به يقين يوسف ما آمدني است

رخدادهای ماه ذی حجه

سه شنبه هجدهم آبان 1389

اوّل ذی الحجه

1. عزل ابوبکر از تبلیغ سوره برائت 2. آغاز نامه ها برای جنگ صفین

پنجم ذی الحجه

1. جنگ سویق

ششم ذی الحجه

1. ازدواج امیر المومنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها 2.مرگ منصور دوانیقی

هفتم ذی الحجه

1. شهادت امام باقر علیه السلام 2. بردن امام کاظم علیه السلام به زندان بصره

هشتم ذی الحجه

1. توطئه ترور امام حسین علیه السلام 2. دعوت عمومی حضرت مسلم علیه السلام در کوفه 3. حرکت امام حسین علیه السلام از مکه به عراق

نهم ذی الحجه

1.روز عرفه 2. شهادت حضرت مسلم و هانی 3. روز سد ابواب

دهم ذی الحجه

1.عید قربان 2. شهادت عبدالله بن محض و جمعی از آل حسن علیهم السلام 3. نماز عید امام رضا علیه السلام در خراسان

یازدهم ذی الحجه

1.روز نوشتن دعای صباح 2. افشاء سر ولایت توسط عایشه

سیزدهم ذی الحجه

1. شق القمر

چهاردم ذی الحجه

1. بخشیدن فدک به حضرت زهرا سلام الله علیها

پانزدهم ذی الحجه

1. ولادت امام هادی علیه السلام

هجدهم ذی الحجه

1.عید غدیر 2. قتل عثمان3. خلافت ظاهری امیر المومنین علیه السلام

بیستم ذی الحجه

1. خروج ابراهیم بن مالک اشتر برای جنگ با ابن زیاد

بیست و دوّم ذی الحجه

1. شهادت میثم تمار

بیست و چهارم ذی الحجه

1. روز مباهله 2. روز خاتم بخشی 3. نزول سوره هل اتی

بیست و پنجم ذی الحجه

1. اولین نماز جمعه امیرالمومنین علیه السلام

بیست و هفتم ذی الحجه

1.مرگ مروان 2. واقعه حره 3. وفات علی بن جعفر علیه السلام

آخر ذی الحجه

1. مرگ پدر ابوبکر 2. مرگ هند جگرخوار

تتمۀ ذی الحجه

1. نامه پیامبر صلی الله علیه و آله به پادشاهان بزرگ 2. رحلت حضرت ابوذر 3. مرگ ابوموسی اشعری 4.وفات زراره


لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 1:58 بعد از ظهر توسط احسان

ای کشته جفاادرکنی

چهارشنبه هفدهم مرداد 1386

25رجب

شهادت موسي بن جعفر(ع)

دراين روز درسال 183هجري بنابرمشهورامام موسي بن جعفر(ع)،درحبس سندي بن شاهك به شهادت رسيدند .به روايت مرحوم كليني روزشهادت حضرت موسي بن جعفر(ع)ششم رجب است.هارون ملعون به ظاهربراي زيارت ودرحقيقت براي دستگير نمودن حضرت موسي بن جعفر(ع) وفرستادن آن حضرت ازمدينه به بغدادبه مسجدالنبي(ص)آمد.

                                         هرکس زمادرخودارث می برد

                                                                          سیلی وتازیانه زمادربه من رسید

خلفاي ظالم دردوران امامت حضرت

آن حضرت 20سال داشتندكه امامت به ايشان منقتل شدومدت35سال امامت فرمودند.دراين مدت بعدازشهادت امام صادق(ع) مقداري همزمان با ابوجعفرمنصوربودندكه اومعترض آن حضرت نشد.

بعدازمنصورقريب به ده سال ايام خلافت مهدي بود.اوحضرت رابه عراق طلبيدو حبس كرد.شبي اميرالمؤمنين(ع) رادرخواب ديدكه به اوفرمود:‹‹فهل عسيتم ان توليتم أن تفسدوا في الارض وتقطعوا أرحامكم››(سورة محمد:آيه 22)وقتي بيدارشدمرادحضرت رادانست وموسي بن جعفر(ع)رااززندان آزادكرد.

پس ازمهدي،پسرش هادي خواست آن حضرت رامحبوس كند ولي اجل اورامهلت نداد،چه اينكه كمترازيكسال بيشترخلافت نكرد.خلافت به هارون كه رسيدامام(ع)رابه زنداني ديگرفرستاد،تادرسال چهاردهم خلافتش آن حضرت رادرسن 55سالگي به زهرجفا شهيدكرد.

غسل وتدفين حضرت

پس ازشهادت بدن شريف حضرت راطبق دستورهارون با جامه هاي كهنه،جهت اهانت به آن بزرگوار،روي نردباني گذاردندو چهارحمال بردوش گرفتند،وكسي جلوي جنازه صدامي زد:‹‹اين امام رافضيان است››.

امام رضا(ع)قبلا متوجه غسل وكفن ونماز آن حضرت شده بودند.سپس شيعيان آمدندوگل آوردندواحترام كردندودرمحل فعلي حرم مطهر،بدن آن حضرت رادفن كردند.

برطبیبان زمانه دل مبند

دردعا لم رادواموسی ابن جعفر می کند

تعدادفرزندان آن حضرت37نفرندومدت امامت آن حضرت 35سال،وعمرشريف امام(ع)هنگام شهادت 55سال بود.شهادت آن حضرت در5يا6 رجب نيزذكرشده است.

                                                   *                         *                         *

محمدبن زيادأزدي گويد:ازسرورخودموسي بن جعفر(ع)ازتفسيراين كلام الهي پرسيدم:‹‹وأسبغ عليكم نعمه ظاهره وباطنه››فرمود:نعمت ظاهراست ونعمت باطنه امام غائب است،گفتم:آيا درميان ائمه كسي هست كه غائب شود؟فرمود:آري شخص او ازديدگان مردم غايب مي شود اما براي او ازقلوب مؤمنين غايب نمي شودو او دوازدهمين ما امامان است،خداوندبراي اوهرسختي را آسان وهرامردشواري راهموارمي سازدوگنجهاي زمين رابرايش آشكار كندوهربعيدي رابراي وي قريب سازدوبه توسط وي تمامي جباران عنودرانابودكندوهرشيطان متمردي رابه دست وي هلاك سازد،اوفرزندسروركنيزان است كس كه ولادتش برمردمان پوشيده وذكرنامش برآنها روا نيست تاآنگاه خداي تعالي اوراظاهرساخته وزمين راپرازعدل ودادنمايدهمانگونه كه پرازظلم وجورشده باشد.

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط احسان

110

شنبه ششم مرداد 1386

13رجب

ولادت اميرالمؤمنين(ع)

اولين امام مؤمنين وخليفه الله بلافصل بعدازرسول الله خاتم النبين(ص)،برادر،پسرعمو،وزيرو داماداوسيدالوصين علي بن ابيطالب(ع)درروزجمعه 13رجب دربيت الله الحرام،داخل معظمه به دنيا آمد كعبه ،كه قبل ازاووبعدازاومولودي درآنجا بدنيا نيامده ونخواهدآمد.

اسم شريفش علي(ع)است.صاحب كتاب الانوارمي گويد:علي بن ابي طالب(ع)دركتاب خدا    300اسم دارد. مشهورترين القاب آن حضرت اميرالمؤمنين است وابن شهرآشوب بيش از850 لقب براي آن  حضرت ذكرنموده است.

القاب اميرالمؤمنين(ع)

مشهورترين كنيه هاي آن حضرت ابوالحسن(ع) است.اضافه براسامي والقابي كه آن حضرت دركتابهاي مختلف آسماني به زبانهاي مختلف دارند...چه اينكه آن حضرت نزد اهل آسمان معروف به شمساطيل است.درزمين جمحائيل،درلوح قنسوم،درقلم منصوم،درعرش معين،نزدرضوان امين است،نزدحورالعين اصب است،درصحف ابراهيم(ع)حزبيل است،درعبرانيه بلقياطيس،درسريانيه شروحيل،درتورات ايليا،درزبوراريا،درانجيل بريا،درصحف حجرعين،درقرآن علي است.

والدين اميرالمؤمنين(ع)

پدروالامقام آن حضرت،سيدبطحاء حضرت ابوطالب(ع)،ومادرآن حضرت فاطمه بنت اسدبن هاشم بن عبدمناف،بانوي حرم حضرت ابوطالب(ع)است كه انوارامامت و ولايت اولا ازآن خزانة عصمت وگنجينه حياء وعفت به ظهورآمده واولين هاشميه اي است كه چنين اخترفروزنده اي او آورد.

آن حضرت نه تنها مادراميرالمؤمنين(ع)بود،بلكه بعدازوفات عبدالمطلب(ع)،كه شش ياهشت سال ازسن مبارك پيامبر(ص)گذشته بودوآن حضرت به ابوطالب(ع)سپرده شده بود.فاطمه بنت اسد(ع)درحق پيامبر(ص)مادري مي كردوهميشه اورابرفرزندان خودمقدم مي داشت وهمه روزه ازآن حضرت علامات نبوت رامشاهده مي نمودوپيامبرخدا(ص)آن حضرت رامادرخطاب مي كرد.

همچنين بعدازرحلت حضرت خديجه كبري(ع)،پيامبر(ص)فاطمه زهرا(ع)رابه فاطمه بنت اسد(ع) سپردند. ايشان براي آن حضرت مادري مي كردودردامان عزت خودآن مستورة دوجهان راباجان ودل سرپرستي

مي كردتازماني كه ازدنيا رفت.

آن حضرت درسال چهارم هجري درمدينه طيبه ازدنيا رفت،ودربقيع مدفون شد.هنگامي كه اميرالمؤمنين(ع) خبرفوت والده اش رابه پيامبر(ص)دادندآن حضرت فرمودند:‹‹اومادرمن بود››.بعدعمامه ولباسش رادادكه فاطمه(ع)رابه آنهاكفن كنندوخودحضرت برجنازه نمازخواندوچهل تكبيربرجنازه گفت وفرمود:‹‹چون چهل صف ازملائكه به جنازه اش نماز خواندندچهل تكبيرگفتم››.بعددرقبرخوابيدوهنگام دفن اوراتلقين فرمودودربارة اودعا كرد.

نوراميرالمؤمنين(ع)دراصلاب پدران

حديث ولادت اميرالمؤمنين(ع)هم دلالتي برصلابت ايمان فاطمه بنت اسد(ع)مادرآن حضرت دارد.نوري كه ازعرش پروردگارآمده بود،درانبياء واوصياءيكي بعدازديگري منتقل شده تابه عبدالمطلب(ع)رسيدوبعدآن نوردوقسم شد.نوري درپيشاني مبارك عبدالله(ع)پدربزرگوار پيامبر(ص)كه آن نوربه پيشاني آمنه(ع)وسپس درصورت مبارك خاتم الانبياء(ع)منتقل شد. نصف ديگرنوردرپيشاني مبارك ابوطالب(ع)قرارگرفت.

خداوندبه ابوطالب(ع)چندفرزندعطافرمود: عقيل،طالب،جعفر،فاخته ياام هاني،جمانه وعلي اميرالمؤمنين(ع).هنگامي كه خداوندعلي (ع)رابه ابوطالب وفاطمه بنت اسد(ع)داد،آن نوردرصورت فاطمه بنت اسد(ع)درخشندگي مي كرد. 

محل ولادت اميرالمؤمنين(ع)

مكان ولادت اميرالمؤمنين(ع)اشرف بقاع يعني حرم است.اشرف اماكن حرم مسجداست، و اشرف بقاع مسجدكعبه است.مولودي جزآن حضرت درآن مكان بدنيا نيامده است،آن هم درسيدايام روز جمعه،درماه حرام ودربيت الحرام!!

اميرالمؤمنين(ع)سه روزچشم مبارك رابازنكرد،تااوراخدمت پيامبر(ص)آوردند.آنجا بودكه چشم بازكرد.آن حضرت فرمود:‹‹اومرامخصوص به نظرخودقراردادومن اورامخصوص به علم خويش قراردادم››.سپس آن حضرت رادرآغوش كشيدوبه منزل ابوطالب(ع)آورد.

پيشگويي ازولادت اميرالمؤمنين(ع)

جابربن عبدالله انصاري مي گويد:راهبي بودبه نام‹‹مثرم بن رعيب››كه 190سال عبادت كرده بود،ولي حاجتي از خدا نخواسته بود.روزي ازخداوندخواست يكي ازاوليائش رابه اوبنماياند.خداوندمتعال جناب ابوطالب(ع)رانزداو فرستادوبعدازآنكه راهب دانست اين آقا چه كسي است،به آن حضرت بشارت دادكه اي ابوطالب،خداوندبه توپسري عنايت مي فرمايدكه اوولي خداست واسم شريف اوعلي است.هنگامي كه اورادرك كردي سلام مرا به اوبرسان وبه اوبگوكه مثرم راهب،اقرارمي كندبه وحدانيت خدا وبه ولايت توبا اميرالمؤمنين(ع)شهادت مي دهد.

هنگام رفتن جناب ابوطالب(ع)خرما وانگورواناربهشتي ميل فرمودندوبه منزل آمدند.فاطمه بنت اسد(ع)بانوي حرم جناب ابوطالب(ع)هم خرمايي كه پيامبر(ص)به آن حضرت داده بودندميل فرمود،وبه ابوطالب(ع)هم دادند وآن حضرت هم ميل فرمود.پيامبر(ص)فرموده بودند:اين خرماراكسي مي خوردكه مقربه توحيدونبوت من باشد

بعدازآنكه پدرومادرآن حضرت،ميوه هاي بهشتي راميل فرمودندوجودحضرت مولي الموحدين علي بن ابي طالب(ع)به وجودآمد.هنگامي كه فاطمه بنت اسد(ع)حامل آن وجودشريف شد،به زيبايي ونورانيتش افزوده شد. 

انعقاد نطفة اميرالمؤمنين(ع)

هنگامي كه وجودشريف آن حضرت دربطن فاطمه بنت اسد(ع)قرارگرفت درمكه زلزله شد،وقريش بتها رابه كوه ابوقبيس آوردند،ولي زلزله بيشترشدوبتها به رو افتادند.آنان به ابوطالب(ع)پناه بردند،وآن حضرت بالاي كوه آمدوفرمود:‹‹مردم دراين شب اتفاق مهمي افتاده است.خداوندخلقي راآفريده كه اگرازاواطاعت نكنيدو اقراربه ولايت اوننماييدوشهادت به امامت اوندهيداين زلزله ساكن نمي شود.پس به اطاعت و ولايت وامامت اواقراركنيد››.سپس درحالي كه اشك مي ريخت دستان مبارك رابلندنمودوفرمود:‹‹پروردگارمن وآقاي من،تور ا مي خوانم به محمديت پسنديده وعلويت بلندمرتبه وبه فاطميت درخشنده ونوراني كه برسرزمين تهامه به رحمت ومهرباني خويش لطف بفرمايي››.ديگران آمين گفتند.دعاكه تمام شدزلزله پايان يافت.عربهادرزمان جاهليت تاگرفتارمي شدنداين دعارامي خواندندوگرفتاري برطرف مي شد.

جعفربن ابي طالب(ع)صداي آن حضرت راازشكم مادرشنيدوبيهوش شد.همچنين فاطمه بنت اسد(ع)به قصدطواف گردخانه خدامي رفت،ولي ناگهان آن حضرت ازداخل شكم دوپاي خودرابه شدت فشارمي دادو

نمي گذاشت مادرش به محلي كه بتها نصب شده اندنزديك شود،وحال آنكه مادرش برا ي عبادت خانة خدا را طواف مي كرد.زماني ديگر،بتهادرمقابل آن فرزندبدنيا نيامده به صورت به زمين مي افتادند.شيردرندة طائف در برابرابوطالب(ع)تعظيم كرد.هنگامي كه آن حضرت علت راجويا شدشيرگفت:شماپدراسدالله وكمك محمد پيامبرخدا(ص)ومربي شيرخداهستي .

  مادراميرالمؤمنين(ع)دركعبه

 شب جمعه سيزدهم رجب بانوي بزرگوار ابوطالب(ع)احساس دردكرد،ولي باقرائت نامي مخصوص آرامش پيدا كرد.هنگامي كه جناب ابوطالب(ع)خواست زناني ازقريش رابراي كمك فاطمه بنت اسد(ع)بياورد،ازگوشة خانه ندايي رسيد:‹‹اي ابوطالب،صبركن چراكه دست نجس نبايدولي خدارالمس كند››.

صبح هنگام فاطمه بنت اسد(ع)ندايي شنيد:‹‹اي فاطمه به خانة مابيا››.ابوطالب(ع)وپيامبر(ص)آن حضرت رابه مسجدالحرام آوردند.عباس بن عبدالمطلب كه به همراه جماعتي درمسجدنشسته بودند،ديدندكه فاطمه(ع)وارد مسجدالحرام شدودرمقابل كعبه ايستادونگاهي به سوي آسمان نمودوچنين فرمود:‹‹پروردگارا،من به تووبه پيامبران وكتابهايي كه ازجانب توآمده اندايمان دارم.من كلام جدم ابراهيم خليل راتصذيق مي كنم واوبوده كه اين خانه رابناكرده است.توراقسم مي دهم وازتومي خواهم به حق كسي كه اين خانه رابناكرد،وبه حق فرزندي كه درشكم من است وبا من سخن مي گويدوباگفتارش بامن انس مي گيرد،ومن يقين دارم كه يكي ازآيات ونشانه هاي توست،كه اين ولادت رابرمن اسان فرمايي››.

ناگهان حاضرين درمسجدالحرام ديدندكه ديوارپشت آن سمتي كه دركعبه است شكافته شدوفاطمه بنت اسد(ع)داخل شد.هرچه كردندقفل دركعبه رابازكنندممكن نشد،ودانستندكه حكمت خداونددركاراست.

فاطمه بنت اسد(ع)مي فرمايد:هنگامي كه داخل كعبه شدم ديدم حوا،ساره،آسيه،مادرموسي بن عمران ومريم مادرعيسي آمدند.آنان به من سلام كردند:‹‹السلام عليك يا ولية الله››ودرمقابلم نشستند.

آنچه درولادت خاتم النبياء(ص)انجام دادنددرولادت علي بن ابي طالب(ع)نيزانجام دادند،چه اينكه فاطمه بنت اسد(ع)درهنگام ولادت پيامبر(ص)حضورداشت وبه ابوطالب(ع)ماجراراخبرداد.حضرت ابوطالب(ع)قبلا به اوفرموده بود:‹‹30سال صبركن تاخدامولودي به توعنايت كندمثل خاتم النبياء(ص)مگردرنبوت كه وصي و وزير اوخواهدشد››.

روز ولادت اميرالمؤمنين(ع)

روزجمعه علي بن ابي طالب(ع)مانندخورشيدبرروي سنگ سرخ درگوشه راست كعبه طلوع فرمود.همين كه قدم برزمين كعبه نهاد،ب سجده افتادودستهارا سوي آسمان بلندنمودوفرمود:‹‹اشهدان لا اله الله،وأن محمدا رسول الله واشهدان عليا ولي محمد رسول الله،بمحمديختم الله النبوه وبي يختم الوصيه وانا اميرالمؤمنين››:‹‹شهادت  مي دهم كه خدايي جزالله نيست ومحمد(ص)پيامبرخداونداست وعلي وصي محمد رسول الله(ص)است.به محمد نبوت ختم مي شودوبه من وصايت كامل وتمام مي شودومنم اميرالمؤمنين››.سپس فرمود:‹‹جاءالحق وزهق الباطل››:‹‹حق آمدوباطل رفت››.

دراين هنگام كه وجودسراپا جودش پاي براين عرصه خاكي نهاده بود،بتهايي كه دركعبه بودبه صورت به زمين افتادندوآسمانها نوراني شد.شيطان فريادبرآورد:‹‹واي بربتها وبت پرستان ازاين فرزند››.

سخنان اميرالمؤمنين(ع)پس ازولادت

آنگاه سلام برزنان بهشتي نمودوحال آنان راپرسيد.بانوان بهشتي اورادرآغوش گرفتندوحضرت با آنان تكلم فرمودند.هنگامي كه حضرت حوا(ع)اورادرآغوش گرفت،آن حضرت فرمود:‹‹سلام برتواي مادر،حوا››! حوا(ع) پاسخ داد:سلام برتوپسرم!علي بن ابي طالب(ع)ازحال آدم پرسيد.حوا(ع)پاسخ داد:غرق درنعمتهاي خداونداست ودرجوارپروردگارمتنعم است.دراين هنگام كه آن حضرت داخل كعبه بودابوطالب(ع)دركوچه وبازارصدامي زد: بشارت بادشمارا كه ولي خداظاهرشده است،همان كسي كه وصايت به اوتمام وكامل مي شود.

بعدازرفتن زنان بهشتي،پيامبران الهي حضرت آدم،حضرت نوح،حضرت ابراهيم،حضرت موسي،حضرت عيسي(ع)آمدند.اميرالمؤمنين(ع)باديدن آنان حركتي نمودوتبسم فرمودوآن بزرگواران برحضرتش سلام كردند:‹‹سلام برتواي ولي خدا وخليفه پيامبرخدا››.

حضرت درجواب فرمود:‹‹عليكم السلام ورحمه الله وبركاته››.وجداگانه برهر يك سلام نمودند.آن بزرگواران يكي بعدازديگري اورادرآغوش گرفتندوبوسيدندوزبان به مدح اوگشودندورفتند.سپس ملائكه آمدندواورابه آسمانها بردند،وبازآوردندوبردندوهرباركلماتي مخصوص درفضايل ومناقب حضرت مي فرمودند.

فاطمه بنت اسد(ع)مي فرمايد:باردوم درحالتي آن حضرت راآوردندكه اورادرحريرسفيدبهشتي پيچيده بودندوبه من گفتند:‹‹اوراازچشم بينندگان حفظ كن كه ولي رب العالمين است.بدانكه واردبهشت نمي شودمگركسي كه ولايت اورابپذيردوامامت و ولايت اوراتصديق كند.خوشا به حال آن كه تابع اوست و واي بركسي كه ازاو رويگردان شود.مثل اوچون كشتي نوح است.هركه به ان پيوست نجات مي يابدوهركه ازآن بازماندغرق مي شود و سقوط مي كند››.سپس درگوش اومطلبي گفتندكه من نفهميدم.بعداورابوسيدندوبرخاستندوبيرون رفتندومن ندانستم ازكجاخارج شدند.

سه روزدركعبه

فاطمه بنت اسد(ع)بعدازسه روزكه مهمان الهي بودفرزندمبارك ومحترم خودرادراغوش گرفته آماده خروج ازكعبه شدكه هاتفي غيبي چنين نداداد:‹‹اي فاطمه،نام اين مولودراعلي بگذار،چراكه من خداي علي اعلي هستم.من نام اوراازنام خودگرفته ام،واوراادب آموخته ام وامرخودرابه اوسپرده ام،واورابرغوامض علم خود آگاهي داده ام.اودرخانه من بدنيا آمده است.اواول كسي است كه برفراز خانة من اذان مي گويد،وبتها را

مي شكند،وآنهارا ازبالاي كعبه به صورت مي اندازد.خوشابه حال كسي كه اورادوست مي داردوازاواطاعت

مي كندواوراياري مي نمايد.واي بركسي كه بغض اوراداردوازاوسرپيچي مي كندواوراخوارمي نمايدوحق اوراانكار  مي نمايد››.

دراين سه روزدرهرمحفلي سخن ازولادت اين مولودمبارك واستثنايي بود،بخصوص بازنشدن قفل دركعبه، شكافته شدن ديواركعبه درروزوديدن آن توسط كفار،اين مطلب رابه صورت يك مسئله عمومي دراورده بود.

 طلوع نورعلي(ع)درآغوش پيامبر(ص)

صبح روزچهارم درمقابل ديدگان به انتظارنشسته،ناگهان ديواركعبه ازمكان قبلي شكاف برداشت به حدي كه فاطمه بنت اسد(ع)بافرزندعزيزش ازآنجاخارج شدند.مردم همه نگاه مي كردندوقبل ازسؤال كسي،فاطمه بنت اسد(ع)ازبعضي وقايع داخل خانه خبردادوازعظمت آن مولودوغذاهاي بهشتي واينكه نام اين حضرت به نداي آسماني علي(ع)است.

ابوطالب(ع)وپيامبر(ص)پيش آمدند،وفاطمه بنت اسد(ع)با مولودپيش آمد.حضرت مولي الموالي علي(ع) فرمودند:‹‹السلام عليك يا ابه ورحمه الله وبركاته››.ابوطالب(ع)فرمود:‹‹وعليك السلام يا بني ورحمه الله وبركاته››،وآن حضرت رادرآغوش گرفت.اميرالمؤمنين(ع)چشمان مبارك به صورت پيامبر(ص)بازكردوتبسم فرمودوخودراحركتي دادوفرمود:‹‹السلام عليك ورحمه الله وبركاته،مرادرآغوش بگير››.

پيامبر(ص)پاسخ سلامش رادادوآن حضرت رادرآغوش گرفت،وبوسيدودست دردست اوگذاشت.آنگاه اميرالمؤمنين(ع)دست راست برگوش نهادواذان واقامه فرمودوبه يگانگي خداوندعزوجل ونبوت پيامبر
(ص)شهادت داد.سپس ازپيامبر(ص)براي قرائت كتاب آسماني اجازه خواست.بعدازآنكه پيامبر(ص)اجازه فرمود،سينه را صاف كردوآنچه درصف حضرت آدم ونوح وابراهيم وموسي وعيسي(ع)بودقرائت فرمود.سپس شروع به قرائت قرآن نمودكه هنوزنازل نشده بود.آن حضرت سورة مباركه مؤمنون راآغازكرد:‹‹قدافلح المؤمنون...››سپس درحالتي كه آن حضرت دراغوش رسول الله(ص)بودبه خانة ابوطالب(ع)بازگشتند.

فاطمه بنت اسد(ع)مي فرمايد:هنگامي كه ازكعبه خارج شدم وفرزندرانزدپيامبر(ص)گذاشتم،آن حضرت بازبان مبارك دهان علي(ع)رابازكردواورابا آب دهان مبارك تحنيك كردواذان درگوش راست واقامه درگوش چپ آن حضرت گفت وفرمود:‹‹اين مولودي است كه برفطرت بدنيا آمده است››.

درروزسوم ولادت حضرت ياروزسوم خروج ازكعبه ودربعضي اقوال دهم ذي الحجه،حضرت ابوطالب(ع)وليمه مفصلي دادوفرمود:‹‹بياييدبراي وليمة علي بن ابي طالب وقبلا هفت باركعبه راطواف كنيدوبعدبرفرزندم علي(ع) سلام كنيد››.

كودكي علي(ع)باپيامبر(ص)

اميرامؤمنين(ع)دربارة دوران كودكي خودوهمراه بودن باپيامبر(ص)چنين مي فرمايد:به هنگام كودكي، پيامبر (ص)مرابه دامان مي گرفت،وبه سينه مي چسباند.غذارامي جويدوبه دهانم مي گذارد.ازبو ي خوش خويش به مشام جانم مي بويانيد.اورادرگفتارم دروغ ودركردارم اشتباه وناداني نيافت.خداوندپيامبر(ص) رااز هنگام شيرخوارگي بابزرگترين فرشتگان همراه كرد،تاشبانه روزاورادرراه بزرگواريها ونيكيهاي جهان رهنمون باشد. من نيزازپيامبر(ص)پيروي مي كردم،چنانكه كودك شيرخواري ازمادرفرمان مي بردوازكردارهاي اوپيروي

 مي كند.هرسال به كوه حرا مي رفت،ودراين هنگام هيچ كس جزمن اورانمي ديد.

                                        *                              *                               *

عبدالعظيم حسني ازامام جوادازآباءبزرگوارشان ازاميرالمؤمنين(ع)چنين روايت كند:براي قائم ماغيبتي است كه مدتش طولاني است،گويا شيعه رادردوران غيبت اومي بينم كه جولان چهارپايان،چراگاه رامي جوينداماآن رانمي يابند،بدانيدهركه درآن دوران دردينش استوارباشدوقلبش به واسطة طول غيبت امامش سخت نشوداودرروزقيامت هم درجة من است.سپس فرمود:هنگامي كه قائم ماقيام كندبيعت احدي برگردن اونيست وبه اين دليل است كه ولادتش پنهان است وشخص اوغايب مي شود.

حسين بن خالدگويدامام رضاازپدران بزرگوارشان ازعلي(ع)روايت كندكه فرمود:اي حسين! نهمين ازفرزندان توهمان قائم به حق است كسي كه آشكاركنندة دين وبسط دهندة عدل است، حسين(ع)گويد:گفتم يا اميرالمؤمنين! آيا آن واقع خواهدشد؟فرمود:سوگندبه خدايي كه محمدرابه نبوت مبعوث كردواورابرجميع خلايق برگزيدآن واقع خواهدگرديدوليكن پس ازغيبت وحيرتي كه جزمخلصين كسي درآن استوارنمي ماند،كساني كه مباشرروح اليقين هستندوخداوندپيمان ولايت ماراازآنها گرفته وايمان رادرقلوبشان نگاشته وآنان رابه واسطة روحي ازجانب خودمؤيد داشته است.

ابواسحاق همدان گويديكي ازاصحاب موثق ماازاميرالمؤمنين(ع)شنيده است كه ميفرمود:بارالها!

توزمين رازحجت برخلق خودخالي نمي گذاري كه اوياظاهراست ويا ترسان ومستورتاحجتها وبيناتت باطل نشود.

 

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 8:57 قبل از ظهر توسط احسان

نوردرنور

چهارشنبه سوم مرداد 1386

10رجب

1-ولادت امام جواد(ع)

حضرت جوادالائمه(ع)بنابرمشهوردردهم ماه رجب سال195هجري به دنيا آمده اند.

اقوال ديگردرولادت آن حضرت چنين امده:17رمضان،15ماه رمضان،آخرذي القعده.به قولي هم در13رجب ولادت آن حضرت واقع شده است.

پدربزرگوارآن حضرت امام رضا(ع)،ومادرآن حضرت جناب سبيكه يادره است كه حضرت رضا(ع)نام ايشان را‹‹خيزران››نهادند.

نام آن حضرت محمد،وكنية ايشان ابوجعفرومشهورترين القاب آن حضرت تقي وجواداست.حضرت رضا(ع)آن حضرت راباكنيه يادمي كردند،ومي فرمودند:‹‹ابوجعفربه من نامه نوشته است››،ونامه هايي كه ازآن حضرت

 مي رسيددرنهايت جلالت وزيبايي بود،وهنگامي كه امام(ع)مي خواستندنامه براي امام جواد(ع)بنويسندآن حضرت رابه بزرگي واحترام موردخطاب قرارمي دادند.

يك روز درايام كودكي حضرت جواد(ع)آن حضرت رانزدپدربزرگوارش امام رضا(ع)اوردند.آن حضرت فرمودند:‹‹اين مولودي است كه براي شيعه مباركترازاوبدنيا نيامده است››،چراكه چهل سال وچندماه ازسن مبارك امام رضا(ع)گذشته بودوآن حضرت هنوزاولادي نداشتند،وبعضي ازشيعيان درامرامامت نگران بودند،هنگامي كه خداوندجوادالائمه(ع)رابه مولايمان حضرت رضا(ع)داد،نگراني وشك وترديدمردم برطرف شد.آن حضرت شش فرزندداشت:ابوالحسن حضرت هادي(ع)ابوطالب جناب زيد،ابوجعفرجناب موسي مبرقع، حكيمه خاتون،خديجه خاتون،ام كلثوم.

2-ولادت حضرت علي اصغر(ع)

ولادت باسعادت حضرت باب الحوائج علي اصغر(ع)دراين روزواقع شده است.

بادرنظرگرفتن اينكه آن حضرت درشش ماهگي درروزعاشورادركربلا به شهادت رسيد،ولادت حضرت مطابق اين روز مي شود.بعضي هم ولادت آن حضرت رادرروز8يا9ثبت كرده اند.

نام شريف آن حضرت عبدالله مشهوربه علي اصغراست.لقب شريفش باب الحوائج،رضيع،مذبوح من الاذن الي الاذن است.پدربزرگوارش امام حسين(ع)،ومادروالامقامش حضرت رباب دخترامرءالقيس كلبي است.

قاتل آن حضرت،حرمله بن كاهل اسدي ملعون است كه قلب امام حسين(ع)واهل بيت وشيعيان،بلكه هرشنوندة اين مصيبت راسوزاند.

                                            *                             *                               *

عبدالعظيم حسني گويد:برمولاي خودامام جواد(ع)واردشدم و مي خواستم ازقائم پرسش كنم كه آيا مهدي هم اوست ياغيراو؟امام آغازسخن كردوفرمود:ا ي ابوالقاسم قائم ماهمان مهدي است كسي كه بايددرغيبتش اوراانتظاركشندودرظهورش اورافرمان برندواوسومين ازفرزندان من است وسوگندبه كسي كه محمد(ص)رابه نبوت مبعوث فرمودومارابه امامت مخصوص گردانيد اگرازعمردنياجزيك روز باقي نمانده باشدخداوندآن روزرا طولاني گرداندتادرآن قيام كندو زمين راراپرازعدل ودادنمايدهمچنان كه آكنده ازظلم وجورشده باشدوخداي تعالي امراورا دريك شب اصلاح فرمايدچنانكه امرموسي كليم الله(ع)رااصلاح فرمود،اورفت تابراي خانواده اش شعله اي آتش بياورداما چون برگشت اورسول وپيامبربود. سپس فرمود: برترين اعمال شيعيان ما انتظارفرج است. 

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 6:45 بعد از ظهر توسط احسان

سلام بریادگارکربلامحمدباقر(ع)

دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386

1رجب

ولادت امام باقر(ع)

حضرت امام محمدبن علي باقرالعلوم(ع)درروزجمعه اول رجب سال 57هجري درمدينه متولد شدند.ولادت آن حضرت روزهاي سوم وششم صفروپنجم وبيست ودوم رجب هم ذكرشده است.

نام مبارك آن حضرت محمد،كنيه ايشان ابوجعفروالقاب آن حضرت باقرالعلوم،الشاكرلله، هادي،امين وشبيه است،ولقب اخيربه خاطرشباهت آن حضرت به پيامبر(ص)است.

پدربزرگوارش حضرت امام زين العابدين علي بن الحسين(ع)ومادرآن حضرت ام عبدالله فاطمه دخترامام حسن مجتبي(ع)است.امام باقر(ع)اولين علوي است كه ازپدرومادرنسب شريفش به پيامبر(ص)واميرالمؤمنين وحضرت زهرا(س)مي رسد.

امام صادق(ع)دربارة ام عبدالله مي فرمايند:‹‹اززنهاي باايمان وپرهيزكارونيكوكاربود››.درروايت ديگرامام صادق(ع)مي فرمايند:‹‹درميان فرزندان امام حسن(ع)مثل اونبود››.درعظمت وشرافت اين بانوهمين بس كه باحضرت سيدالساجدين علي بن الحسين وباقرالعلوم(ع)درواقعة كربلا حضورداشت وهمراه آن بزرگواران وزينب كبري وديگراهل بيت(ع)به اسارت رفت و وقايع كوفه وشام راديد.

                                             *                    *                     *

ابوحمزه ثمالي گويدازامام باقر(ع)شنيدم كه مي فرمود:نزديك ترين مردمان به خداي تعالي وداناترين مردمان به خداومهربانترين ايشان به مردم محمدوائمه(ع)هستند،پس هرجاكه آنان داخل مي شوندشما هم داخل شويد وازهركه آنها مفارقت كردندشماهم مفارقت كنيد-مقصودازآن حسين وفرزندان اوهستند-كه حق درميان آنان است وآنان اوصياهستندوائمه درميان آنهاهستند،پس هركجاآنان راديديد ازايشان پيروي كنيدواگرروزي آنان رانديديدبه خداي تعالي استغاثه كنيدوبه آن سنتي كه داشتيدنظركنيدوازآن تبعيت نماييدوآنان راكه دوست  مي داشتيددوست بداريدوآنها راكه دشمن مي داشتيددشمن بداريدكه چه زودباشدكه فرج شمادرآيد.

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 8:39 بعد از ظهر توسط احسان

سلام برآن قبر مخفی تو

شنبه دوم تیر 1386

روزهایی با یاد مادر و فرزند

جای خالی فاطمه و محسن(علیهما ا لسلام)داغی بردل اهل این خانه گذاشت که با نگاههای پرمعنی بردرودیوارخانه تازه می شد.اینجا دیگرخانه نیست! مقتل مادر و پسراست که هرروزبرابردیدگان علی(ع)و فرزندان اوست.بلکه حرم زهرا و محسن(علیهما ا لسلام)است و قبرهردو دراین خانه است.

امیرا لمؤمنین(ع)هرروزو هرساعت بادیدن درسوخته وآثارجراحات فاطمه اش آرزوی مرگ می کرد.هفتاد و اندی ازروزحادثه گذشته،هنگام غسل هنوزخون ازپهلوی فاطمه(س)جاری بودو هنوزبازویش کبودبود! اینجا بودکه علی(ع)سربردیوارگذاشت و اشک ریخت! دخترچهارسا له اش نیزبا تعجب پرسید:چرا پهلوی مادرکبوداست؟

                          

قاتل نیزبه بزرگی جنایت خویش پی برده بود؛و این امیرا لمؤمنین(ع)بودکه اورا موردعتاب قرارمی داد و می فرمود:«با همان آتشی که بپا کردی تو را خواهیم سوزاند»»!

اینها برگهای اول تاریخ محسن(ع)است که پدرداغداروبرادران و خواهران چشم انتظارماندة او و اصحاب وفادارشان هرروز باید مرور می کردندو اشک می ریختند.

                                                         (کتاب حضرت محسن نوشته محمد باقرانصاری) 

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 11:39 بعد از ظهر توسط احسان

آغازامامت عشق

پنجشنبه نهم فروردین 1386

9ربیع الاول

1-آغازامامت حضرت ولی عصر(ع)

آغازامامت حضرت صاحب الامر(ع)و غیبت صغرای آن حضرت پس ازشهادت امام عسگری(ع)است،که تنها فرزندآن حضرت بودند.

               

این روزعید شیعه و اولین روزامامت و خلافت آخرین خلیفه و حجت برحق منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم(ع)درسال260هجری است.

2-قتل عمربن خطاب

درآخرشب نهم ربیع الاول سال23هجری عمربن الخطاب ازدنیا رفته است،و قول اهل سنت روزچهارشنبه26ذی الحجه است.

این روز روزشادی اهل بیت(ع)وانبیاء وملائکه وساکنان اعلی علیین و دوستان امیرالمؤمنین(ع)و اولاد طاهرین ایشان است چراکه دراین روز نفرین حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا(س)به اجابت رسید.روزی عظیم الشأن است و روز سرورشیعه وعید بزرگ آنهاست.حضرت رسول(ص)این روز راعیدقرار داده و امر کرده است که مردم نیزعید قرار دهندواعمال آن را به جا آوردند.

کسی که در این روزانفاق کند،خداونداورا می آمرزد.دراین روزاطعام برادران دینی و خوشبوکردن آنان و توسعه براهل وعیال وپوشیدن لباس جدیدوشکرگذاری به درگاه خداوندمتعال وعبادت نمودن مستحب است.

فضیلتها واسمهایی برای این روزذکرشده که ازجملة آنهاست:عیدالله الاکبر،غدیرثانی،عیدفطردوم،روزفرح شیعه،عیداهل بیت(ع)،روزقتا منافق،روزقبولی اعمال،پیروزی مظلوم،روزدوستی مؤمنین،روزپرهیزازکبائر،روزنابودی ضلالت وگمراهی،روزشکرگزاری.

ماجرای قتل عمر

عمربن خطاب به دست ابولؤلؤ که نامش فیروز و غلام مغیره بن شعبه بود،چندضربه خنجرخوردکه منجربه مرگ اوشد.

بنابرمشهورهنگامی که ابولؤلؤ ضربه ها را برعمرزدوخواست فرارکند،عده ای مانع شدند،و12نفررامجروح کردکه شش نفرازآنها مردند.

ماجرا ازاین قراربودکه قبل ازتکبیرنمازابولؤلؤ جلوآمد،وضربه ای برکتف و ضربه ای  دیگربرخاصره عمرزد.عمرافتاد،وعده ای جمع شدندو او رابه خانه اش بردند.نزدیک بودخورشیدطلوع کندکه نمازراعبدالرحمن بن عوف با مردم خواند.

عمردربسترمرگ

هنگامی که عمررابه خانه بردندمقداری نبیذآوردندو او خوردولی ازقسمتهای ضربت خورده خارج شدومعلوم نشدازکجاخارج شده زیرا باخون هم رنگ بود.

لذا عده ای گفتند:خلیفه شیربخورد زیرا سفیداست ومعلوم می شود.شیررا خوردوازمحل ضربه هاخارج شد.حاضرین برای دل گرمی گفتند:««مانعی ندارد،ضرری نمی زند»»! اماضربه های جناب ابولؤلؤ کارگرشدوبه خلیفة سابق ملحق شد.در روزسوم درجنب ابوبکردفن شد.

عمرمدت 10سال و6ماه و4شب خلافت کرد.اواولین کسی بودکه نام خودرا امیرالمؤمنین گذاشت،وابوموسی اشعری اولین نفری بودکه او رادرمنبربه این نام خطاب کرد.

بدعت عمربرای آیندة خلافت

عمربه ابن عباس گفت:این خلافت رابه چه کسی واگذارکنم؟اوعلی بن ابی طالب(ع)راپیشنهادکردوگفت: شجاعت وفضیلت وقرابت وسبقت دراسلامش معلوم است.عمرگفت:درطبع اومزاح است! ابن عباس گفت:دربارة عثمان چه می گویی؟عمرگفت:اگراوخلیفه شودبنی امیه رابرگردة مردم مسلط می نماید.

ابن عباس گفت:دربارة طلحه چه می گویی؟عمرگفت:مردی متکبراست وپیامبرراباکلامی که روز نزول ایة حجاب گفت آزرده است.اوهنگام نزول آیة حجاب گفته بود:««وقتی ازدنیابرود ما زنانش رابه عقدخوددر  می آوریم»».

ابن عباس گفت:دربارة زبیربن عوام چه می گویی؟گفت:اومردی شجاع است،ولی بسیاربخیل است.مردی بدخوومفسداست،که گاهی انسان وگاهی کافراست.

درموردسعدوقاص گفت:مردی متکبرومتعصب است وبه کارخلافت نمی آید.

ابن عباس گفت:درموردعبدالرحمن نظرت چیست؟عمرگفت:اومردضعیف القلبی است.

عمرهنگام مرگ امرخلافت رابه شوری واگذارکردوابوطلحه انصاری راطلبیدوبه او گفت:بعدازمرگ من باپنجاه نفرازانصارباشمشیرهای کشیده شش نفررادرخانه عایشه حاضرکنید:علی بن ابی طالب(ع)،عثمان طلحه،زبیر،سعدبن ابی وقاص،عبدالرحمن بن عوف.انگاه سه روزآنها را مهلت دهید،وبعدازآن اگرچهاریاپنج نفربرنظری متفق شدندودویایک نفرمخالفان انان بودند،مخالفین رابه قتل برسانید،واگرسه نفرنظری داشتندوسه نفرنظردیگری داشتند،آن طرف که عبدالرحمن بن عوف دراوست مقدم بداریدوسه نفردیگرراگردن بزنید،واگربعدازسه روزبرامری اتفاق نکردند،هرشش نفرراگردن بزنید.

شوری بعدازمرگ عمر

بعدازمرگ عمرشوری درخانة عایشه تشکیل شد،و زبیربن عوام پسرصفیه حق خودرابه پسردایی خودامیرالمؤمنین(ع)بخشید! طلحه بن عبیدالله هم حق خودرا به عثمان بخشید!! سعدبن ابی وقاص هم خودرابه عبدالرحمن بن عوف بخشید.

عبدالرحمن به مسجدآمدودرجمع اصحاب امیرالمؤمنین(ع)عرض کرد:من بیعت می کنم باشمابه این شرط که عمل کنی به کتاب خداوسنت پیامبر(ص)و روش ابوبکروعمر! امیرالمؤمنین(ع)فرمودند:بلکه طبق کتاب خدا وسنت پیامبر(ص)واجتهاد و رأی خودعمل می کنم.

عبدالرحمن این کلمات راسه باربه عثمان گفت،وعثمان قبول کرد.باسوم عبدالرحمن باعثمان بیعت کردند،غیرازبنی هاشم وجمعی ازبزرگان صحابه مثل عماربن یاسرومقدادبن اسودکه بیعت نکردند.

اینک جای داردچندسؤال مطرح شود:

عمردردوران جوانی به چه کاری مشغول بوده ودرسفرهای تجارتی چه شغلی داشته است؟

درجنگ حدیبیه وجاهای دیگرچه کسی به پیامبر(ص)اعتراض کرد؟

چه کسی نسبت هذیان به پیامبر(ص)داد؟

چه کسی درخانة امیرالمؤمنین(ع)را آتش زدوگفت:««قصددارم خانه رابا اهلش بسوزانم،اگرچه فاطمه درآن باشد»»؟

چه کسی محسن بن علی(ع)راکشت؟

چه کسی به قنفذدستوردادتابه دخترپیامبر(ص)تازیانه بزند؟

چه کسی ابوبکررابه غصب فدک ترغیب کردوشهادت امیرالمؤمنین(ع)وام ایمن وحسنین(ع)را ردکرد؟

چه کسی قبالة فدک را ازحضرت صدیقة کبری(س)گزرفت وجسارت به صورت مبارک آن حضرت کرد؟

اولین کسی که دست روی دست گذاشتن را درنمازاحداث کردکی بود؟

اولین کسی که خلافت رابه شوری حواله نمودچه کسی بود؟

اولی کسی که باهمراهی ابوبکرسهم ذوی القربی را نداد چه کسی بود؟

اولین کسی که روزعیدغدیربا علی بن ابی طالب(ع)بیعت کردوگفت:««بخ بخ یابن ابی طالب،اصبحت مولای ومولی کل مؤمن ومؤمنه»»چه کسی بود؟

اولین کسی که ازکوزة نصاری وضوگرفت وآنها راپاک می دانست چه کسی بود؟

اولین کسی که شهادت مملوک را ازدرجة اعتبارساقط کردچه کسی بود؟

اولین کسی که متعة حج ومتعة نساء راحرام کردچه کسی بود؟

اولین کسی که دستوردادنافله های ماه رمضان به جماعت خوانده شودچه کسی بود؟

اولین کسی که گفت عجمها ازیکدیگرارث نمی برندچه کسی بود؟

چراهنگامی که شخصی ازکوزة خلیفه خوردمست شد؟!

چه کسی بودکه وقتی پس ازمرگش یک هشتم مال او را به جهار زن اوقسمت کردندبه هرزنی83000دیناررسید؟

چه کسی گفت:همة مردم ازمن باسوادترندحتی پیرزنها؟!

ازچه کسی هرگاه سؤال می کردندودرجواب فرومی ماند،می گفت:اشتغال به دلالی وخریدوفروش،مرامانع ازیادگرفتن مسائل شد؟

اینکه درکتب تاریخ باعبارتهای مختلف ذکرشده که عمربن خطاب حسب وصیت ابوبکربه خلافت مسلمین نصب شده جای سؤال دارد:

1-آیاوصیت ابوبکرنافذاست و وصیت اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء(ص)درغدیروغیرغدیرنافذنیست؟

2-آیاپیامبر(ص)درهنگام رحلت نفرمودکاغذوقلم بیاوریدتابگویم ونوشته شودمطلبی که بعدازمن اختلاف نکنید؟چرانسبت هذیان به آن حضرت دادندوکاغذوقلم نیاوردندوحال آنکه خداونددرقرآن می فرماید:««هرچه آن حضرت می فرمایندوحی است نه ازنزدخود»».چطوربرای ابوبکرکاغذوقلم آوردندوکسی اعتراض نکرد.جالب اینکه اوبیهوش می شدوبه هوش می آمدوبعدازبسم الله عثمان ازطرف خودش نوشت خلیفه بعدازابوبکرعمراست وابوبکرمخالفتی نکرد؟

3-قتل عمربن سعد

عمربن سعدفرماندة ظالم لشکریزیددراین روزبه دست مختارثقفی(رحمه الله)به درک واصل شد.

                                                                                             (تقویم شیعه)

 

 

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 9:9 بعد از ظهر توسط احسان

سلام برسفیرکربلا

جمعه چهارم اسفند 1385

شهادت سه ساله اباعبدالله رقیه سلام الله علیها

درروزپنجم ماه صفر61هجری حضرت رقیه به شهادت رسیدند.لقب شریفش ((رقیه))،((فاطمه))و((زینب))است.

ولادت آنجناب درمدینه بودودرسن سه سالگی یابشتردرمحرم 61هجری باپدربزرگوارخویش به کربلا آمدند.قبل وبعدازروزعاشورابارهاموردتفقدپدرقرارگرفت.بعدازشهادت امام حسین(ع) همرا با اسرابه کوفه وشام رهسپارشدودرچهل منزل اسارت اهل بیت رنجهای فراوانی کشید.

درشام بعدازدیدن سرنورانی پدرباپیشانی شکسته درخرابه،آنقدرناله زد وگریست تابه ملکوت اعلا پیوست،وبدن شریفش راشبانه دفن کردند.

                   

شواهدومدارک درباره وجودشریف آن مخدره،وبودن قبرآن حضرت درمکان فعلی حرم مطهر،همراه بامعجزات وکراماتی ازآن مخدره مظلومه است.                                 (تقویم شیعه)

×××××

رنج وسختی وشکنجه ای که آن بانوی سه ساله درطول اسارت متحمل شده اند فرای فهم ودرک ماست.ازذکرمصیبات آنجناب که دل هرانسانی رابه دردمی آوردخودداری می کنم وفقط به یک مصیبت اشاره می کنم که آن دیدن راس خونین پدری چون حسین(ع)بربالای نیزه می باشد که هنوزهیچ کس نتوانسته حق این مصیبت رااداکند.

شهادت آنجناب بهانه ای دیگراست تاهمه مااین بانوی بزرگوارراواسطه قرارداده وبگوییم خدایابه پاهای زخمی رقیه خاتون ویتیمی آن مخدره وغربت ومظلومیت اووعمه بزرگوارش فرج منتقم کربلارامعجل بفرماتافرجش مرهمی باشدبرقلب داغدارآل الله.

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط احسان

سلام بريادگاران كربلا

جمعه سیزدهم بهمن 1385

12محرم

1-دفن شهداي كربلا

روز دفن بدنهاي مطهرسيدالشهداء(ع)و اعل بيت و اصحاب آن حضرت،توسط امام سجاد(ع)به ياري جمعي از بني اسد است.

2-ورود اهل بيت(ع)به كوفه

روز دوازدهم روز ورود اهل بيت(ع)با حالت اسارت به كوفه است.در اين روز ابن زياد فرمان داد كه احدي حق نداردبا اسلحه از خانه بيرون آيد،و ده هزار سوارو پياده بر تمام كوچه ها و بازارها موكل گردانيد،كه احدي از شيعيان اميرالمؤمنين(ع)حركتي نكند.سپس فرمان داد سرهايي را كه در كوفه بود برگردانندو در پيش روي اهل بيت(ع)حركت دهند،و با هم وارد شهركرده در كوي و بازاربگردانند.

مردم با ديدن حالت زار ذرية پيامبر(ص)و سرهاي بر نيزه و بانوان و مخدرات در هودجهاي بدون پوشش،صدا به گريه بلند نمودند.زينب كبري،ام كلثوم،فاطمه بنت الحسين و امام زين العابدين(ع)به ترتيب با جگرهاي سوزان و قلوب دردناك ايراد خطبه نمودند،كه عده اي از لشكربا ديدن اوضاع از كردة خود پشيمان شدند،اما هنگامي كه خيلي دير شده بود!!

3-روز شهادت حضرت سجاد(ع)

                      

شهادت امام زين العابدين(ع)بنابر قولي در اين روز در سال94هجري در سن57سالگي واقع شده است،و قولي ديگر25محرم است كه خواهد آمد.                                        (تقويم شيعه)

13محرم

1-اسراي اهل بيت(ع)در مجلس ابن زياد

پس از انكه اسرا و سرهاي مقدس شهدا را در كوفه گردانيدند،ابن زياد در كاخ خود نشست و دستورداد سر مطهرامام حسين(ع)را در برابرش گذاشتند.آنگاه زنان و كودكان آن حضرت را به همراه امام سجاد(ع)-در حاليكه به طناب بسته بودند-واردمجلس نموده،در برابرتخت آن ملعون ايستاده نگاه داشتند.در اين حال درباريان آن ملعون به تماشا ايستاده بودند.

2-اسراي اهل بيت(ع)در زندان كوفه

پس از مجلس شوم ابن زياد،اهل بيت(ع)را با غل زنجيروارد زندان كوفه نمودند.

3-خبر شهادت امام حسين(ع)در مدينه و شام

ابن زياد به مدينه و شام نامه نوشت و خبرشهادت امام حسين(ع)را منتشر ساخت.

4-شهادت عبدالله بن عفيف

عبدالله بن عفيف ازدي بزرگواري از اصحاب اميرالمؤمنين(ع)بودو درجنگهاي جمل و صفين دو چشم خويش را از دست داده بود.لذا مشغول عبادت بود.

او هنگامي كه شنيد پسرزياد ملعون به اميرالمؤمنين و امام حسين(ع)نسبت كذب مي دهد،از ميان جمعيت برخاست و گفت:ساكت باش اي پسرمرجانه،دروغگو تويي و پدرتو كه اين مقام را داد.اي دشمن خدا! فرزندان پيامبر(ص)را مي كشي و در منابرمؤمنين اين چنين سخن مي گويي؟مأموران خواستند متعرض او شوند كه با كمك قبيله اش به خانه رفت،ولي بعدآمدند و خانة او را محاصره كردند.پس از رشادتهاي او و دخترش دستگير شد و همانطوركه از خدا خواسته بود به دست بدترين خلق يعني ابن زياد به شهادت رسيد.                                                                                               (تقويم شيعه)

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط احسان

سلام برسالارزينب(س)

پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385

شب يازدهم محرم

1-شام غريبان كربلا

نخستين شب عزا و سوگ خاندن پيامبر(ص)پس از شهادت سيدالشهداء(ع)است.

شبي تيره تر ازسياهي! شبي جانسوزكه در آن تلخترين لحظات بر خاندان امام حسين(ع)گذشت.

آيا مي شودرنج و سوز و مصيبت بازماندگان حضرت را در آن شب بيان كرد و يا حتي تصورنمود؟آيا كسي درك مي كند كه ديدگان خونفشان عمة امام زمان(ع)واهل بيت چقدرو چگونه بر آن حضرت گريستند؟آيا مي تواند تصويركند كه آه و نالة سوزناك آن عزيزان چگونه بوده است؟

با چه زباني و با چه لفظي مي توان دلهاي شكسته،قلبهاي جريحه دار،ناله و نواي بلبلان بال و پرسوختة گلستان نبوي و علوي،و سوزدل يتيمان و بانوان حسيني را بيان كرد؟

شام غريبان است! كودكان يتيم كه ديشب پدر داشتند،و بانوان بي سرپرست كه ديشب سرپرست و كاشانه داشتند؛امشب با آشيانة سوخته و دلهاي داغدار،بدون سرورشان حضرت اباعبدالله(ع)چه مي كنند؟

تفاوت بين اين دو شب چقدر است:شب عاشورا و شب يازدهم؟ديشب چه كساني درخيمه ها بودند؟امروز اما بدن مباركشان بدون سر روي زمين است! آن شب چه كسي سرپرستي علويات و فاطميات را بر عهده داشت؟زينب كبري(س)آن شب چه حالي داشت؟از يك سو مراقبت از حجت خدا زين العابدين(ع)و همسران و يتيمان برادر،و از سوي ديگربه دنبال دختران گمشده!! همة اينها در سرزميني كه بدن برادرش و عزيزانش با آن وضع روي زمين افتاده باشند!

آه چه شبي بود آن شب و چه حالي داشت دختراميرالمؤمنين(ع).««سلام علي قلب زينب الصبور و لسانها الشكور»».

2-سرامام حسين(ع)در تنورخولي

شب يازدهم شبي است كه سر مطهرامام حسين(ع)در تنور منزل خولي بود درحاليكه نورانيت آن سر فضا را روشن نموده بود.                                                               (تقويم شيعه)

11محرم

حركت كاروان اسرا از كربلا

عمرسعد ملعون روز يازدهم تا وقت ظهردر كربلا ماند،و بركشتگان شپاه خود نمازگذارد و آنان را به خاك سپرد.وقتي روز از نيمه گذشت فرمان داد تا دختران پيامبر(ص)را بر شتران بي جهاز سوار كردند و سيدسجاد(ع)را نيز با غل جامعه بر شترسوار كردند.هنگامي كه آنان را از قتلگاه عبور دادندو نظر بانوان بر جسم مبارك امام حسين(ع)افتاد،لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صيحه و ندبه برداشتند.

2-تشكيل مجلس ابن زياد

روز يازدهم عمر سعد به كوفه آمد.ابن زياد اذن عمومي داد تا مردم در مجلس حاضر شوند.سپس رأس مطهر امام حسين(ع)را نزد او گذاشتندو او نگاه مي كرد و تبسم مي نمودو با چوبي كه در دست داشت جسارت مي نمود.

3-حركت اهل بيت امام حسين(ع)به سوي كوفه

عصرروز يازدهم اهل بيت(ع)را با حالت اسارت به طرف كوفه بردند.نزديك غروب حركت كردندو شبانه به كوفه رسيدند.لذا آن بزرگواران داغدارو مصيبت زده را تا صبح پشت دروازه هاي كوفه نگه داشتند.هنگام صبح عمر سعد ملعون از كوفه خارج شد،و بسان فرماندهي كه از فتوحات خويش خوشحال است همراه اُسراء وارد كوفه شد.                                                                               (تقويم شيعه)

 

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 9:32 بعد از ظهر توسط احسان

سلام برحسين وارث خوبيها

شنبه هفتم بهمن 1385

 7 محرم

1-ملاقات امام حسين(ع)با ابن اسعد

در شب هفتم امام حسين(ع)با عمرسعدملعون ملاقات و گفتگو كردند.خولي بن يزيد اصبحي چون عداوت شديدي با امام داشت ماجرا را به ابن زياد گزارش داد و آن ملعون نامه اي براي عمرسعد نوشت و او را از اين ملاقاتها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر كرد.

2-منع آب از امام حسين(ع)

در اين روز آب را بر اهل بيت سيد الشهداء(ع)بستند،چه اينكه نامة ابن زياد بدين مضمون رسيد كه نگذاريد حتي يك قطره آب هم به آنها برسد.عمروبن حجاج زبيدي با چهار هزارتيرانداز مأمورمنع آب فرات شدند،كه به هيچ وجه آبي به خيمه گاه پسرپيامبر(ص)برده نشود.         (تقويم شيعه)

8 محرم

قحط آب در خيمه هاي حسيني

در اين روز آب در خيمه هاي سيدالشهداء(ع)ناياب شد.

                                                                                             (تقويم شيعه)

                                                   

 9 محرم

1-محاصرة خيمه ها در كربلا

امام صادق(ع)فرمودند:تاسوعا روزي بود كه حسين(ع)و اصحابش را در كربلا محاصره كردندو سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع نمودند،و پسرمرجانه و عمرسعدبه خاطركثرت سپاه و لشكري كه براي آنها جمع شده بود خوشحال شدند،و آن حضرت و اصحابش را ضعيف شمردندو يقين كردندكه ياوري از براي او نخواهد آمد و اهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.

2-آمدن امان نامه براي فرزندان ام البنين(ع)

در اين روز شمرملعون براي حضرت عباس(ع)و برادرانش امان نامه آورد.آن لعين خودرا نزديك خيام با جلالت حضرت اباعبدالله(ع)رسانيدو بانگ برآورد:««أين بنو اُختنا»»:««پسران خواهرما كجايند»»؟ولي آن بزرگواران جواب ندادند.امام حسين(ع)فرمود:جواب او را بدهيد اگرچه فاسق است.

حضرت عباس(ع)درجواب فرمودند:چه مي گويي؟شمرگفت:من از جانب اميربراي براي شما امان نامه آوردهام.شما را به خاطرحسين(ع)به كشتن ندهيد.

حضرت عباس(ع)با صداي بلندفرمود:««لعنت خدا برتوو براميرتو(و برامان تو)باد.ما را امان مي دهيددر حاليكه پسررسول خدا را امان نباشد»»؟!

3-درخواست تأخيرجنگ از سوي امام حسين(ع)

درعصرتاسوعا امام(ع)براي تعويق انداختن جنگ يك شب ديگرمهلت گرفتند.چون عمرسعد لشكررا آماده جنگ با امام(ع)نمودو معلوم شدكه قصدجنگ دارند.حضرت به برادرش عباس(ع)فرمودتا يك شب ديگر مهلت بگيرد.آنها در ابتدا قبول نكردند،ولي بعدقبول نمودندكه شبي را صبر كنند.

4-آمدن لشكرتازه نفس به كربلا

در اين روزلشكرمجهزي به دستور ابن زياد از كوفه وارد كربلا شد،و شمرنامة ابن زياد را آورد.

 

5-خطابة امام حسين(ع)براي اصحابش

درعصر اين روز امام حسين(ع)درجمع ياران خطبه اي قرائت فرمودند،و اصحاب اعلام وفاداري نمودند.

                                                                                                                                                                                         

                                                                                         (تقويم شيعه)

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 7:6 بعد از ظهر توسط احسان

سلام برغريب دشت كربلا

جمعه ششم بهمن 1385

خلاصه ای ازواقعه عاشورا

آمدن ذوالجناح با يال خونين به خيمة فاطميات،ماتم و ناله و گريه پردگيان حرم برسيدالشداء(ع)و اولاد او،غارت اموال از خيام امام حسين(ع)غارت لباس و زره از بدن مطهرشهداي كربلا،به آتش كشيدن خيمه هاي آل الله،فرار فاطميات و علويات در بيابانها،شهادت دختران كوچك در كنار خيمه ها،جدا شدن سرهاي مطهر امام حسين(ع)و اهل بيت و اصحاب،وقايعي است كه پس ازشهادت امام حسين(ع)بوقوع پيوسته،و همه در ماه محرم بوده است.

رأس مطهر امام حسين(ع)در تنور خولي دركوفه،حركت كاروان اسرا از كربلا،حركت اهل بيت امام حسين(ع)به سوي كوفه،دفن شهداي كربلا،ورود اهل بيت(ع)به كوفه،اسراي اهل بيت(ع)درمجلس ابن زياد،اسراي اهل بيت(ع)در زندان كوفه،خبرشهادت امام حسين(ع)درمدينه و شام،شهادت عبدالله بن عفيف،وقايعي است كه در ماه محرم كوفه به خود ديده است،و سپس اهل بيت(ع)در شهرهاي عراق و شام گردانده شدند ودر همين ماه بود كه به شام رسيدند.

وقايع ديگري در ماه محرم اتفاق افتاده كه برخي قبل و بعضي ديگربعد از واقعة كربلا بوده است.ماجراي شعب ابي طالب(ع)،جنگ ذات الرقاع،اولين جمع آوري زكات،نوشتن صحيفة ملعونه،وفات حذيفه بن يمان قبل از ماجراي كربلا در ماه محرم بوقوع پيوسته است.

قيام مردم مدينه برعليه يزيد پس از شهادت امام حسين(ع)،قتل ابن زياد،وفات ام سلمه و ماريه قبطيه دو همسررسول خدا(ص)،شهادت حضرت سجاد(ع)،خروج زيدبن علي بن حسين(ع)،كلام عاشورايي امام رضا(ع)،تبعيد امام جواد(ع)،وقايعي است كه پس از شهادت امام حسين(ع)در ماه محرم اتفاق افتاده وان شاء الله قيام حضرت مهدي(ع)نيز در ماه محرم و در روز عاشورا خواهد بود.

اينها خلاصة وقايعي بود كه در ماه محرم الحرام رخ داده بود.                                      (تقويم شيعه)

                           

 1محرم

1-آغاز ايام حسيني

اولين روز از ماه حزن و اندوه آل محمد(ص)است،كه همة انيباء و ملائكه و شيعيان و دوستان اهل بيت(ع)محزون اند.بايد گفت:ماه حزن و اندوه تمام عالم است،چراكه همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پيراهن پاره پارة سيدالشهداء(ع)را از عرش خدا رو به زمين مي آويزند وحزن و اندوه عالم را فرا مي گيرد.

همچنين آغاز مجالس عزاداري حضرت اباعبدالله(ع)است،كه مردم را به اموراعتقادي خويش آشنا مي كند،دستورات دين خدا را از حسينيه ها و تكايا و مساجدبه خانه هاي فكر و دل خود به ارمغان مي برند.شركت در مراسم عزاداري امام حسين(ع)و اشك برآن حضرت،از وظايف ما در زمان غيبت امام زمان(ع)است.

2-كلام عاشورايي امام رضا(ع)

در روز اول محرم ريان بن شبيب خدمت امام رضا(ع)رسيد.حضرت به او فرمود:اي پسر شبيب،مردم عرب در زمان جاهليت جنگ را در ايام محرم حرام مي دانستند؛ولي اين امت احترام اين ماه را از بين بردند و حرمت پيامبر(ص)را رعايت نكردند.در اين ماه خون ما را حلال دانستند،و هتك حرمت ما كردند و فرزندان و زنان ما را اسير نمودند،و سراپردة ما را در آتش زدند و اموال ما را غارت كردند و رعايت احترام رسول خدا(ص)را دربارة ما ننمودند.

همانا روز شهادت حسين(ع)پلك چشمان ما را مجروح كرد و اشكهاي ما را روان ساخت و دل ما را سوزاند؛و عزيز ما را در زمين كربلا ذليل كرد و نزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد.پس گريه كنندگان بايدبر حسين(ع)بگيرند،زيرا كه گريه بر او گناهان بزرگ را از بين مي برد.

اي پسر شبيب،اگرخواستي بر چيزي گريه كني بر حسين بن علي(ع)گريه كن،چه اينكه آن حضرت را كشتندچنانچه گوسفند را مي كشند،و با آن حضرت 18نفراز اهل بيت او كشته شدند كه روي زمين شبيه و نظيري نداشتند.آسمانهاي هفتگانه و زمينها در شهادت آن حضرت گريستند.چهار هزار ملك روز عاشورا براي نصرت آن حضرت آمده بودندو ديدند حضرت شهيد شده است.لذا پريشان و غبارآلودبه مجاورت آن قبرمطهرمأمورشدند،تا حضرت قائم(ع)ظهور كند و از ياران او باشند و شعارشان««يا لثارات الحسين»»است.

اي پسرشبيب،اگردوست داري كه با ما در درجات عالي بهشت باشي محزون باش براي حزن ما و شاد باش در شادي ما؛و برتوباد به ولايت ما كه اگركسي سنگي را دوست داشته باشد خداوند متعال او را با همان سنگ محشور مي كند.... .                                                                                               (تقويم شيعه)

2محرم

ورود امام حسين(ع)به كربلا

بنابر مشهوردر اين روز در سال61هجري آقا و مولايمان حضرت اباعبدالله الحسين سيدالشهداء(ع)با اهل بيت و اصحابشان وارد كربلاي معلي شدند.

در آنجا اسب حضرت حركت نكرد.امام (ع)پرسيدند:نام اين زمين چيست؟گفتند:««غاضريه»».نام ديگرش را پرسيدند،گفتند:««شاطي الفرات»».فرمودند:اسم ديگري هم دارد؟گفتند:««كربلا»»هم گويند.در اين هنگام حضرت آهي از دل كشيدند و گريه شديدي نمودند و فرمودند:««اللهم إني أعوذبك من الكرب و البلاء.به خدا قسم زمين كربلا همين است.بخدا اينجا مردان ما را مي كشند! بخدا قسم اينجا زنان و كودكان ما را به اسيري مي برند! بخدا قسم اينجا پردة حرمت ما دريده مي شود.اي جوانمردان،فرود آييدكه محل قبرهاي ما اينجاست...»».                                                                                          (تقويم شيعه)

  6 محرم

1-ياري طلبي حبيب بن مظاهر از بني اسد

در شب ششم جناب حبيب بن مظاهراسدي با اذن امام حسين(ع)براي آوردن ياور و كمك،به قبيلة بني اسدرفت.اسديان پذيرفتند و حركت كردند،ولي جاسوسان به عمرسعدخبر دادندو او عده اي را فرستاد تا مانع آنها شوند.لذا درگيري رخ دادكه در اين ميان جمعي از بني اسد شهيدو زخمي و بقيه ناگزيربه فرارشدندو حبيب به خدمت حضرت آمدو جريان را عرض كرد.

2-اولين محاصرة فرات در كربلا

به نقلي دراين روزعمرسعد،شبث بن ربعي خبيث را همراه سه هزارمردسفاك با كوبيدن طبل و دهل كنار فرات فرستاد كه اطراف آن را به محاصره درآورند.

3-تراكم لشكر يزيد در كربلا

دراين روزلشكرزيادي براي جنگ با حضرت عبدالله(ع)جمع شدند.

                                                                                                                   (تقويم شيعه)

 

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 10:6 قبل از ظهر توسط احسان

عرفه روزتوبه ومسلم ابن عقيل غريب كوفه

جمعه هشتم دی 1385

9ذي الحجه

روز عرفه

در روز عرفه زيارت امام حسين(ع)مستحب است،چه اينكه خداوند ابتدا به زوار امام حسين(ع)نظر مي كند زيرا همه حلال زاده اند،و بعد به زوار با معرفت خويش در عرفات نظرمي كند.

در چنين روزي

-         روز عرفه

-         روز نيايش

-         ازدواج جناب عبدالله و آمنه در شب نهم ذي الحجه و شب جمعه بوده است.

-         در اين روز از بني آدم پيمان گرفته شده است.

-         در اين روز حضرت آدم جناب حوا را شناخت يا بلعكس.

-         پيامبر(ص)درهاي اصحاب خود را كه بسوي مسجد باز مي شد بستند جزدرب خانه علي(ع)

-         شهادت مسلم بن عقيل وهاني بن عروه60قمري.

اعمال توصيه شده روز عرفه

-         خواندن نماز دهه اول ذي الحجه.

-      روز عرفه از اعياد عظيمه است گرچه به اسم عيد ناميده نشده روزي است كه حقتعالي بندگان خويش را به عبادت و طاعت خود خوانده و....اعمالي دارد از جمله غسل زيارت امام حسين(ع)كه در اين روز بسار سفارش شده است و خواندن دو ركعت نماز و اقرار و اعتراف به گناهان قبل از خواندن دعاي عرفه،و اعمال و ادعيه ديگري كه در مفاتيح ذكر شده است.

شب دهم از شبهايي است كه احياء آنها سفارش شده است و مستحب مي باشد و درهاي آسمان در اين شب باز است و مستحب است زيارت امام حسين(ع)در اين شب. 

شهادت حضرت مسلم وهاني

در اين روز در سال60هجري محمد بن كثير و پسرش در كوفه به جرم مهمانداري و طرفداري از مسلم بن عقيل(ع)به شهادت رسيدند.در شب عرفه جناب مسلم بن عقيل(ع)به منزل طوعه رفتند.در روز عرفه سال60هجري كه چهارشنبه بودجناب مسلم بن عقيل وهاني بن عروه را در كوفه شهيد كردند.

خاندان حضرت مسلم

نام مباركش مسلم و پدرش عقيل،و مادرش علٍيه،و همسرآن حضرت رقيه دختراميرالمؤمينن(ع)است.

پيامبر(ص)فرمود:««چشم مؤمنان بر او گريان است،و ملائكه مقرب الهي بر او درود مي فرستند»».     امام حسين(ع)هنگامي كه آن حضرت را به سوي كوفه فرستادند،در قسمتي از نامه به اهل كوفه چنين فرمودند:««برادرم و پسر عمويم و فرد مورد اطمينان از اهل بيتم را نزد شما فرستادم»».هنگامي كه امام حسين(ع)خبرشهادت آن حضرت وهاني را شنيد،چندبارفرمود:««انا لله و انا اليه راجعون»».سپس فرمود:««خيري در زندگي بعد از آنها نيست»».از جمله وصاياي آن حضرت به ابن سعد اين بود كه كسي را به نزد امام حسين(ع)بفرستدكه آن حضرت به سوي كوفه نيايد.

شهادت و دفن بدن حضرت مسلم

در غربت و مظلوميت آن حضرت همين بس كه از پشت بامها دسته هاي ني را آتش مي زدند و برسرآن حضرت مي ريختند.همچنين زماني كه چشم ابن زياد برآن حضرت افتاد،زبان به جسارت اميرالمؤمنين و امام حسين(عليهما السلام)و عقيل گشود.در بالاي دارالاماره با لب تشنه سر از بدن نازنينش جدا كردند و بدنش را از بالاي قصربه پايين انداختند.بعد از شهادت ريسمان به پاي مباركش بسته و در ميان بازاركوفه مي كشيدند.سپس بدن مباركش را به دار زده و سر مطهرش را به دمشق فرستادند.

در دفن بدن مطهردو نظراست:يكي اينكه جمعي از قبيلة هاني آمدند و بدنهاي مطهر مسلم بن عقيل وهاني را دفن كردند.ديگراينكه نيمه شب زوجة ميثم تمار به همراهي چند نفراز جمله همسرهاني بن عروه،بدنها را در كنار مسجداعظم كوفه دفن كردند.                                        (تقويم شيعه) 

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط احسان

سلام بريادگاركربلا

پنجشنبه هفتم دی 1385

7ذي الحجه

شهادت امام باقر(ع)

در چنين روزي مصادف با دوشنبه،در سال114هجري امام باقر(ع)توسط هشام بن عبدالملك مسموم و شهيد شد.در شب شهادت به امام صادق(ع)فرمودند:««من امشب جهان را بدرود خواهم گفت.هم اكنون پدرم علي بن الحسين را ديدم كه شربتي گوارا نزد من آوردو نوشيدم و مرا به سراي جاويد و ديدار حق بشارت داد.»»

در روايت ديگري فرمودند:««اي فرزند گرامي،مگرنشنيدي كه حضرت علي بن الحسين ازپس ديوار مرا ندا كرد:««اي محمدبيا،زود باش كه ما انتظار تو را مي كشيم»».

آن حضرت چندين روز و به قولي سه روز در حالت درد از اثر سم به سر مي بردند تا به شهادت رسيدند.فرداي آن روز بدن مطهرو پاك آن درياي بيكران دانش خدايي را در خاك بقيع كنار مزار امام مجتبي امام سجاد(ع)به خاك سپردند.

                                                 

آن حضرت هشتصد درهم براي تعزيه و ماتم خود وصيت فرمود.حضرت صادق(ع)فرمودند:پدرم فرمود:««اي جعفر،از مال من مقداري وقف كن براي ندبه كنندگان كه ده سال در مني در موسم حج برمن گريه كنند،و مراسم ماتم را تجديد نمايند»».

آقا و مولايمان حضرت باقر(ع)در كربلا شرف حضور داشت.شب يازدهم،بازاركوغه،كنارسرهاي مطهر،اسارت شام و مجلس يزيد را ديده است و هر زمان كه متذكرشهادت حسين بن علي(ع)و اسارت  عمه هايش مي شد،اشك از چشم مباركش مانند در جاري مي گشت.

بردن امام كاظم(ع)به زندان بصره

در اين روز امام كاظم(ع)را در حالي كه در غل و زنجير بسته بودند،به بصره بردندو مدت يكسال نزد عيسي بن جعفربن ابي جعفرمنصورمحبوس كردند و سپس حضرت را به بغداد بردند.

عيسي آن حضرت را در يكي از حجرات خانة خود كه نزديك به ديوانخانه بودمحبوس كرد و مشغول فرح و سرور گرديد.از يكي از كاتبان او كه نصراني بود نقل شده كه مي گفت:««اين عبدصالح و بندة شايستة خدا-يعني موسي بن جعفر(ع)-در ايامي كه در اين خانه محبوس بود چيزهايي از لهو و لعب شنيد كه گمان ندارم هرگز برخاطرشريف آن حضرت خطور كرده باشد»».

آقا و مولايمان حضرت كاظم(ع)مدت يك سال در بصره محبوس بودند،و بعد از يكسال آن حضرت را به بغداد بردند و نزد فضل بن ربيع حبس كردند.                                                    ( تقويم شيعه)

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 5:59 بعد از ظهر توسط احسان

یاجوادابن الرضامددی آقا

چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385

شهادت امام جواد(ع)

در اين روز در سال220هجري امام جواد(ع)به زهرمعتصم به شهادت رسيدند،و هنگام شهادت از سن مباركشان 25سال و سه ماه و12روز گذشته بود.در شهادت آن حضرت 5ذي القده،5ذي الحجه سال219هجري،6ذي الحجه،25ذي الحجه هم گفته شده است.

بعد از شهادت حضرت رضا(ع)،مأمون جواد الائمه(ع)را به بغداد طلبيدو دخترش ام الفضل را به آن حضرت تزويج نمود.پس از مدتي كه ان حضرت از سوء معاشرت مأمون بسيار ناراحت بودند براي حج به مكه تشريف  بردند.سپس به مدينه رفتندو در آنجا بودند تا مأمون به درك واصل شد و معتصم برادر او خليفه شد.

                     

معتصم حسادت خاصي نسبت به آن حضرت داشت،و آن امام معصوم(ع)را به همراه ام الفضل به بغداد احضار كرد.آن حضرت در حضور اكابرشيعه و ثقات اصحاب خود در مدينه امام هادي(ع)را امام بعد از خود معرفي كردند و ودايع امامت را تسليم ايشان نمودندو در28محرم سال220هجري وارد بغداد شدند. ام الفضل به تحريك عمويش معتصم و به قولي جعفربن مأمون،امام(ع)را در سن25سالگي مسموم كرد.

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 12:16 بعد از ظهر توسط احسان

قربان کلام وطرز لحنت قربان کبوتران صحنت

یکشنبه دوازدهم آذر 1385

درروزپنجشنبه11ذوالقعده سال148ه.ق امام رضا(ع)درمدينه طيبه به دنياآمد.درولادت آن حضرت11ذي الحجه و11ربيع الاول نيزذكرشده است.

پدرآن حضرت موسي ابن جعفر(ع)ومادرشان ام البنين نجمه(س)است.نام مباركشان علي است،وكنية آن حضرت ابوالحسن است،وكنية خاصشان ابوعلي است.

القاب حضرت سراج الله ،نورالهدي،قرة عين المومنين،مكيدةالملحدين،كفو الملك،كافي الخلق،رب السرير،رئاب التدبير(به معناي صلح)،فاضل،صابر،وفي،صديق،رضي.

هنگامي كه آن حضرت به دنيا آمدپدرشان حضرت موسي بن جعفر(ع)دستوردادندفرزندشان را بياورند.

آن حضرت رادرپارچة سفيدي پيچيده وبه خدمت پدربردند.آن حضرت درگوش راست حضرت رضا(ع)اذان ودرگوش چپ آن حضرت اقامه فرمود،وآب فرات به كام مبارك آن حضرت ريخت وسپس اورابه مادرمكرمه اش نجمه(س)برگردانيدند.

اینم چندتا عکس ازحال و هوای دیشب حرم درشب میلاد که خودم گرفتم

  

  

  

لینک ثابت

قلمی شده در ساعت 2:59 بعد از ظهر توسط احسان


دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.


Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

بهراد آنلاین

پوزخند