می خواهم خیلی کوتاه مطلبی رااول برای خودم وبعد برای شما دوستان عزیزم متذکر شوم.گاهی اوقات حوادثی درزندگی انسانها رخ می دهد که آنها را به مسئله خاصی متوجه می کند.
مرگ یکی ازآن مسائلی است که انسانها را متوجه خیلی ازمسائل می کند.حال اگر این اتفاق همزمانی پیداکند با ایام خاصی ازسال تاثیر آن بالطبع بر روی روح وروان آدمی بیشترخواهد بود.
مرگ یکی ازدوستان آنهم همزمان باماه مبارک رمضان می تواند شوک شدیدی را برتو وارد کندوتا مدتها تورا درآن شوک نگه دارد.اما بهتر آن است که ما ازآن شوک وازآن اتفاق درس بگیریم وهمیشه این حال وهوارابرای خودمان زنده نگه داریم.اینکه بدانیم هرآن ممکن است اجل سراغ من بیاید ومرا به دیار ابدی ببرد.

دوست عزیزی را که ازمخلصان درگاه اهــــــــــــل بیت(ع) وعلی الخصوص ازمنتظران وجود نازنین آقا امام زمان (عج)بودرادرآستانه ماه مبارک ازدست دادم .نمی خواهم زیاد سرتان را به درد بیاورم اما برای من خیلی تاثیرگذاربود باتوجه به آنکه برای خودم اتفاقی افتاده بود که قبل ازفوت این عزیزذهن مرا خیلی درگیر مسئله مرگ کرده بود وفکر می کردم که چه قدر مرگ به آدمی نزدیک است وآدمی چه قدر خودرا ازمرگ دور می پندارد.
خیلی دوست دارم این حال وهوارادرخود زنده نگه دارم ومتذکر به این امربزرگ باشم که هرلحظه باید آماده مرگ بود.نمی دانم ،اما خـــــــــــــداوند نشانه های زیادی را درزندگی انسانی قرار داده است وخوشا به حال کسانی که این نشانه ها را می یابندوازآن عبرت می گیرند.
خیلی حرف دارم که بنویسم اما نمی خواهم سرتان را به درد بیاورم ،اگرفرصتی شد بازهم می نویسم.دوستان دراین ماه عزیزازدعای برای فرج امام زمان(عج) ودعا برای آمرزش درگذشتگان فراموش نکنیم.دوستان به یاد درگذشتگان باشیم تاآیندگان نیز پس ازمرگ ما به یاد ما باشند.
مرده دستش اززمین وزمان کوتاه است ،این حرفی است که قدیمیهای ما همیشه می زنند وچشم انتظار آن چیزی است که ماازخوبیها نثار روح او می کنیم .ازدعا برای این دوست تازه گذشته من نیز که الحق ازخدمت گذاران ساحت مهدوی(عج) بود ودرمصائب آل الله همیشه اشک ریزان داشت واین خصوصیت رادرذهن من برای همیشه به یادگارگذاشت نیزفراموش نکنید.التماس دعا
ازگذران ایام هرچه بنویسیم وبگوییم کم است.بانـــــــــگاهی به گذشته این نکته به ذهنت می رسد که خدایا چه قدرعمرمن زودگذشت.
انگارهمین دیروزبودکه پابه مدرسه گذاشتم وبرای رفتن به کلاس اول چه شوروحال وحس گنگی داشتم.ای وای انگارهمین دیروزبودکه خداتوفیق دادوبرای اولین بارروزه گرفتم.خدایاچه شوروذوقی داشتم برای گرفتن اولین روزه زندگی ام.
وبیاجلووجلوترتابه امروزبرسی.تصاویرگذشته، سریع، مانند فیلمی که روی دورتندگذاشته باشند ازنوارذهنی تو می گذرد.وهمین امروزهم که به این مطلب فکرمی کنی روزی نه چندان دوربه صفحات خاطرات توخواهد پیوست.
الان که می خواستم ادامه دهم وبنویسم لحظاتی مکث کردم وبه گذشته برای هزارمین بار توجه نمودم.چه کردم وچه باید می کردم.این حرفی است که انسان را به خود درگیر می کند.روزها می گذرندو می آیند ومی روند.این سیر تاریخی عالم بوده وهست.اما دراین میان منم که محدودم ودریک بازه زمانی می آیم ومی روم.

همیشه روزهاولحظاتی درایام سال هست که انسان را به خود متوجه می کند.رمضان یکی ازمهم ترین این ایام است.رمضان ماهی که ازبچه گی برای ماخاطره انگیزبوده است وجاودانه.
رمضان آمدباخان گسترده رحمت ورافت الهی.فرمودوای برآن کسی که رمضان بگذردوآمرزیده نشود.رمضان یک فرصت دوباره است.رمضان امتحانی دیگر است برای مابندگان خدا.
رمضان سروش رحمتی است که ازسوی خدابرای بندگان خویش ندای رحمت وبخشش را به ارمغان می آوردتامابه خودآییم وبرای ساختنی دوباره ازخویشتن تلاشی وافرداشته باشیم.
نمی دانم چگونه وصف رمضان کنم اماهمین قدرمی دانم که رمضان فرصتی مغتنم تا دوباره به خودآییم وباخدای خویش وبامولای مهربانمان امام زمان (عج)که واسطه فیض الهی است پیمانی دوباره ببندیم وازخدابه آبروی امام زمان(عج)بخواهیم به همه ماتوفیق ترک گناه وانجام اموری راکه خودراضی به آن است رامرحمت کند.
بخواهیم خدادوباره مارامتولد کندوازمابنده ای بسازدکه خودمی خواهد.عزیزان راه دشواروموانع زیاد.نفس ماضعیف وشیطان درون وبیرون قوی.دوری جستن ازگناه وپشت پا زدن به ظواهرفریبنده دنیا جزبامددخداوحجت برحقش ممکن نیست.بیایید دست دردست مهربان یار خویش بگذاریم وعهدی دوباره بندیم درماهی که خاص وجود حضرت باریتعالی است.آمین
گذشت نیمه شعبان وتونیامدی!چه حزن انگیزاست دمی که شورمی آفریندولی آنچه انتظارداری نمی رسد.ولی ماراباکی نیست که وعده خداوندی حق است.مهم آن است که تو می آیی واین باوری است که منــــــتظران تو راسرپانگه می دارد.ولی خودمانیم خیلی سخت است دوری وهجــــــــران ،تازه آنهم برای منی که ازمعرفت بویی نبرده ام.پس وای به حال آن منتظران خوب توای مهربان تنهایم.
زیاد لفتش نمی دهم .من باتمام بدیهایی که دارم تورادوست دارم واین ازهمه چیزمهم تراست؟ آیا اینطورنیست؟ تورابه خدامرادریاب.محض رضای خدامتوجه ام کن ، متوجه ام .
دركويردل جامانده ازحضورت
بارش مهرورزي بي منتهايت
ترنم پاكي انتظاري است
دروراي دردهجران ودوري.
غروب واژه انتظار به طلوع ناگهاني توست
به ناگهان آمدنت دل سپرده ام
واژه هاي ناب تقديم وجودت
اي وجودت سرچشمه پاكي وصداقت
اي سرچشمه هرچه خوبي كه هست.

دوستان مهربان مهدوی من،صدای گامهای نیمه شعبان به گوش می رسد.دوستان همراه کاری بکنیم که یوسف درراه است.یاران وادی هجران بیایید عهدی بندیم وکاری بکنیم برای غربت آن یارسفرکرده.هرکس با هرتوانی وطاقتی برای او قدمی بردارد.کمی فکرکنیم، هرکدام مامی توانیم برایش کاری بکنیم. فقط باید خواست ومددگرفت ازدست با کفایت خودش.امروز جهان تشنه آمدن یارسفرکرده است وبرای آمدنش لحظه شماری می کند.بیاییم برای یک اتحاد همه گیرتلاش کنیم .تابه کی فراق ودوری .وای من نکن دمانیز به سرنوشت گذشتگان دچارآییم وزمان آمدنش را درک نکنیم .خدایامارادراین فراق بیش ازاین نسوزان.بارالها دست ماگیرکه افتاده ایم و خسته.رحمی بنما برمادرراه ماندگان.
دوستان تاروز آمدن اندکی بیش نمانده.بعدازآن حسرتی می ماندو دیگرهیچ.پس بیاییم تاازحسرت کشان نباشیم وتحفه ای هرچند ناقابل به درگاه عزیزمصروجود تقدیم کنیم .
11 شعـــــــــــــــــــبان المعظم مصادف است با میلاد دردانه جوان امام حــــــــــــــسین(ع) حضرت علی اکبر(ع).ازحضرت علی اکبرمتاسفانه زیاد نمی دانیم وآنچه می دانیم همانی است که درروضه ها برای ما نقل شده است واین درحالی است که آقا علی اکبر(ع) درواقعه عـــــــــــــاشورا27ساله بوده اندوقطعا باداشتن این سن وروایاتی که درشان ومنزلت آن عالیجناب نقل شده است مقتضی است که بیش ازاینها درمورد حضرتش گفته شود.
روایتی درفضیلت حضرتش نقل است به این مضمون که:
اَشبه الناس خَلقاً وخُلقاً ومَنطقاً به رسول الله.
باتفکردرهمین یک نمونه می توان به عظمت وشان جوان امام حسین(ع)متوجه بود.کسی که درظاهرودرخلقیات به رسول دوسرا شبیه است ووقتی درظهرعاشورابه میدان جنگ می رودوآنانی که پیامبررادیده اندبه آنانی که ندیده اندخطاب می کنند: به اوبنگریدکه هماناخودرسول الله است،مارابراین امربیشترمتوجه می کندکه شناختی ازآن وجود مبارک نداریم.
درمورد زندگی آن بزرگوارآمده است که خانه اودربالای بلندی واقع بود ودودازدودکش خانه آنحضرت به آسمان بلند،که این نشانه آن است که صاحب این خانه مهمان پذیر است وپذیرای درراه ماندگان.وجالب ترآنکه بدانیدآن حضرت خود غذا طبخ می کرد واولین لقمه را خوددردهان مهمان خویش می گذاشت.وعــــجب نیست ازفرزندکسی چون حســــــــــین(ع) که اونیزراه پدردرپیش گیرد.
و آن کس که خواب دیده بود حضرت علی اکبر(ع) را وبه او فرموده بودند :منهم چون عموی خویش عباس(ع) حاجتها راروامی کنم اماکسی درخانه ما نمی آید ومتوسل به ما نمی شود.
اما امروزمابه درخانه او می رویم واورابه پدربزرگوارش قسم می دهیم ومی گوییم: آقاجان شما که جوان ابی عبدالله(ع) بودی دومیوه وامید دل حضرتش وجوانی خویش را فدای امام زمان خویش کردید،توجهی به ماکنید ودست این جوانان محب خود رابگیرید وبخواهید تا مانیز پیروومدافع امام زمان خویش باشیم ودراه اعتلای نام او تلاش کنیم واعمالی راسرلوحه کارخویش قراردهیم که گل لبخند رابرلبان او بنشاند.
ای ورق روی تو عنوان حــُسن خــــال وخطت نقشه ایوان حسن
نسل جوان را به جهان رهـبری جـــــــــــــلوه توحید علی اکبری
هرکه هــوای رخ احـــــــمد کند درتوتماشای مــــــــــحمد کـــــند
تاج خـلافت که زپیغـــمبر است ساخته برفرق علی اکـــــبراست
حق سخن گشت به نامـــــت ادا ازلب جانبـــــــخش شه کربـــلا
گفت:تویی ای پسرباوفـــــــــــا اشبــــه مردم به رسول خــــــــدا