تبليغاتX
به يقين يوسف ما آمدني است
معرفت عاشورایی

دوباره شهرمان حال وهوای دیگری به خودگرفت ومنتظران دیارمحرم با تکاپویی دوچندان به فکربرگزاری مراسم دو ماه محرم وصفرهستند تابه اقتدای به مولای خویش صاحب الــــزمان(عج) اقامه عزای آل الله علی الخصوص سیدالشـــــــهدا(ع) راداشته باشند.آری دوباره ایام عزای آل الله ازراه رسید.ایامی که مصیبات عظمای این خاندان رادرسینه ماتم زده خویش دارد.

محرم وصفری که خیل مشتاقان اهل بیت برای رسیدن آن ثانیه شماری می کنند وآنـــگاه که این ایام می رسدبا تکیه به الطاف صاحب محرم وصفرقصدآن دارندتابه نحوی که مرضی رضای آن ذوات مقدسه است به وظیفه خودکه همانا پاسداشت این ایام است به درستی عمل کرده وموجبات تسلی خاطرصاحب عزای واقعی یعنی مهدی فاطمه(عج) رافراهم آورند.

آری محرم وصفردوماه عزای آل الله ازراه رسیدوچه خوب است این بیت شعر که:

ده ماه گریه کردم درحسرت محرم                     هرچند پرگناهم دل خوش به این دوماهم

وبه راستی همین است برای عزاداران ومحبان وشیفته گان این دوماه.البته ازراه رسیدن این ایام  فقط نباید این رادرذهن متبلورکندکه فقط عزاداری وسینه زنی و...

آری همه اینهاازواجبات است که همانا اقامه عزای اهل بیت علی الخصوص سیدالشهدا(ع) ازشعائراست و بایدتعظیم شعائرکردکه هماناسیره اهل بیت (ع) نیزبوده است.                               

      سلام برصاحب محرم 

امابی شک همه ماقبول داریم که اشکی که ازروی معرفت ریخته شودبهای دیگری داردوبسیارسازنده نیزخواهدبود.زیادنمی خواهم مطلب راطولانی کنم واساعه کلام کرده باشم.

مطلب دراین است که بدانیم همه مصیبات که برسرآل الله آمده است واوج آن رادرمصیبت عظمای کربلا وعاشورای حسینی شاهدهستیم،همه ازکمی یاران وقلت بامعرفتان دردین وعلی الخصوص نبود ولایت مداران وامام شناسان ودریک کلمه حق شناسان بوده است.

تعجبی نیست که وقتی ببینیم درمیان اصحاب کفرکه به قتال بافرزندرسول خدا (ص) برخواستند،افرادی بودندکه محضررسول خدارادرک کرده ودیده بودند اکرام ایشان رانسبت به نوه گرامی خویش امام حسین(ع).

انهاهمه درچه چیزخلاصه میشود؟همه درکمبودمعرفت ونداشتن بصیرت دردین تاجایی که صاحبان دین ومفسرواقعی قرآن وامام برحق راخارجی می پندارند وآنگاه یزید سگ بازشراب خوارراصاحب دین وپیشوای مسلمانان می پنداردند.

همه اینهاازدردنادانی وکمبودبصیرتی است که امامان مادادسخن سرداده انددراین مطلب که باید هرمسلمان ومومنی دردین خویش صاحب فهم ودرک شودکه همانا تمامی انحرافات ازهمین جهل ونادانی سرچشمه می گیرد.

انسان حق طلب ویک ذهن پرسشگر برایش این سوال پیش می آید که چه مشود اسلام پوستین وارونه به تن می کندوردای خلافت ازدوش امیرالمونین علی(ع) به یغما می رودوتاراج دین ثمـــره اش آن می شود که زهرای مرضیه(س) درجوانی به شهادت می رسد وپس ازآن است که آغازمصیبات براهل بیت که ذوی القربای پیامبرندراشاهدهستیم وکاربدانجامی رسدکه این مردم کج فهم بی معرفت بی بصیرت ،با علی مرتضی (ع) وحسن مجتبی(ع) آنگونه تامی کنندوکاررابدانجا می رسانند که یوسف زهراحسین(ع) رابالب تشنه درکنارشط فــــــرات باشرح وقایعی که خودمی دانید به شهادت می رسانند.

خوب است داستان آن مردوعلی(ع) راکه گویا درجنگ جمل رخ دادرابرایتان بیان کنم که درس آموزی بزرگ برای تمامی دورانهاست:

درجنگ جمل فردی درمیانه جنگ متوقف شدوشکی که برایش پیش آمده بودمانع ازجنگیدن اوشدوبه پیش امیرعالم علی(ع) رفت وگفت: یاعلی(ع) برای من مسئله ای پیش آمده که مراازادامه جنگ بازداشته است؟ حضرت گفتندسوال تو چیست؟ گفت :درمیانه جنگ به این مطلب رسیدم که دریک طرف جبهه همسرپیامبروطلحه وزبیرواصحابی دیگرازسول خداقراردارندودرطرف دیگرتوکه دامادپیامبری بایارانی چون ابوذرومقدادو..قرارداری!

برای من این سوال شدکه هردوصحابی رسول خداهستند!پس حق باکیست؟علی(ع) فرمود:ای مردمشکل تواین است که حق برتو مشتبه گشته وحق رانمی شناسی؟ حق رابشناس تاافرادآن رانیز بشناسی.

درهمینجامطلب رابه پایان می رسانم وامیددارم که به حرمت امام حسین(ع) همه مابامعرفتی صدچندان به اقامه عزای مولای غریب خویش بپردازیم که هرچه داریم ازمحبت این خاندان گرام است وعزاداری ماتحفه ای ناقابل وابراز همدردی است باصاحب عــزا، طالب خون کربــــــــــــلا امام زمان روحی فداک. 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 3:6 بعد از ظهر توسط احسان |

غدیر ×انتظار×مهدی

خب به هرمنوال ایام مبارک غدیرروزگارسپران کرد وغدیربا تمامی گفته ها وناگفته ها وقصورازطرف دوستداران امیرغدیردرنشروحشرپیام عزت آفرین خطبه شورانگیزنبوی گذشت.

امااین بدان معنا نیست که مادرراستای ابلاغ کلمه نبوی که آن راامری لازم الاجرا دانست که پدران به فرزندان وحاضران به غایبان تا روزقیامت برسانند کوتاهی کرده وقصوربه خرج دهیم.

آری همین کوتاهی هادرابلاغ پیام رسول معظم بود که انحرافات رادرصــــــــــــــــدراسلام پدید آورد وراه انسان سازی رابه بیراهه ای دهشتناک وعاقبت ننگین منتهی شد. آری نبی مکرم درروز غــــــــــــــدیر ناگفته هاراگفت وبیعتی علنی گرفت تا فرداراکسی عذروبهانه ای نماندونباشد.

همه بودند وبیعت کردند ومبارک بادها گفتند وهمراه پیامبرسه روزدرصحرای جحفه رحل اقامت افکندند تاشاهد اکمال دین توحید یی باشند که رضایت همه اعمالش به ولایت مولی المـــــــــوالی علی(ع) امکان   پذیرمی بود وغیرآن راذره ای اعتبارنخواهد داد.

اماهمان هنگام نیزبه خدعه دست بیعت دادند ودرسر، شیطان می پروریدند تاخانه عصمتیه فاطمیه(س) رابسوزانند وباطنابی که به گردن ابوتراب حمایل کرده اند بیعت خودرابرهمه اسلام که نه همه دین رسول بقبولانند.آری اینچنین بود که پرونده قتل زهرا(س)امضاء شد وحسن مجتبی (ع) به زهرکینه وعداوت و باصلحی که اجباری بودازغلت یاران خلص وبامرام، به دیدارجدخویش بشتابد باتابوتی که تیرباران حقد وکینه شد. وهمان روز حســــین(ع) به مقتلی رفت که نجاست متعفنی چون شمربرسینه پرگستره ای قدم نهاد که رسول الله آن راچه تعظیمها که نکرده بود.

آری من وتونیزازاین مصیبت بی بهره نیستیم.غیبت کبری ونبود حجت زمانه دردی است بی درمان که جزذات الهی رادرمانی برای این مصیبت نیست. آری اگرغدیرازیادها نمی رفت وپیام غدیرراحاضران به غایبان وپدران به فرزندان می رسانند،این ظلمها برپیکره شجره نبوت وامامت نمی رفت ومن و تو برادر وخواهرایمانی درفراق یوسف گمگشته خویش نمی سوختیم وازدردهجرانش به خداشکایت نمی بردیم.

 

                    انتظار

امروزصحنه ای دیگراست ازورطه آزمایش ماکه درنبودامام ومقتدای خویش حاضریم ومبتلا به درد هجران دوست.امروزوظیفه مانسبت به حجت وامام حاضروغایب ازنظرچیست؟همویی که نبی باعزت درخطبه غدیریه کلام رابه سمت نام اوکشاند واورابرای مردمان هزاروچهارصد سال قبل اومعرفی کرد. امیداست که درآینده بتوانم ذره ای ازوظایف ما دردوران غیبت را که درکتب معتبر شیعی توسط مجاهـــــــدان نستوه عرصه دین مداری قلمی شده است به عرض برسانم.    

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 5:54 بعد از ظهر توسط احسان |

غدیرمظلوم همیشه تاریخ - قسمت سوم

غدیرمظلوم همیشه تاریخ – قسمت سوم

 

نکته ی4- زمینه های پیشین وصایت وامامت علی (ع):

نایب ومنوب عنه بایستی سنخیت کامل وشباهت تام باهم داشته باشند.ازاین روی پیامبر(ص) ازپیش ، اورادربسترمهرومحبت ودرفضای جان وخانه ی خویش تربیت وباروحیات واخلاقیات خویش مأنوس فرمود. دراین زمینه علی (ع) خوددرخطبه ی قاصعه چنین حکایت می کند:...شمامی دانید مرانزدرسول خداچه مقام است؟ وخویشاوندی ام بااودرچه نسبت است؟آنگاه که کودک بودم، مرادردامان خودمی نهادوبرسینه ی خویش می فشردودربسترخودمی خوابانیدوتنم رابه تن خویش می سودوبوی خویش خودرابه من می بویانیدوگاه چیزی رامی جَویدسپس آن رابه من می خورانید.ازمن دروغی درگفتارندیدوخطایی درکردارنیافت...ومن درپی اوبودم- درسفروحضر- چنان که شتربچه درپی مادر.هرروزبرای من ازاخلاق خودنشانه ای برپامی داشت ومرابه پیروی آن می گماشت. اوهرسال درغارحراء خلوت می گزیدومن اورامی دیدم وکسی جزمن وی رانمی دید.آن هنگام جزخانه ای که رسول خدا(ص) وخدیجه درآن بودند درهیچ خانه ای مسلمانی راه نیافته بود ومن سومین آنان بودم. روشنایی وحی وپیامبری رامی دیدم وبوی نبوت را می شنودم. من هنگامی که وحی براوفرودآمد،ناله ی شیطان راشنیدم. گفتم: ای فرستاده ی خدا! این آوا چیست؟ گفت:این شیطان است که ازآنکه اورا بپرستندنومیدشده است. همانا تومی شنوی آنچه رامن می شنوم،می بینی آنچه را من می بینم،جزآنکه توپیامبرنیستی ووزیری وبرراه خیر می روی.

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 7:45 قبل از ظهر توسط احسان |

 
onLoad and onUnload Example