی دوباره است وتکراری است که هرتکرارش تازگی خودرادارد.بهاروقت خوبی است تاعهدی ببندیم برای نوشدن ، دوباره زیستن،ودوباره شروع کردن.

                

دوستان عیدآمده ونسیم روح بخش بهارتن رانوازشی مسیحایی می دهد.بیاییم دراین بهارهم دل وجان وروح خویش راتازه کنیم وهم دست نیازی به  سوی قادر بی نیازدرازکنیم ویادمان نرودبهارواقعی آن زمانی است که دلهای همه بهاری شودوآفتاب عالمتاب هستی ازپشت پرده غیبت به درآیدوجهانی راگلستان حضورخویش کند.به امیدآنروزی که بهاردرخانه همه رابزندوجانهای مردمان حیاتی دوباره یابدکه همانااوماءمعین است.

+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386ساعت 3:29 بعد از ظهر توسط احسان |

 
onLoad and onUnload Example