به استحضارهمه دوستانی که خواننده این وبلاگ هستند می رسانم که پدربزرگ مادری بنده حاج سیدنصرالله اسحق نیا به رحمت خدارفتند.لذاازهمه دوستان ایمانی خودم تقاضا دارم برای آمرزش این سیدحسینی دعا کنند وبرای شادی آن مرحوم فاتحه ای همراه باصلوات قرائت کنند.خداهمه گذشتگان ماراکه بامحبت اهل بیت (ع) زیستندودرانتظارفرج مولایشان سوختندرا قرین رحمت واسعه خویش گردانیده ،همه آنها رادربعد ازاین عالم مهمان خان پرتنعم مولایمان امام حسین(ع) گرداند.عزیزان به یاد گذشتگان خویش باشیم تا ما هم که به آنها پیوستیم ، آیندگان مانیز دعاگوی ماباشند،علی الخصوص درمجالسی که به نام ویاد اهل بیت (ع)منعقد می شود.(آمین)
نمی دانم چه بگویم یاچه بنویسم. آخرمن عاصی ازحسین (ع) چگونه بگویم.چه قدر غریبی تو یاحسین (ع) که چون منی برای تو بنویسد.اماچه کنم وظیفه ایجاب می کند.هرچند گنهکارم وروسیه اماحسین جان دوستت دارم - من کجانام دلارای او- اما چه کنم که باید بنویسم من بدم اماحسین جان توآقای عالمی .توهمـــــانی که حرراامان دادی وبه روی او نیاوردی .حسین جان به روی ماهم نیاور.
بله امروزخدامی دانددربیت فاطمه وعلی (ع) چه خبربود.حسین آمد،همو که شادمانی دل رسول خدابودوقراردل علی (ع) ومیوه دل زهــــــــــرا (س).
آری صاحب کربـــــــــــلا آمد.حسین نوردیده ختم الانبیا آمد.شهسوارعرصه دلداگی ،هموکه محبان خویش رادچارکرد آمد.سیدجوانان بهشت،سالارشهیدان عالم،زینت بخش دوش رسول،وآنی که رسول خدا دروصفش فرمود:من ازحسینــــــم هستم وحسینم ازمن.
آخرمن چه بگویم،ازچه بگویم،ازحسین؟آخرمراباوصف حسین چه کار؟بیان الکن وفهم ناقص من کجاو حسین ابن علی (ع) کجا؟
فقط این رامی دانم امروزبیت آل طــــــــــــاها خبرهایی است،ملائک درآمدوشد برای تبرک جستن به حسین فاطـــمه(س).رسول خداواهــــــــــــل بیت همه شاد،رسول خــــدااذان واقامه می گوید درگوش حسین(ع).

وبعدجبرئیل می آید با پیامی ازحضرت حق: سلام خداوند برتوباد ای پیامبر،این نوزادرابه نام پسرکوچک هارون شبــــــیرنام بگذار،که به عربی حسین گفته می شود.چون علی(ع) برای شمابسان هـــــارون برای موسی است.جزآنکه شماخاتم پیامبرانی.
امامصطفی(ص)کاری دیگرهم کرد،سرحسین رابلند کرده وگــــــــلوی حسینش رابوسه باران می کند درحالیکه صورتش ازاشک خیس شده است ودراین بین نگاه نگران فاطمه وعلی(ع)برگلوی حسین خیره می ماند.
باقی رانمی گویم اماخدارابه حسین(ع) بنده خالصش قسم می دهم که به حرمت حسین(ع) فرج منتقم خون حسین(ع) رابرساند.
درآخرهم بگویم فاطـــــمه جان مارافراموش نکنی خانم.عیدی مارابه یمن قدوم حســــین(ع) عنایت گردان.( آمین )
خب ماه پربرکت رجب هم گذشت وخوشابه حال آنانی که توشه خودازاین ماه پربرکت گرفته وباحالی خوش قدم درماه پرمیمنت شعبان المعظم می گذارند.
آری شعبان باردیگرازراه رسیدباسفره گسترده ازبخشش و کرم خویش.شعبان آمد تامنادی رمضان باشدومارابرای ماه نوروبرکت ورحمت آماده کند.
چه ماهی است این شعبان.ماه گشایش ابواب رحمت الهی.ماهی که درآن به سرور می آیی ازمیلاد انوارمقدسه ای که هریک ، بهشت آرمانی حق جویان دیار محبوبند.
دوستان غنیمت شمریم ماهی راکه حسین(ع)،ابالفضل(ع)،زین العابدین(ع)وازهمه بالاتروجودنازنین قطب عالم امکان حضرت مهدی (عج)پا به عرصه خاکی می گذارند.بیاییم عهدی دوباره بندیم بامحبوب خویش درماهی که متعلق است به پیامبر اعظم(ص).
بیاییم ازهم اکنون برای برپایی جشن های نیمه شعبان که تعظیم نام ویاد آن یارسفرکرده است،بکوشیم ودیــــــــگران رانیزتشویق کرده وهمگان رامتذکر به نام آن بزرگوارکنیم که شعبان نیز چون رجب خواهد گــــــــذشت وآنانی خوشحالند که توشه خـــــویش ازاین ماه به نحو احسن برمی گیرند..به امید ظهورش.
جان ازصلوات جاودان می گردد
خورشیدصفت گردجهان می گردد
هرکس که به کهربای احمد پیوست
مجذوب امیرمــــــــومنان می گردد
ظلمت وجهالت ساری وجاری دررگ وخون مردمان بودوبوی تعفن نادانی وبی هویتی شامه حقیقت را آزار می داد.انسانیت به قهقرایی شگرف فرو رفته ودرجهالت خودمغرورگشته بود.انسان جزظاهری ازانسانیت نداشت وحیوانیت اونفس وجودی اوررهبری می کرد.
جهل و جمودوجنگ وخون ریزی،قساوت وسفاکی وجنایت وهرچه توپنداری ازبدی وشروری وعقب گـــــردانسانی ،حاکم برجامعه جهانی بود.انسانیت راه حق وحقیقت وصراط نورانی هدایت راگم کرده ودردنیای ساختگی خویش غرق درنفسانیات، ره به ناکجاآباد می برد.
دل راستین مردمانِ اندک،به رنج ازوضع زمانه ودل فگارازغربت خدای واحد یگانه.آری این بوداوضاع جامعه جهانی درهزاروچهارصدسال پیش.جهالتی که عالم به خود ندیده بود.امادوری ازراه وحدانیت انسان رابه قهقرایی می فرستد که جزمرگ دیگرخلاصی برای اونیست.
امارحمت واسعه الهی این بار نعمتی برای عالمیان مهیاکرده بودتارنگ بدعت وخرافه وشیطان پرستی رااززندگی بشرحیرت زده بزدایدواورابانورمعرفت خویش ازطریق حیبب راستینش آشناکند.
آری محمدشکفت دربستری ازعقب ماندگی.اماچه شگفتنی که جهانی حیران بعثت الهی اوگشته بود.اوآمد تادلهای خسته ازکفرونفاق رابذری تازه بکاردوآنهارادردشت معرفت خویش بارورسازد.
بعثت آغازراه جدیدی بربشریت خسته دل بود تازنگارازدل مصیبت زده خویش بزدایدوراهی نوین درپیش گیردوتازه بفهمد که کیست وباکه آشناست.
بعثت نبوی ختمی بود برقافله رسولان الهی که هرکدام برای هدایت این ولد چموش زجرهاکشیده وخون دلها خورده بودندودراین میان محمد(ص)ازتمامی ایشان صبورترورنج دیده ترشدامادل خوش داشت به هدایت مردمان واویی که ازسوی خدای خویش به خلق عظیم خطاب شده بود آنقدرخون دل خوردوزجرها برای هدایت انسانی کشیدکه رب جلی خطاب سرداد((انما انت مذکرلست علیهم بمصیطر)).
آخ به قربان مهربانی تو وبه قربان دلسوزی تو.چه خون دلی خوردی .چه کنیم مهربانم ماقدرناشناسانیم .هم تورا دوست داریم وهم دلت را می آزاریم(حرف زیاد است ومرامجال درددلی باتونیست).
آری بعثت سرآغازراه نوینی بودکه ادامه یافت تاولایت مولایمان علی(ع).واین رشته آمدوآمدتابه خلف محمدی اورسید.خلفی که چون جد مطهرش رحمتی برای عالمیان است واوست که اهداف تمامی پیامبران علی الخصوص جدنازنینش راجامعه عمل می پوشاندوانسانیت رابه سرمنزل مقصود می رساند.هدفی که هیچ کس حتی پیامبراعظم(ص) وامیرالمونین (ع) نیزنتوانستد به آن دست یابند.آری روزی جهان به رنگ دیگری خواهد بودوهمگان درزیرپرچم توحید باصلح وصفا ویکرنگی زندگی خواهندنمود،تبعیضی نخواهدبود،فقری نخواهدبود،ظلمی نخواهدبود،بدی نخواهدبود،شیطان نخواهدبودوهرچیزی که رنگ سیاهی داردنخواهدبود.ودیدنی است آن روزکه خداوعده داده که همان وعده خداحق است.
25رجب
شهادت موسي بن جعفر(ع)
دراين روز درسال 183هجري بنابرمشهورامام موسي بن جعفر(ع)،درحبس سندي بن شاهك به شهادت رسيدند .به روايت مرحوم كليني روزشهادت حضرت موسي بن جعفر(ع)ششم رجب است.هارون ملعون به ظاهربراي زيارت ودرحقيقت براي دستگير نمودن حضرت موسي بن جعفر(ع) وفرستادن آن حضرت ازمدينه به بغدادبه مسجدالنبي(ص)آمد.
هرکس زمادرخودارث می برد
سیلی وتازیانه زمادربه من رسید
خلفاي ظالم دردوران امامت حضرت
آن حضرت 20سال داشتندكه امامت به ايشان منقتل شدومدت35سال امامت فرمودند.دراين مدت بعدازشهادت امام صادق(ع) مقداري همزمان با ابوجعفرمنصوربودندكه اومعترض آن حضرت نشد.
بعدازمنصورقريب به ده سال ايام خلافت مهدي بود.اوحضرت رابه عراق طلبيدو حبس كرد.شبي اميرالمؤمنين(ع) رادرخواب ديدكه به اوفرمود:‹‹فهل عسيتم ان توليتم أن تفسدوا في الارض وتقطعوا أرحامكم››(سورة محمد:آيه 22)وقتي بيدارشدمرادحضرت رادانست وموسي بن جعفر(ع)رااززندان آزادكرد.
پس ازمهدي،پسرش هادي خواست آن حضرت رامحبوس كند ولي اجل اورامهلت نداد،چه اينكه كمترازيكسال بيشترخلافت نكرد.خلافت به هارون كه رسيدامام(ع)رابه زنداني ديگرفرستاد،تادرسال چهاردهم خلافتش آن حضرت رادرسن 55سالگي به زهرجفا شهيدكرد.
غسل وتدفين حضرت
پس ازشهادت بدن شريف حضرت راطبق دستورهارون با جامه هاي كهنه،جهت اهانت به آن بزرگوار،روي نردباني گذاردندو چهارحمال بردوش گرفتند،وكسي جلوي جنازه صدامي زد:‹‹اين امام رافضيان است››.
امام رضا(ع)قبلا متوجه غسل وكفن ونماز آن حضرت شده بودند.سپس شيعيان آمدندوگل آوردندواحترام كردندودرمحل فعلي حرم مطهر،بدن آن حضرت رادفن كردند.
برطبیبان زمانه دل مبند
دردعا لم رادواموسی ابن جعفر می کند
تعدادفرزندان آن حضرت37نفرندومدت امامت آن حضرت 35سال،وعمرشريف امام(ع)هنگام شهادت 55سال بود.شهادت آن حضرت در5يا6 رجب نيزذكرشده است.
* * *
محمدبن زيادأزدي گويد:ازسرورخودموسي بن جعفر(ع)ازتفسيراين كلام الهي پرسيدم:‹‹وأسبغ عليكم نعمه ظاهره وباطنه››فرمود:نعمت ظاهراست ونعمت باطنه امام غائب است،گفتم:آيا درميان ائمه كسي هست كه غائب شود؟فرمود:آري شخص او ازديدگان مردم غايب مي شود اما براي او ازقلوب مؤمنين غايب نمي شودو او دوازدهمين ما امامان است،خداوندبراي اوهرسختي را آسان وهرامردشواري راهموارمي سازدوگنجهاي زمين رابرايش آشكار كندوهربعيدي رابراي وي قريب سازدوبه توسط وي تمامي جباران عنودرانابودكندوهرشيطان متمردي رابه دست وي هلاك سازد،اوفرزندسروركنيزان است كس كه ولادتش برمردمان پوشيده وذكرنامش برآنها روا نيست تاآنگاه خداي تعالي اوراظاهرساخته وزمين راپرازعدل ودادنمايدهمانگونه كه پرازظلم وجورشده باشد.
چه قدر زمان زود می گذرد،انگارهمین دیروزبودکه درتدارک جشن نیمه شعبان بودیم.باچه شوروحالی برای برپایی جشن گل نرگس کارمی کردیم.همه تلاشمان براین بودتایک جشن آبرومندبرای آقای مهربانمان برپاکنند.روزها گذشت ودوباره روزگارمارادرآستانه میلاد آن یارسفرکرده قرارداد.نمی خواهم زیاد برایتان قلم فرسایی کنم.مقصودم ازنوشتن ای سطور،یادآوری وتذکری بوددرباب برپایی جشن نیمه شعبان.هرکسی به اقتضای توانایی واستعدادخودش می تواند برای آشنایی مردم باآن وجود نازنین قدم بردارد.

ببینیدهدف ازجشن ها چیست؟هدف آشنایی مردم باآن جناب وبالابردن معرفت مردم نسبت به ایشان است.پس هرکس می تواند باراهکارهایی به این هدف برسد.منظورم این است که جشنهایمان وکارهایمان هدف دارباشد.صرف این نباشد که مردم بیایند وبروند،شیرینی خورده شودومداحی بخواندوآخرهم شامی ویاعلی.
این خوب است امابهترکدام است.ماباید کاری بکنیم که درجشنهایمان روحیه امام شناسی وجودداشته باشدوهرکس که درآن شرکت می کند قبل وبعدمجلس او باهم فرق کند.
بسیاری ازمردم ماآشنایی زیادی باآنجناب ندارندپس وظیفه ما این است که دیگران راهم باایشان آشناکنیم.لزومی ندارد حتما جشنهای مفصل باتعداد نفرات زیاد برپاکنیم که گاهی همین موضوع ماراازگرفتن جشن دورمی دارد.بلکه می توانیم جشنی باتعداد نفرات کم برپاکرده امابه بهترین شکل آن رااجراکرده وهمان تعداد کم را باآن حضرت آشنا کینم.(ادامه دارد)
ولادت اميرالمؤمنين(ع)
اولين امام مؤمنين وخليفه الله بلافصل بعدازرسول الله خاتم النبين(ص)،برادر،پسرعمو،وزيرو داماداوسيدالوصين علي بن ابيطالب(ع)درروزجمعه 13رجب دربيت الله الحرام،داخل معظمه به دنيا آمد كعبه ،كه قبل ازاووبعدازاومولودي درآنجا بدنيا نيامده ونخواهدآمد.
اسم شريفش علي(ع)است.صاحب كتاب الانوارمي گويد:علي بن ابي طالب(ع)دركتاب خدا 300اسم دارد. مشهورترين القاب آن حضرت اميرالمؤمنين است وابن شهرآشوب بيش از850 لقب براي آن حضرت ذكرنموده است.
القاب اميرالمؤمنين(ع)
مشهورترين كنيه هاي آن حضرت ابوالحسن(ع) است.اضافه براسامي والقابي كه آن حضرت دركتابهاي مختلف آسماني به زبانهاي مختلف دارند...چه اينكه آن حضرت نزد اهل آسمان معروف به شمساطيل است.درزمين جمحائيل،درلوح قنسوم،درقلم منصوم،درعرش معين،نزدرضوان امين است،نزدحورالعين اصب است،درصحف ابراهيم(ع)حزبيل است،درعبرانيه بلقياطيس،درسريانيه شروحيل،درتورات ايليا،درزبوراريا،درانجيل بريا،درصحف حجرعين،درقرآن علي است.
والدين اميرالمؤمنين(ع)
پدروالامقام آن حضرت،سيدبطحاء حضرت ابوطالب(ع)،ومادرآن حضرت فاطمه بنت اسدبن هاشم بن عبدمناف،بانوي حرم حضرت ابوطالب(ع)است كه انوارامامت و ولايت اولا ازآن خزانة عصمت وگنجينه حياء وعفت به ظهورآمده واولين هاشميه اي است كه چنين اخترفروزنده اي او آورد.
آن حضرت نه تنها مادراميرالمؤمنين(ع)بود،بلكه بعدازوفات عبدالمطلب(ع)،كه شش ياهشت سال ازسن مبارك پيامبر(ص)گذشته بودوآن حضرت به ابوطالب(ع)سپرده شده بود.فاطمه بنت اسد(ع)درحق پيامبر(ص)مادري مي كردوهميشه اورابرفرزندان خودمقدم مي داشت وهمه روزه ازآن حضرت علامات نبوت رامشاهده مي نمودوپيامبرخدا(ص)آن حضرت رامادرخطاب مي كرد.
همچنين بعدازرحلت حضرت خديجه كبري(ع)،پيامبر(ص)فاطمه زهرا(ع)رابه فاطمه بنت اسد(ع) سپردند. ايشان براي آن حضرت مادري مي كردودردامان عزت خودآن مستورة دوجهان راباجان ودل سرپرستي
مي كردتازماني كه ازدنيا رفت.
آن حضرت درسال چهارم هجري درمدينه طيبه ازدنيا رفت،ودربقيع مدفون شد.هنگامي كه اميرالمؤمنين(ع) خبرفوت والده اش رابه پيامبر(ص)دادندآن حضرت فرمودند:‹‹اومادرمن بود››.بعدعمامه ولباسش رادادكه فاطمه(ع)رابه آنهاكفن كنندوخودحضرت برجنازه نمازخواندوچهل تكبيربرجنازه گفت وفرمود:‹‹چون چهل صف ازملائكه به جنازه اش نماز خواندندچهل تكبيرگفتم››.بعددرقبرخوابيدوهنگام دفن اوراتلقين فرمودودربارة اودعا كرد.
نوراميرالمؤمنين(ع)دراصلاب پدران
حديث ولادت اميرالمؤمنين(ع)هم دلالتي برصلابت ايمان فاطمه بنت اسد(ع)مادرآن حضرت دارد.نوري كه ازعرش پروردگارآمده بود،درانبياء واوصياءيكي بعدازديگري منتقل شده تابه عبدالمطلب(ع)رسيدوبعدآن نوردوقسم شد.نوري درپيشاني مبارك عبدالله(ع)پدربزرگوار پيامبر(ص)كه آن نوربه پيشاني آمنه(ع)وسپس درصورت مبارك خاتم الانبياء(ع)منتقل شد. نصف ديگرنوردرپيشاني مبارك ابوطالب(ع)قرارگرفت.
خداوندبه ابوطالب(ع)چندفرزندعطافرمود: عقيل،طالب،جعفر،فاخته ياام هاني،جمانه وعلي اميرالمؤمنين(ع).هنگامي كه خداوندعلي (ع)رابه ابوطالب وفاطمه بنت اسد(ع)داد،آن نوردرصورت فاطمه بنت اسد(ع)درخشندگي مي كرد.
محل ولادت اميرالمؤمنين(ع)
مكان ولادت اميرالمؤمنين(ع)اشرف بقاع يعني حرم است.اشرف اماكن حرم مسجداست، و اشرف بقاع مسجدكعبه است.مولودي جزآن حضرت درآن مكان بدنيا نيامده است،آن هم درسيدايام روز جمعه،درماه حرام ودربيت الحرام!!
اميرالمؤمنين(ع)سه روزچشم مبارك رابازنكرد،تااوراخدمت پيامبر(ص)آوردند.آنجا بودكه چشم بازكرد.آن حضرت فرمود:‹‹اومرامخصوص به نظرخودقراردادومن اورامخصوص به علم خويش قراردادم››.سپس آن حضرت رادرآغوش كشيدوبه منزل ابوطالب(ع)آورد.
پيشگويي ازولادت اميرالمؤمنين(ع)
جابربن عبدالله انصاري مي گويد:راهبي بودبه نام‹‹مثرم بن رعيب››كه 190سال عبادت كرده بود،ولي حاجتي از خدا نخواسته بود.روزي ازخداوندخواست يكي ازاوليائش رابه اوبنماياند.خداوندمتعال جناب ابوطالب(ع)رانزداو فرستادوبعدازآنكه راهب دانست اين آقا چه كسي است،به آن حضرت بشارت دادكه اي ابوطالب،خداوندبه توپسري عنايت مي فرمايدكه اوولي خداست واسم شريف اوعلي است.هنگامي كه اورادرك كردي سلام مرا به اوبرسان وبه اوبگوكه مثرم راهب،اقرارمي كندبه وحدانيت خدا وبه ولايت توبا اميرالمؤمنين(ع)شهادت مي دهد.
هنگام رفتن جناب ابوطالب(ع)خرما وانگورواناربهشتي ميل فرمودندوبه منزل آمدند.فاطمه بنت اسد(ع)بانوي حرم جناب ابوطالب(ع)هم خرمايي كه پيامبر(ص)به آن حضرت داده بودندميل فرمود،وبه ابوطالب(ع)هم دادند وآن حضرت هم ميل فرمود.پيامبر(ص)فرموده بودند:اين خرماراكسي مي خوردكه مقربه توحيدونبوت من باشد
بعدازآنكه پدرومادرآن حضرت،ميوه هاي بهشتي راميل فرمودندوجودحضرت مولي الموحدين علي بن ابي طالب(ع)به وجودآمد.هنگامي كه فاطمه بنت اسد(ع)حامل آن وجودشريف شد،به زيبايي ونورانيتش افزوده شد.
انعقاد نطفة اميرالمؤمنين(ع)
هنگامي كه وجودشريف آن حضرت دربطن فاطمه بنت اسد(ع)قرارگرفت درمكه زلزله شد،وقريش بتها رابه كوه ابوقبيس آوردند،ولي زلزله بيشترشدوبتها به رو افتادند.آنان به ابوطالب(ع)پناه بردند،وآن حضرت بالاي كوه آمدوفرمود:‹‹مردم دراين شب اتفاق مهمي افتاده است.خداوندخلقي راآفريده كه اگرازاواطاعت نكنيدو اقراربه ولايت اوننماييدوشهادت به امامت اوندهيداين زلزله ساكن نمي شود.پس به اطاعت و ولايت وامامت اواقراركنيد››.سپس درحالي كه اشك مي ريخت دستان مبارك رابلندنمودوفرمود:‹‹پروردگارمن وآقاي من،تور ا مي خوانم به محمديت پسنديده وعلويت بلندمرتبه وبه فاطميت درخشنده ونوراني كه برسرزمين تهامه به رحمت ومهرباني خويش لطف بفرمايي››.ديگران آمين گفتند.دعاكه تمام شدزلزله پايان يافت.عربهادرزمان جاهليت تاگرفتارمي شدنداين دعارامي خواندندوگرفتاري برطرف مي شد.
جعفربن ابي طالب(ع)صداي آن حضرت راازشكم مادرشنيدوبيهوش شد.همچنين فاطمه بنت اسد(ع)به قصدطواف گردخانه خدامي رفت،ولي ناگهان آن حضرت ازداخل شكم دوپاي خودرابه شدت فشارمي دادو
نمي گذاشت مادرش به محلي كه بتها نصب شده اندنزديك شود،وحال آنكه مادرش برا ي عبادت خانة خدا را طواف مي كرد.زماني ديگر،بتهادرمقابل آن فرزندبدنيا نيامده به صورت به زمين مي افتادند.شيردرندة طائف در برابرابوطالب(ع)تعظيم كرد.هنگامي كه آن حضرت علت راجويا شدشيرگفت:شماپدراسدالله وكمك محمد پيامبرخدا(ص)ومربي شيرخداهستي .
مادراميرالمؤمنين(ع)دركعبه
شب جمعه سيزدهم رجب بانوي بزرگوار ابوطالب(ع)احساس دردكرد،ولي باقرائت نامي مخصوص آرامش پيدا كرد.هنگامي كه جناب ابوطالب(ع)خواست زناني ازقريش رابراي كمك فاطمه بنت اسد(ع)بياورد،ازگوشة خانه ندايي رسيد:‹‹اي ابوطالب،صبركن چراكه دست نجس نبايدولي خدارالمس كند››.
صبح هنگام فاطمه بنت اسد(ع)ندايي شنيد:‹‹اي فاطمه به خانة مابيا››.ابوطالب(ع)وپيامبر(ص)آن حضرت رابه مسجدالحرام آوردند.عباس بن عبدالمطلب كه به همراه جماعتي درمسجدنشسته بودند،ديدندكه فاطمه(ع)وارد مسجدالحرام شدودرمقابل كعبه ايستادونگاهي به سوي آسمان نمودوچنين فرمود:‹‹پروردگارا،من به تووبه پيامبران وكتابهايي كه ازجانب توآمده اندايمان دارم.من كلام جدم ابراهيم خليل راتصذيق مي كنم واوبوده كه اين خانه رابناكرده است.توراقسم مي دهم وازتومي خواهم به حق كسي كه اين خانه رابناكرد،وبه حق فرزندي كه درشكم من است وبا من سخن مي گويدوباگفتارش بامن انس مي گيرد،ومن يقين دارم كه يكي ازآيات ونشانه هاي توست،كه اين ولادت رابرمن اسان فرمايي››.
ناگهان حاضرين درمسجدالحرام ديدندكه ديوارپشت آن سمتي كه دركعبه است شكافته شدوفاطمه بنت اسد(ع)داخل شد.هرچه كردندقفل دركعبه رابازكنندممكن نشد،ودانستندكه حكمت خداونددركاراست.
فاطمه بنت اسد(ع)مي فرمايد:هنگامي كه داخل كعبه شدم ديدم حوا،ساره،آسيه،مادرموسي بن عمران ومريم مادرعيسي آمدند.آنان به من سلام كردند:‹‹السلام عليك يا ولية الله››ودرمقابلم نشستند.
آنچه درولادت خاتم النبياء(ص)انجام دادنددرولادت علي بن ابي طالب(ع)نيزانجام دادند،چه اينكه فاطمه بنت اسد(ع)درهنگام ولادت پيامبر(ص)حضورداشت وبه ابوطالب(ع)ماجراراخبرداد.حضرت ابوطالب(ع)قبلا به اوفرموده بود:‹‹30سال صبركن تاخدامولودي به توعنايت كندمثل خاتم النبياء(ص)مگردرنبوت كه وصي و وزير اوخواهدشد››.
روز ولادت اميرالمؤمنين(ع)
روزجمعه علي بن ابي طالب(ع)مانندخورشيدبرروي سنگ سرخ درگوشه راست كعبه طلوع فرمود.همين كه قدم برزمين كعبه نهاد،ب سجده افتادودستهارا سوي آسمان بلندنمودوفرمود:‹‹اشهدان لا اله الله،وأن محمدا رسول الله واشهدان عليا ولي محمد رسول الله،بمحمديختم الله النبوه وبي يختم الوصيه وانا اميرالمؤمنين››:‹‹شهادت مي دهم كه خدايي جزالله نيست ومحمد(ص)پيامبرخداونداست وعلي وصي محمد رسول الله(ص)است.به محمد نبوت ختم مي شودوبه من وصايت كامل وتمام مي شودومنم اميرالمؤمنين››.سپس فرمود:‹‹جاءالحق وزهق الباطل››:‹‹حق آمدوباطل رفت››.
دراين هنگام كه وجودسراپا جودش پاي براين عرصه خاكي نهاده بود،بتهايي كه دركعبه بودبه صورت به زمين افتادندوآسمانها نوراني شد.شيطان فريادبرآورد:‹‹واي بربتها وبت پرستان ازاين فرزند››.
سخنان اميرالمؤمنين(ع)پس ازولادت
آنگاه سلام برزنان بهشتي نمودوحال آنان راپرسيد.بانوان بهشتي اورادرآغوش گرفتندوحضرت با آنان تكلم فرمودند.هنگامي كه حضرت حوا(ع)اورادرآغوش گرفت،آن حضرت فرمود:‹‹سلام برتواي مادر،حوا››! حوا(ع) پاسخ داد:سلام برتوپسرم!علي بن ابي طالب(ع)ازحال آدم پرسيد.حوا(ع)پاسخ داد:غرق درنعمتهاي خداونداست ودرجوارپروردگارمتنعم است.دراين هنگام كه آن حضرت داخل كعبه بودابوطالب(ع)دركوچه وبازارصدامي زد: بشارت بادشمارا كه ولي خداظاهرشده است،همان كسي كه وصايت به اوتمام وكامل مي شود.
بعدازرفتن زنان بهشتي،پيامبران الهي حضرت آدم،حضرت نوح،حضرت ابراهيم،حضرت موسي،حضرت عيسي(ع)آمدند.اميرالمؤمنين(ع)باديدن آنان حركتي نمودوتبسم فرمودوآن بزرگواران برحضرتش سلام كردند:‹‹سلام برتواي ولي خدا وخليفه پيامبرخدا››.
حضرت درجواب فرمود:‹‹عليكم السلام ورحمه الله وبركاته››.وجداگانه برهر يك سلام نمودند.آن بزرگواران يكي بعدازديگري اورادرآغوش گرفتندوبوسيدندوزبان به مدح اوگشودندورفتند.سپس ملائكه آمدندواورابه آسمانها بردند،وبازآوردندوبردندوهرباركلماتي مخصوص درفضايل ومناقب حضرت مي فرمودند.
فاطمه بنت اسد(ع)مي فرمايد:باردوم درحالتي آن حضرت راآوردندكه اورادرحريرسفيدبهشتي پيچيده بودندوبه من گفتند:‹‹اوراازچشم بينندگان حفظ كن كه ولي رب العالمين است.بدانكه واردبهشت نمي شودمگركسي كه ولايت اورابپذيردوامامت و ولايت اوراتصديق كند.خوشا به حال آن كه تابع اوست و واي بركسي كه ازاو رويگردان شود.مثل اوچون كشتي نوح است.هركه به ان پيوست نجات مي يابدوهركه ازآن بازماندغرق مي شود و سقوط مي كند››.سپس درگوش اومطلبي گفتندكه من نفهميدم.بعداورابوسيدندوبرخاستندوبيرون رفتندومن ندانستم ازكجاخارج شدند.
سه روزدركعبه
فاطمه بنت اسد(ع)بعدازسه روزكه مهمان الهي بودفرزندمبارك ومحترم خودرادراغوش گرفته آماده خروج ازكعبه شدكه هاتفي غيبي چنين نداداد:‹‹اي فاطمه،نام اين مولودراعلي بگذار،چراكه من خداي علي اعلي هستم.من نام اوراازنام خودگرفته ام،واوراادب آموخته ام وامرخودرابه اوسپرده ام،واورابرغوامض علم خود آگاهي داده ام.اودرخانه من بدنيا آمده است.اواول كسي است كه برفراز خانة من اذان مي گويد،وبتها را
مي شكند،وآنهارا ازبالاي كعبه به صورت مي اندازد.خوشابه حال كسي كه اورادوست مي داردوازاواطاعت
مي كندواوراياري مي نمايد.واي بركسي كه بغض اوراداردوازاوسرپيچي مي كندواوراخوارمي نمايدوحق اوراانكار مي نمايد››.
دراين سه روزدرهرمحفلي سخن ازولادت اين مولودمبارك واستثنايي بود،بخصوص بازنشدن قفل دركعبه، شكافته شدن ديواركعبه درروزوديدن آن توسط كفار،اين مطلب رابه صورت يك مسئله عمومي دراورده بود.
طلوع نورعلي(ع)درآغوش پيامبر(ص)
صبح روزچهارم درمقابل ديدگان به انتظارنشسته،ناگهان ديواركعبه ازمكان قبلي شكاف برداشت به حدي كه فاطمه بنت اسد(ع)بافرزندعزيزش ازآنجاخارج شدند.مردم همه نگاه مي كردندوقبل ازسؤال كسي،فاطمه بنت اسد(ع)ازبعضي وقايع داخل خانه خبردادوازعظمت آن مولودوغذاهاي بهشتي واينكه نام اين حضرت به نداي آسماني علي(ع)است.
ابوطالب(ع)وپيامبر(ص)پيش آمدند،وفاطمه بنت اسد(ع)با مولودپيش آمد.حضرت مولي الموالي علي(ع) فرمودند:‹‹السلام عليك يا ابه ورحمه الله وبركاته››.ابوطالب(ع)فرمود:‹‹وعليك السلام يا بني ورحمه الله وبركاته››،وآن حضرت رادرآغوش گرفت.اميرالمؤمنين(ع)چشمان مبارك به صورت پيامبر(ص)بازكردوتبسم فرمودوخودراحركتي دادوفرمود:‹‹السلام عليك ورحمه الله وبركاته،مرادرآغوش بگير››.
پيامبر(ص)پاسخ سلامش رادادوآن حضرت رادرآغوش گرفت،وبوسيدودست دردست اوگذاشت.آنگاه اميرالمؤمنين(ع)دست راست برگوش نهادواذان واقامه فرمودوبه يگانگي خداوندعزوجل ونبوت پيامبر
(ص)شهادت داد.سپس ازپيامبر(ص)براي قرائت كتاب آسماني اجازه خواست.بعدازآنكه پيامبر(ص)اجازه فرمود،سينه را صاف كردوآنچه درصف حضرت آدم ونوح وابراهيم وموسي وعيسي(ع)بودقرائت فرمود.سپس شروع به قرائت قرآن نمودكه هنوزنازل نشده بود.آن حضرت سورة مباركه مؤمنون راآغازكرد:‹‹قدافلح المؤمنون...››سپس درحالتي كه آن حضرت دراغوش رسول الله(ص)بودبه خانة ابوطالب(ع)بازگشتند.
فاطمه بنت اسد(ع)مي فرمايد:هنگامي كه ازكعبه خارج شدم وفرزندرانزدپيامبر(ص)گذاشتم،آن حضرت بازبان مبارك دهان علي(ع)رابازكردواورابا آب دهان مبارك تحنيك كردواذان درگوش راست واقامه درگوش چپ آن حضرت گفت وفرمود:‹‹اين مولودي است كه برفطرت بدنيا آمده است››.
درروزسوم ولادت حضرت ياروزسوم خروج ازكعبه ودربعضي اقوال دهم ذي الحجه،حضرت ابوطالب(ع)وليمه مفصلي دادوفرمود:‹‹بياييدبراي وليمة علي بن ابي طالب وقبلا هفت باركعبه راطواف كنيدوبعدبرفرزندم علي(ع) سلام كنيد››.
كودكي علي(ع)باپيامبر(ص)
اميرامؤمنين(ع)دربارة دوران كودكي خودوهمراه بودن باپيامبر(ص)چنين مي فرمايد:به هنگام كودكي، پيامبر (ص)مرابه دامان مي گرفت،وبه سينه مي چسباند.غذارامي جويدوبه دهانم مي گذارد.ازبو ي خوش خويش به مشام جانم مي بويانيد.اورادرگفتارم دروغ ودركردارم اشتباه وناداني نيافت.خداوندپيامبر(ص) رااز هنگام شيرخوارگي بابزرگترين فرشتگان همراه كرد،تاشبانه روزاورادرراه بزرگواريها ونيكيهاي جهان رهنمون باشد. من نيزازپيامبر(ص)پيروي مي كردم،چنانكه كودك شيرخواري ازمادرفرمان مي بردوازكردارهاي اوپيروي
مي كند.هرسال به كوه حرا مي رفت،ودراين هنگام هيچ كس جزمن اورانمي ديد.
* * *
عبدالعظيم حسني ازامام جوادازآباءبزرگوارشان ازاميرالمؤمنين(ع)چنين روايت كند:براي قائم ماغيبتي است كه مدتش طولاني است،گويا شيعه رادردوران غيبت اومي بينم كه جولان چهارپايان،چراگاه رامي جوينداماآن رانمي يابند،بدانيدهركه درآن دوران دردينش استوارباشدوقلبش به واسطة طول غيبت امامش سخت نشوداودرروزقيامت هم درجة من است.سپس فرمود:هنگامي كه قائم ماقيام كندبيعت احدي برگردن اونيست وبه اين دليل است كه ولادتش پنهان است وشخص اوغايب مي شود.
حسين بن خالدگويدامام رضاازپدران بزرگوارشان ازعلي(ع)روايت كندكه فرمود:اي حسين! نهمين ازفرزندان توهمان قائم به حق است كسي كه آشكاركنندة دين وبسط دهندة عدل است، حسين(ع)گويد:گفتم يا اميرالمؤمنين! آيا آن واقع خواهدشد؟فرمود:سوگندبه خدايي كه محمدرابه نبوت مبعوث كردواورابرجميع خلايق برگزيدآن واقع خواهدگرديدوليكن پس ازغيبت وحيرتي كه جزمخلصين كسي درآن استوارنمي ماند،كساني كه مباشرروح اليقين هستندوخداوندپيمان ولايت ماراازآنها گرفته وايمان رادرقلوبشان نگاشته وآنان رابه واسطة روحي ازجانب خودمؤيد داشته است.
ابواسحاق همدان گويديكي ازاصحاب موثق ماازاميرالمؤمنين(ع)شنيده است كه ميفرمود:بارالها!
توزمين رازحجت برخلق خودخالي نمي گذاري كه اوياظاهراست ويا ترسان ومستورتاحجتها وبيناتت باطل نشود.
10رجب
1-ولادت امام جواد(ع)
حضرت جوادالائمه(ع)بنابرمشهوردردهم ماه رجب سال195هجري به دنيا آمده اند.
اقوال ديگردرولادت آن حضرت چنين امده:17رمضان،15ماه رمضان،آخرذي القعده.به قولي هم در13رجب ولادت آن حضرت واقع شده است.
پدربزرگوارآن حضرت امام رضا(ع)،ومادرآن حضرت جناب سبيكه يادره است كه حضرت رضا(ع)نام ايشان را‹‹خيزران››نهادند.
نام آن حضرت محمد،وكنية ايشان ابوجعفرومشهورترين القاب آن حضرت تقي وجواداست.حضرت رضا(ع)آن حضرت راباكنيه يادمي كردند،ومي فرمودند:‹‹ابوجعفربه من نامه نوشته است››،ونامه هايي كه ازآن حضرت
مي رسيددرنهايت جلالت وزيبايي بود،وهنگامي كه امام(ع)مي خواستندنامه براي امام جواد(ع)بنويسندآن حضرت رابه بزرگي واحترام موردخطاب قرارمي دادند.
يك روز درايام كودكي حضرت جواد(ع)آن حضرت رانزدپدربزرگوارش امام رضا(ع)اوردند.آن حضرت فرمودند:‹‹اين مولودي است كه براي شيعه مباركترازاوبدنيا نيامده است››،چراكه چهل سال وچندماه ازسن مبارك امام رضا(ع)گذشته بودوآن حضرت هنوزاولادي نداشتند،وبعضي ازشيعيان درامرامامت نگران بودند،هنگامي كه خداوندجوادالائمه(ع)رابه مولايمان حضرت رضا(ع)داد،نگراني وشك وترديدمردم برطرف شد.آن حضرت شش فرزندداشت:ابوالحسن حضرت هادي(ع)ابوطالب جناب زيد،ابوجعفرجناب موسي مبرقع، حكيمه خاتون،خديجه خاتون،ام كلثوم.
2-ولادت حضرت علي اصغر(ع)
ولادت باسعادت حضرت باب الحوائج علي اصغر(ع)دراين روزواقع شده است.
بادرنظرگرفتن اينكه آن حضرت درشش ماهگي درروزعاشورادركربلا به شهادت رسيد،ولادت حضرت مطابق اين روز مي شود.بعضي هم ولادت آن حضرت رادرروز8يا9ثبت كرده اند.
نام شريف آن حضرت عبدالله مشهوربه علي اصغراست.لقب شريفش باب الحوائج،رضيع،مذبوح من الاذن الي الاذن است.پدربزرگوارش امام حسين(ع)،ومادروالامقامش حضرت رباب دخترامرءالقيس كلبي است.
قاتل آن حضرت،حرمله بن كاهل اسدي ملعون است كه قلب امام حسين(ع)واهل بيت وشيعيان،بلكه هرشنوندة اين مصيبت راسوزاند.
* * *
عبدالعظيم حسني گويد:برمولاي خودامام جواد(ع)واردشدم و مي خواستم ازقائم پرسش كنم كه آيا مهدي هم اوست ياغيراو؟امام آغازسخن كردوفرمود:ا ي ابوالقاسم قائم ماهمان مهدي است كسي كه بايددرغيبتش اوراانتظاركشندودرظهورش اورافرمان برندواوسومين ازفرزندان من است وسوگندبه كسي كه محمد(ص)رابه نبوت مبعوث فرمودومارابه امامت مخصوص گردانيد اگرازعمردنياجزيك روز باقي نمانده باشدخداوندآن روزرا طولاني گرداندتادرآن قيام كندو زمين راراپرازعدل ودادنمايدهمچنان كه آكنده ازظلم وجورشده باشدوخداي تعالي امراورا دريك شب اصلاح فرمايدچنانكه امرموسي كليم الله(ع)رااصلاح فرمود،اورفت تابراي خانواده اش شعله اي آتش بياورداما چون برگشت اورسول وپيامبربود. سپس فرمود: برترين اعمال شيعيان ما انتظارفرج است.