آنجا كه حبيب ابن مظــــــــاهر، اين پيرروشن ضميربا وفا درلحظات آخرعمرزهيربه سراغ اومي رود وبه او مي گويد برادرم ، هرچند كه منهم تا لحظاتي ديگربه تو ملحق خواهم شد اما اگروصيتي داري به من بگو تابرايت انجام دهم.
زهيردرحاليكه ديگررمقي براي اونمانده است روبه جانب حسين(عليه السلام) مي كند وميگويد:
اوصيك بهذا الغريب . آري درآخرين لحظات نيزوصيت او جانبداري وحمايت ازمولاي خويش است ومي گويد ومي خواند او را به حمايت ازغريب كربلا.
من نمي دانم شما چه دركي ودريافتي داريد ، اما واقعيت راكه مي نگرم با خود چنين زمزمه اي دارم كه خدايا من كجا واصحاب امام غريبم كجا ؟ آري آنقدرغرق درمسائل خويش ودنياي فاني خويش مي شوم که یادم می رود که مولایی وآقایی دارم ، تا چه رسد که بدانم درقبال اووظیفه ای دارم تا....
چه قدر دوران عجیب وپرمحنتی است. هرکس سردرگریبان کارخوداست ، وچه کس کاردارد که مولای ماغریب واست وتنها! وچه عجیب است که بیش ازهزاروصد سال ازغیبت اوبگذرد!
دوستان چه بخواهیم ونخواهیم همه ما درقبال امام زمان خویش مسئول هستیم وفردای سوال وجواب در قبال این نعمت الهی مورد سوال قرار خواهیم گرفت . ازما خواهند پرسید که با امـــــــــــــام خویش چه کردیم؟
اورا یاوری نمودیم ودردی ازقلب او برداشتیم ویا نه دردی بر آلام اوافزودیم.
امروزحریم مولای ما درمعرض شدیدترین تهاجمات وتندگویی ها وتند خویی ها قرارگرفته است. آنروزدفاع ازامام به شکلی بودوامروزبه طریقی دیگر. اگرآنروزباید شمسیر حمائل کرده ونیزه به دست می گرفتیم تا ازحریم وحرمت مولای خویش دفاع کنیم ، امروزاقتضای زمانه چیزدیگری است .
امروزسلاح ما درمقابله همه فرقه ها وادیان دروغین که کمربه نابودی شیعه زده اند ، خودسازی علمی ومعرفتی است ، تا باسلاح زبان وگفتار وعمل به فرامین ائمه معصومین (علیهم السلام) پاسداران حریم تشیع باشیم. آگاهی دینی واعتقادی ودوری ازجهل ونادانی اسلحه برانی است که دشمنان دین رابه جای خودخواهد نشاند. کاری که درطول دورانها انجام شده وامروزه می بینیم که دشمنان جوابی برای آنها ندارند.
جایی که بزرگانی همچون علامه امینی ، شیخ مفید ، علامه حلی ، شیخ طوسی ، میرحامدحسین هندی ، سیدشرف الدین موسوی ، علامه مجلسی ، مقدس اردبیلی ، کلینی ، سیدمهدی بحرالعلوم ، سیدرضی ، سید
مرتضی وبسیاری دیگرازمجاهدان عرصه ولایت مداری با مستندات متقن خود جایی را برای عرض اندام دیگران باقی نگذاشتند وبا آثار خود باعث تحسین دوست ودشمن شده اند. ادامه دارد...
آري دوستان همراه ، دم زدن ازامام زمان سهل وآسان است ولي آنچه مهم است عمل به وظيفه است. وظيفه آن چيزي است كه برانسان تكليف مي شود نه آن چيزي كه انسان دلش بخواهد.
كربلا بهترين الگوي فرا روي ماست. آنجايي كه جوان تازه مسلمان شده اي به همراه مادر و همسر جوان خويش درركاب مولاي شهيدان به وادي كربلا آمده اند.
دوستان شنيدن ونقل اين قضـــــــايا خيلي راحت است ، اما تورا به خدا كمي تامــــــــل و درنگ كنيم و ببينيم اين اسوه هاي ولايت مداري و امام محوري چه كرده اند.
علقه ومحبت بين دوجوان تازه ازدواج كرده و دل كندن ازآن ، امري راحت و آسان نيست كه پس ازقرنها در رابطه با آن به راحتي سخن گفت.
جوان اذن جهاد گرفته به ميدان مي رود و مادراو درپاي چوبه ی خيمه ، ميدان رفتن پاره ی تن خويش را به تماشا نشسته است. جوان در حاليكه از تمام علقه هاي خويش رهيده ، با آرزوي كسب رضايت مولاي خويش جنگ نماياني مي كند . جوان شربت شهادت نوشيده و جان به جان آفرين تسليم مي كند.
دشمن دون براي آنكه شقاوت را تمام كند ، سرازتن جوان جدا كرده و سررا به سوي مادر چشم انتظار پرتاب مي كند. حماسه اي ديگر رقم مي خورد و مادر سر را برداشته و درحق جوان خويش دعا مي كند و به او آفرين و مرحبا مي گويد كه توانست درپيش چشمان مولايش به خون بغلطد و رضايت امام را كسب كرده و فخر مادر خويش براي هميشه ی تاريخ باشد.
آنگاه مادرحماسه را به اوج مي رساند . سررا به سمت لشكر دشمن پرتاب كرده ومي گويد : آنچه را كه دراه كسب رضايت مولاي خويش در راه خدا داده ايم پس نمي گيريم! اين است اوج ارادتمندي و تسليم امر مولاي خود بودن و اينكه آنچه او مي پسندد را برخواسته خويش مقدم بداريم .
اگرسنگي را درآب بيندازيم ، فقط سنگ در داخل آب رفته است ، اما هنوزمنفك ازاوست وشما با چشم بين اين دو تمييز مي دهيد ، اما اگرقندي را درداخل آب حل كنيد ديگراثري ازقند نيست و هرچه هست آب است و بس. ديگرمحلي براي خود نمايي قند درداخل آب نمي ماند.
آري ياران سالار كربلا اينگونه بودند. آنها درمحبت مولاي خويش حل شده بودند وهيچ نمي خواستند جز آنچه مولايشان مي خواهد و مي پسندد. آنها رنگ و بوی الهي گرفته اند وخودي نمي بينند وهرچه هست را خرج مولاي خويش كرده و خود را براي مولاي خويش مي خواهند وبس نه براي خود. ادامه دارد...
مدتي بود كه مي خواستم درمورد ايام ماه محرم مطلبي بنويسم كه متاسفانه به علت مشغله كاري والبته كمي تا قسمتي تنبلي ، اين مورد به تعويق افتاد . ولي ازآنجايي كه ماهي راهرموقع ازآب بگيري تازه است ، دم را غنيمت شمرده وبرايتان مطالبي را قلمي مي كنم.
درمورد ماه پرازمحنت وغم محرم واتفاق تاريخي ومصيبت بارآن كه به عاشورا آغازمي شود وبا اسارت خاندان اهل بيت (عليهم السلام) ادامه می یابد ، مطالب پرمغرومعنايي درطول تاريخ بيان شده وخواهد شد. زيرا كه عاشورا هررروزبراي ما حرفي نو دارد و اين ايده رازمان ثابت كرده است كه محرم وعاشوراي حسين (عليه السلام) نه تنها زيرغبارفراموشي تاريخي ونسيان زمانه نمي رود ، بلكه هر روزتازه ترو نوترازديروزدرمنظرهمه خدا جويان وحق طلبان و ولايت مداران خودنمايي مي كند ومانند منظري شگفت براي كساني كه آن رابه نظاره نشسته اند جلوه اي نو ومسحوركننده دارد.
بله عاشورا تابلويي است عظيم وشگفت كه انسان هرلحظه دقايقي لطيف را ازآن استنتاج مي كند و سرشار از معارفي مي شود كه تنها ازسفينه حسين (عليه السلام) سرريزدارد و بس. خوشا آنانكه كه پيوندي ناگسستني با عاشورا دارند وهرروزازآبشخورمعارف حسيني (عليه السلام) خود راسيراب مي كنند.
آري عاشوراست و درسهاي بسياري كه بايد آن راسرلوحه وجودي خويش قرار داد تا بدانيم وعمل كنيم و يادمان باشد كه ما نيزدرمنظرامتحان الهي هستيم .
اما بگذاريد سراصل مطلب بروم ونكته اي را كه مد نظربود را براي شما عزيزان قلمي كنم وخيلي خوشحال مي شوم كه پس ازخواندن مطلب نظرات سازنده خود رابراي اين حقيربگذاريد تا سازنده راه درپيش روباشد.
آنچه بيش ازهمه درعاشورا براي نكته سنجان خود نمايي مي كند مسئله ی ولايت مداري واطاعت بي چون و چراي اصحاب وبني هاشم ازولي زمان خويش است . جايي كه فقط براي او فكرمي كنند و فقط براي اوزندگي مي كنند وهمه چيزرا درسايه ی جلب رضايت مولاي خويش مي بينند.
آنجه براي ايشان دراوج اهميت قراردارد ، آن است كه رضايت مولاي خويش رابه دست آورند وآن كنند كه او مي پسندد. آناني درركاب حسين (عليه السلام) باقي ماندند كه اورا برخود ترجيح داده وزندگي بدون مولاي خويش را ننگي جاودانه براي خويش مي دانستند. با آنكه همه ی ايشان ميدانستند امام زمانشان نيز به شهادت خواهد رسيد ، اما حاضربودند جان خويش را فداي مولاي خويش كنند تا او به همان ميزان بيشترزنده بوده وجهان را ازفيض وجود خويش بهره مند سازد.
وبراي همين است كه سيدالشهدا(عليه السلام) دروصف ياران خويش فرمود:
چون شما ياران باوفا درطول تاريخ نظيري وهمتايي نيست
هنگامي كه نمازامام به پايان رسيد ، با تني تيرباران شده به زمين غلطيد. تمام هم وغم او برآن بود تا تيرها را به جان خريده ومولاي خويش رادرامان نگه دارد.
شنيدن وگفتن اين حرفها بسيارآسان وسهل است ، اما اگرتعمق وتفكري روي آن انجام بپذيرد خواهيم يافت كه اينگونه رفتاروازخودگذشتگي تنها ازكسي برمي آيد كه خودش را براي امام خويش خالص گردانيده باشد.
اگرخطري براي انسان پيش آيد، انسان حتي به طورنا خود آگاه درجهت دفع آن خطر برمي آيد. حال ببينيد چگونه است كه فردي تيرها رابه جان مي خرد واعضا وجوارح خود را سپربلاي مولاي خويش مي كند وبا چشم به دنبال ردتيراست تا خود رابلاگردان مولاي خويش گرداند.
آري دوستان گفتن وشنيدن اين حرفها كه مشابه آن رامي شنويم خيلي آسان است وبه قول معروف به عمل كاربرآيد نه به زبان وگفتار ادامه دارد...
شباهت امام زمان(علیه السلام) به امام حسین(ع)
امام حسین(علیه السلام): لو أدرکته لخدمته ایام حیاتی : اگراو را درک می کردم تمام عمرخدمتگزارش (حضرت ولیعصرعلیه اسلام) می شدم.
امام زمان(علیه السلام) : یا جدا من صبح و شب برای شما اشک می ریزم و ندبه می کنم وبجای اشک برشماخون گریه می کنم.
1- شدت اهتمام در یاد کردن آنها درقرآن کریم و سنت پیغمبران وکتابهای آسمانی.
2- اهتمام پیامبران گذشته به گریستن برای حضرت امام حسین(علیه السلام) و برپا نمودن مجا لس سوگواری...که نظیراهتمام امامان (علیهم السلام) گذشته است دردعا کردن برای فرج حجه بن الحسن (علیه السلام) وطلب ظهورآن بزرگوارپیش ازوقوع غیبت.
3- شدت اهتمام هردوامام درامربه معروف و نهی ازمنکرو تقیه نکردن ایشان.
4- نبودن بیعت طاغوت زمان برآن دو وجودمقدس چنانچه امام حسین(علیه السلام) حاضربه بیعت نشدند.
5- بالا بردن به سوی آسمان: فرشتگان هردو بزرگوار را به اذن خداوند به آسمان بالا بردند.
6- آرزوی بودن در رکاب آن دو وجودمقدس(علیه السلام) برای مؤمنین و امامان...چنانچه در زیارت عاشورا می خوانیم کاش با شما بودیم و ... هردو آرزو ثواب شهادت را دارند (طبق روایات).
7- امام حسین(علیه السلام) ترسناک ازمدینه بیرون رفتند و درمکه نزول کردند و سپس به سوی کوفه حرکت فرمودند حضرت حجت(علیه السلام) نیزنظیرهمین برایشان اتفاق می افتد که سفیانی عده ای را به مدینه می فرستد و حضرت مهدی(علیه السلام) ازآنجا به سوی مکه کوچ می کنند.
8- مصیبت آن دوسخت ترین مصیبتهاست (مصیبت غربت وتنهایی امام حسین علیه اسلام ومصیبت طولانی غربت و تنهایی و مظلومیت امام عصرعلیه اسلام).
9- امام حسین ندای هل من ناصرینصرنی سردادند وطلب یاری ازمردم نمودند امام عصر (علیه السلام) نیزهنگام ظهورطلب یاری می کنند ودرقسمتی ازروایت است که می فرمایند : «خدا را خدا را، دربارة ما ، ماراخوارنکنید و یاریمان نمایید که خداوند شما رایاری کند» وهم اکنون هم اگرگوش دلمان رابازکنیم ندای هل من ناصرینصرنی امام زمان(علیه السلام) بلنداست که اهل ایمان را به یاری می طلبد انشاءالله که همه ما بتوانیم با تقوی و یاد آن دوعزیزدرهمه امورو درخواست فرج ازخداوند متعال، آن عزیزرایاری کرده باشیم تا قلب مقدسشان ازماراضی وخشنـــــود گردد ان شاءالله.
10- غربت تنهایی و مظلومیت آن دو وجود مقدس.