<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>به يقين يوسف ما آمدني است</title>
<link>http://negarejan.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 13 Dec 2009 16:48:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>به ياد غدير</title>
<link>http://negarejan.blogfa.com/post-192.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خیلی دوست داشتم که به مناسبت ایام مبارکه غدیر خم و هفته ولایت مطالب وتذکاری دربزرگداشت این روزها قلمی کنم که متاسفانه به علت کم توفیقی نتوانستم این امررابه انجام برسانم ؛ اما حال که این فرصت دست داده دوست دارم برای این روزها بنویسم و برایتان درددلی دوستانه داشته باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;همه ما دررابطه با ايام غدیر واتفاقاتی که دراین روزها افتاده است اطلاعاتی داریم ، ولی آنچه مشخص است آنکه ، دانسته های ما بسیار کمترازآن چیزی که اتفاق افتاده و بايد توجه داشت كه غدیرصرفا به تک جمله &lt;B&gt;&lt;I&gt;من کنت مولا فهذا&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; &lt;B&gt;&lt;I&gt;علی مولا&lt;/I&gt;&lt;/B&gt; ختم نمی شود و گستره غدیر بسی فراترازآن چيزياست که دراذهان مردم نقش بسته است وباید دانست که غدیر جریانی است کهپا به پاي رسالت ومبعث مطرح بوده وتا آینده تاریخ نیز ادامه خواهد داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قضایای غدیر خم ازحج وخطبه هایی که حضرت ختمی مرتبت درمراسم حج ایراد کرده اند شروع می شود ، آنجايي كه حضرتش با زمینه چینی مناسب به استقبال این امر مهم رفته اند . زمانی که جبرئیل امین این واسطه مهربان وپیام آورکلام الهی سه بار برحضرتش پیاممي آورد که بایستی این امر(ولایت وامامت علی (علیه السلام)) را به همگان اعلام داری ، درمنطقه ای به نام جحفه همگان را دستور به جمع شدن داده و امرمي كنندآنانی  که جلوتر رفته اندبازگشته وبرای آنانی که درراه مانده اندنيز صبر مینمايند تا به ایشان ملحق شوند ، که همین موضوع نيزدارای رازورمزی است که شاید یکی ازآنها تذکر به این مطلب باشد کهيك مسلمان پيرو  نه جلوترازرسول خداحركت مي كند ونه عقب ترازاو ، بلکه همیشه با اوودركناراو گوش به فرمان ولي خدا مي ماند !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 529px; HEIGHT: 271px&quot; height=356 alt=&quot;ما و پيام محبت رسول خدا ...&quot; hspace=0 src=&quot;http://i6.tinypic.com/86e67g3.jpg&quot; width=529 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;.به هرحال مردمان درحیرت که رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) رابا ایشان چه کار که دراین گرمای سوزان که مردمان برای پناه ازاین گرما یا به سایه مرکب های خود پناه برده  و یا آنکه عبای خود را برای درامان ماندن از حرارت آفتاب صحرا، بالای سر گرفته اند ، فراخوانده وآنها را خبراز امری مهم می دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پيامبر رحمت پس ازآنكه همگان را جمع مي كند بربالاي منبري ازجهاز شتران رفته و خطبه تاريخي وغراي خود را براي عالميان ايراد مي كند . به زيباترين شكل ممكن حمد وثناي پروردگار خويش فرموده و حضرت باري تعالي را براي همگان معرفي مي كند . پس ازآن سراغ پيام و ابلاغ خداوند رفته و امر حق ودود را به مردمان ابلاغ مي فرمايد ومعيار دوستي و دشمني با خدا را بيان مي فرمايد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خدا مي داند كه حضرتش با چه بيم واميدي خطابه را بيان كرده . ازيك طرف امر الهي وراه سعادت را مي بيند وازيكسو منافقين رياكاري كه منتظرند تا رسول مهربانيها از اين ديار رخت بربسته تا مقاصد شوم و كثيف خويش را به اجرا گذارند . حضرتش آينده را مي نگرد و آنچه باعلي (عليه السلام) و زهرا (سلام الله عليها) خواهد شد .                                                                     ادامه دارد &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 16:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negarejan&amp;postid=192</comments>
<dc:creator>negarejan</dc:creator>
<guid>http://negarejan.blogfa.com/post-192.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پرشاني (2)</title>
<link>http://negarejan.blogfa.com/post-191.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;آري عزيزان ، ما عجيب درغفلت به سر مي بريم و خود اصلا متوجه نيستيم كه عمر خويش را درچه راهي وچگونه صرف مي كنيم.غفلتي عجيب دامن دنياراگرفته است ودر اين دنياي به ظاهر مردن ما كه درذات خويش هرچه دارد براي نابودي بشر است ، چيزي جز غفلت و دل بستن به رنگها وظواهر چيزي نمي بينيم. سرگرميهايمان چيست ؟ اوقاتمان چگونه هدر مي رود؟ هدف زندگيمان چيست ؟ هم وغم ما دراين چندروزه عالم چيست ؟ چه مي خوانيم و چه مي گوييم؟ با چه كساني معاشرت داريم و خلاصه يك دنيا سوال ازاين دست كه اگر بخواهم برايتان سياهه كنم مثنوي هفتاد من كاغذ است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ساعتها صحبت كردنهاي بي فايده وگاه ملال آور، نشستن پاي سريالهاي بي خاصيت و بيهوده كه همه آنها يك محوريت داردند وآنهم عشقهاي خياباني و هرزه گيها و چشم چرانيهاست.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ازهمه چيز مي ناليم ، اما براي خود كاري نمي كنيم و ما هم براي آنكه از اين قافله عقب نمانيم هم رنگ جماعت مي شويم تا خداي نكرده رسواي عالم نشويم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به راستي مهربان يار سفركرده را چه ميزان اعتباردر نزد ماست ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) براي ما به اندازه يك بخش خبري تلويزيون ويا يك مسابقه فوتبال ويا ديدن يك سريال بي سرو ته تلويزيون اهميت ندارد كه اگر داشت بر اي او نيز اوقاتي را معين مي كرديم و متعهد بوديم كه براي او باشيم و حداقل كار كوچكي براي او انجام دهيم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;           &lt;IMG alt=&quot;چه مي شود كه بيايي &quot; hspace=0 src=&quot;http://weblog.sarir209.com/archives/docu0003.JPG&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;دشمن به دشمني خود بي مهابا ادامه مي دهد ودر فكر نشر عقايد خويش است و چه استوار درراه باطل خود گام بر ميداردو ما ....&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;چه بگويم كه دل خون است .اگر من برايتان بگويم كه درهمين مشهد ما فرقه هاي بهاييت ووهابيت چه فعاليتهايي دارند ودست به چه كارهايي مي زنند باورتان نمي شود . اما واقعيت همين است كه مي گويم. دشمنان قسم خورده تشيع كار خويش را بي سرو صدا انجام مي دهند وبا استفاده ازغفلت جوانان و نوجوانان ما و كم كاريهاي سازمانهاي مربوطه و ازهمه مهمتر بي توجهي خود ما مردم ، بساط خويش را گسترده تر كرده و شيعيان بي پناه را مورد حملات اعتقادي و فكري قرار مي دهند وبا رنگ و لعابهايي دروغين و پوشالين ايشان را گمراه كرده و بر سر سفره شيطاني خويش مي نشانند،آنوقت ما به فكر سرگرميهاي خودمانيم. دنيا راآب ببرد ماراخوابي بس تلخ خواهد برد كه رويايش جز سياهي ونكبت چيزي نخواهد بود.      ادامه دارد&lt;/STRONG&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 07:53:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negarejan&amp;postid=191</comments>
<dc:creator>negarejan</dc:creator>
<guid>http://negarejan.blogfa.com/post-191.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پريشاني</title>
<link>http://negarejan.blogfa.com/post-190.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;دلم حسابي گرفته است و مدتي است كه ديگر حسابي از دست خودم شاكي شاكي ام . چه جمعه ها كه مي گذرد و با خود عهد مي بندم كه اين جمعه را براي صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) كار درخوري انجام دهم ،اما دريغ و هزاران دريغ كه روز به پايان خود مي رسد و من در حسرت كاري براي مولاي خويش . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نه اينكه امام خويش را منحصر درجمعه ها ببينم و مانند آنهايي باشم كه امام را فقط منحصر در جمعه ببينم ، نه اينطور مشي  و مرامي ندارم و اعتقاد بر آن دارم كه مولا صاحب زمان است و همه ساعتها و روزها به ولايتش گردن نهاده اند . آنچه مورد نظر خويش دارم آن است كه با توجه به آنكه جمعه ها  فراقت بيشتري دارم براي مولاي خويش خدمتي هرچند قليل انجام دهم تا اسباب شادي مولا را فراهم اورد و من نيز در نزد وجدان خويش كمي آسوده تر باشم .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;مثلا يكي ازآنها همين وبلاگي است كه دارم وسعي مي كنم درآن مطالبي را پيرامون پدر مهربانم مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به رشته تحرير درآورم تا ازاين دريچه خدمتي هرچند ناچيز به آستان آن خوب خوبان نثاركرده باشم. مني كه بارها شاهد نظرات اميدواركننده بينندگان وبلاگ خويش بوده ام . آناني كه  با نظرات اميد بخش خويش اين را به من القا كرده اند كه كار براي آن مهربان هر چند ناچيز باشد اما حساب خود را دارد و مي توان به هر شكلي براي آن خوبترين كاري هرچند كوچك انجام داد. &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;گاهي نوشتاري ياشعري و يا حتي عكسي ، مي تواند يك سرآغاز خوب براي تذكر و توجه دادن به آن جناب و الامقام باشد . به خدا آقاي ما خيلي مهربان و آقاست و صد حيف و هزاران افسوس كه ما قدر مولاي خويش را نمي دانيم . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;چه قدر نبود مولا برايمان طبيعي و روزمره است . روز را شب مي كنيم و يكبار برايمان پيش نيامد كه درلحظه اي كه سر بربالين مي گذاريم دردمان اين باشد كه امروز هم گذشت و مولا نيامد و آيا فردايمان نيز به همين منوال است و يانه ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;اصلا بريمان مهم نيست كه او را چه مي شود و چه لحظات و روزهايي براو مي گذرد  و دل غمين مولايمان گرفتار چه طوفاني است . اصلا بود و نبود مولا برايمان علي السويه شده است و با بي تفاوتي محضي كه فقط ازما برمي آيد نبود او را براي خود توجيه مي كنيم .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; ما بي تفاوت مردماني هستيم كه از ياد برده ايم صاحب نعمت و آن آب حيات زندگاني را . آن وجود سراسر لطف و مهرباني كه درعين بديهايي كه ازما مي بيند ، لب از دعاي بر ما شيعيان و محبانش برنمي چيند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;                                                          &lt;FONT size=1&gt; ادامه دارد&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 14:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negarejan&amp;postid=190</comments>
<dc:creator>negarejan</dc:creator>
<guid>http://negarejan.blogfa.com/post-190.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اي بر دل شيعيان تسلي  بامانكني تو كم محلي</title>
<link>http://negarejan.blogfa.com/post-189.aspx</link>
<description>                 &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 339px; HEIGHT: 435px&quot; height=933 alt=&quot;حتي اگر به آْخر خط هم رسيده اي      اينجا براي عشق شروعي مجدد است&quot; hspace=0 src=&quot;http://usera.imagecave.com/baharan/mahdavi/cbb9bdb98604655435b8ecade366d2a02bf4afd9.jpeg&quot; width=459 align=baseline border=0&gt;   </description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 18:59:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negarejan&amp;postid=189</comments>
<dc:creator>negarejan</dc:creator>
<guid>http://negarejan.blogfa.com/post-189.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فطر آمدو تو نيامدي ....</title>
<link>http://negarejan.blogfa.com/post-188.aspx</link>
<description>         &lt;IMG alt=&quot;فطر شما روزه داران مبارك&quot; hspace=0 src=&quot;http://img98.com/images/726llns9l77sjmnp0k8s.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; </description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 12:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negarejan&amp;postid=188</comments>
<dc:creator>negarejan</dc:creator>
<guid>http://negarejan.blogfa.com/post-188.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>* اعياد شعبانيه مبارك باد *</title>
<link>http://negarejan.blogfa.com/post-187.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 563px; HEIGHT: 406px&quot; height=672 alt=&quot;اگرجشنها درحضورش برپا ميشد .....&quot; hspace=0 src=&quot;http://aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamHosein/Milad/87/shabaniyeh_w.jpg&quot; width=1024 align=baseline border=0&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Jul 2009 18:23:44 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negarejan&amp;postid=187</comments>
<dc:creator>negarejan</dc:creator>
<guid>http://negarejan.blogfa.com/post-187.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مبعث مبارك</title>
<link>http://negarejan.blogfa.com/post-186.aspx</link>
<description>    &lt;IMG alt=&quot;مبعث رسول مهربانيها مبارك باد&quot; hspace=0 src=&quot;http://etri64.googlepages.com/besate-peyambar.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;</description>
<pubDate>Mon, 20 Jul 2009 10:28:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negarejan&amp;postid=186</comments>
<dc:creator>negarejan</dc:creator>
<guid>http://negarejan.blogfa.com/post-186.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هياهو</title>
<link>http://negarejan.blogfa.com/post-185.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Verdana&gt;&lt;FONT size=1&gt;دوران پرهیاهویی است وانسان چه زود یادش می رود خوبیها را و یادش می رود که چه قراری دارد و برای چه آمده است . طوفان زمانه و هیاهوهای ساختگیمان بربادمان می دهد و دراوهام ذهن فراموشکارمان غوطه می خوریم و می رویم و انگارنه انگارکه وعده ای داریم . چرخ می خوریم و چرخ می خوریم و باکمان نیست زمانه درکدامین پستوی فراموشی ما را اسکان می دهد. خلاصتان کنم که انسانهای الکی خوشی هستیم و به دستْ ساخته های خود و دیگران مشغول و سرخوشیم .اعتبارمان را ازدست داده ایم و نمی دانیم که گوهر وجودیمان چه بهایی دارد و ارزان می فروشیم این گرانْ گوهر وجود را .دست برروی کدامین زخم زمانه بگذارم که فریاد کند درد ازخویش بیگــــــانه بودن را و یادآورشوم که خلاص نمی شویم و رها نمی کنیم این مرغ درقفس را که پری به پرواز دهد و برود تا آشیان دوست و خبری آورد که یارسفرکرده درکدامین چاله ی غربت و تنهایی سکنی گزیده و به گوش جان بشنود و دریابد که یارغایب از نظر به درگاه دوست ازدست دوستان و رفیقان شکـــــــوه ای مهربانانه دارد که خدایا اینان دوستان منند که غافل شده اند و خویش رافراموش کرده اند که اگراینگونه نبود مرا که چشمه ساررحمت و فضل و بخشش و احسان تو هستم را ازخاطر نمی بردند و استغاثه می کند که بگذر از ایشان که خصلت انسانی همین است که نعمت را نشناخته مصرف کند و ازکناربانی نعمت بگذرد .وجالب آنکه هرچه از دوست رسد نعمت است و برای ما آسایشی عظیم ، ولی هزار و صدهزار حیف که ما در فراموشخانه خویش اقامتی دائم گزیده ایم و بنای هجران از پوسته به خود پیوسته خویش نداریم.وای که چه دل پردردی دارد این زمــــــــانه . فغــــــان وناله اش گوش فلک را کرکرده و اگر خوب گوش فرا دهی ناله های هزارساله را هر روز ندبه می کند و زیرلب زمزمه ای مرموز دارد.چه قـــــــــدر به خود مشغولیم و زندگی راچه مفت سردست گرفته و چوب حراج به آن زده ایم وبی خیال و فارق البال ازآنچه بایدمان ، به دو روزه ی این ظلمت کده دل خوش نموده ایم.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Verdana&gt;&lt;FONT size=1&gt;             &lt;IMG height=316 alt=رهايي...... hspace=0 src=&quot;http://i10.tinypic.com/4casksz.jpg&quot; width=400 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Verdana&gt;&lt;FONT size=1&gt;اسباب بازی های ساخته خودمان حالا امیر قافله زندگیمان شده اند و هرناکجا آبادی که بخواهند این تن رنجور ازدرد بایدهای ساختگی را به دنبال خود می كشند و باکی نداریم که این قافله عمرعجب می گذرد.ساعتها و روزهایمان را پای خیالات به هم پیچیده و اوهامْ برانگیزخودیهای ناخودی و ناخودیهای از خود گریز پیمانه می کنیم و می شنویم و می بینیم و می خوانیم آنچه دیگران بگویند و بخواهند و توگویی افساراختیار ازدست ما گریزان است و دیگراراده خود آگاهی برای ماباقی نمانده است تا فکری کنیم و برای خویشتن خویش دنیایی بسازیم آنگونه که این تن ودیعه ایی ، لایق بلافصل آن است. اما چه سود که خواب خرگوشی امانمان نمی دهد و دنیا رقص کنان ما را مسحور خویش کرده و نمی دانیم که درحال بازی خوردنیم . وبازیمان می دهد آنگونه که دست تو را برای هرحرکتی و جنبشی درخور، روشده می داند و توبا این منوال بازنده همیشه ایامی .&lt;SPAN lang=FA&gt;نگاهم خیره به آدمهای کوچه و خیابان است و ذهن حــــــــیران من درگیرکلماتی که می آیند و می روند و می خواهند که مرا درسطوربه هم پیوسته کلمات با دستی روشده تحویل آیینه های قدی آویزان درتاریخ نمایند. نگاهم به آسمان خیره می ماند و بغضی سنگین تمام وجودم را احاطه می کند و حسی گنگ و غریب و نامفهوم مراکشان کشان به سمت جایی دوردست پرتاب می کند و تا به خود آیم آسمان دلم را بارانی می کند و راهی دیگر را برايم بازمی کند و به مانند خواب که هرلحظه به شکلی و صورتی نامفهوم ولی بامعانی مختلف تو را ازجایی به جایی حـــــــــواله می دهد و گويي مسافری می شوی خانه به دوش که هردیدارش تجربه ای کهن و صافی ده دل است.خیلی حرف دارم که برایتان بگویم و واگویه کنم آشوب دل نگران خویش را. اما چه کنم که جایی باید کلام را برخلاف خواسته ات قطع کنی و بگویی که واگویه ای بود ازدل آشوب زمانه پرفتنه تا آرام شوی و بازآماده شوی برای زمانی دیگرتا درد دلی کنی با دوستان و رفیقان راه که تو را می فهمند و باتو راز دل می گویند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Jul 2009 15:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negarejan&amp;postid=185</comments>
<dc:creator>negarejan</dc:creator>
<guid>http://negarejan.blogfa.com/post-185.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ازرنجی که می برم!</title>
<link>http://negarejan.blogfa.com/post-184.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گاهی آنقدرعصبانی می شوی که نمی دانی با طرفی که این حرفها رامی زند چه کنی . می گویی با لحنی آرام وملاطفت آمیزبا اوحرف بزنی شاید مطلب برایش جا بیفتد و ازهپروت فکری خارج شود یا نه آنچنان سرش داد بزنی که برود توی خودش، یا یقه اش رابگیری ودرحالیکه چشم درچشم او دوخته ای وچیزی نمانده است بانگاهت اورابه آن دنیا حواله کنی ، بگویی مردک تا حالا چند تا کتاب خوندی که اینطور برای من مطلب بلغورمی کنی؟ فقط ادعا ادعا آنهم ازنوع مطبق آن. اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیکت آنچنان بهم می آید که نمی دانی درآن لحظه چه بگویی وازکجا بگویی وچطوربگویی تا مطلب درفیها خالدون مغزش جا خشک کند. آخریکی نیست به اوبفهماند چرا مطلبی را به صرف شنیدن نقل می کنی و وقتی هم که برایش یک سری مدرک وسند معتبرقطعی تاریخی ردیف می کنی، آنوقت است که دستی به سرش می کشد ومی گوید : البته من که اطلاع خیلی دقیقی ندارم ولی ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یکی نیست بگوید ولی و زهرمار. فقط یک انسان بلا نسبت احمق می تواند درمورد تاریخ اینطور روی هوا وبراساس شنیده ها وبدون مدرک اظهار فضل کند . اعصابت خورد می شود وقتی شروع  می کند دلایل مختلفی رابرایت ردیف می کند که باهمه آنها دو کیلو ماست ترشیده هم به تو نمی دهند. آخریکی نیست بگوید اگروارد هربحث علمی می شوی باید به سراغ محیط تحقیقاتی ومنابع تحقیقاتی همان رشته بروی .  به طور مثال اگردرمورد یک بحث شیمیایی و بیولـوژیک  حرف می زنی ، محیط تحقیق ، آزمایشگاه است ولوازم مرتبط با آن. منظورم این است که هرعلمی لوازم مرتبط با خود رادارد. اگربحث تاریخی می کنی محیط  کارتو تاریخ است و کتابهای مستند ومتقن تاریخی . وقتی که تو تحت تاثیر یک عده انسان بیسواد که اسم نکبتشون رو یک تریلرهم نمی تونه بکشه قرار میگیری وقضیه شهادت خانوم فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را شبهه می کنی ، درحالیکه  قدری به خودت زحمت ندادی برای این موضوع به اندازه یک سریال کره ای دست دهم ارزش قائل بشی و براش وقت بزاری و چند تا کتاب روحالا نمیگم بری بخونی که بری ورق بزنی وجاهای مهم و درشتش رو برای سهولت کاربخونی ، اونقوت دیگه هیچ انتظاری نباید داشته باشی جزهمونهایی که بالا گفتم وخیلیهاشم به علت تقدسی که این وبلاگ داره نگفتم. آخه مرد حسابی من نمگیم برو کتابهای دانشمندان خودمون رو بخون . برو کتابهای اهل سنت رو راجع به این قضیه مطالعه کن . برو ازاظهارپشیمانی های خلیفه اول درلحظات آخرعمرش و یکسری کارهایی که ازانجام اون پشیمان بود مطلع شو. اینم ازمظلومیت ماست که هرموقع بخواهیم اثبات کنیم باید هَمَش ارجاع بدیم به کتابهای اهل سنت . من نمی دونم این کتب ما چرا باید درپله بعد مورد توجه قرار بگیره درحالیکه اونا اصلا کتابهای ما روقبول ندارند واجازه مطـــــــــــــــالعه اونها رو به هیچ کس نمی دن . تازه مطلب اونجا جالب میشه که اونها علیرغم بسیاری ازسانسورها وعداوتها بازهم نتوستند روی یکسری حقایق سرپوش بزارن واون رویداد تاریخی رو نقل کردند. یعنی با این تفاصیل و با آن همه سانسور این مطالب نقل شده که این موضوع بیان گراینه که مسئله خیلی بزرگترازاینهاست که خیال می کنی. آره قربونت برم یک کم بدنیست به خودت زحمت بدی وبری مدارک اونا روبخونی وببینی خودشون هم به این قضیه اشاره دارند وقائل به این مطلب هستند که صدیقه زهرا(سلام الله علیها) درحالی بدرود حیات گفت که ازخلیفه اول ودوم ناراضی بود وبراینان غضبناک .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حالا توهی بیا بگو فلان وبهمان و ازاین حرفها که دوپول بی ارزشم بها نداره. بابا چرا یک جو غیرت دینی نداری؟ چرا نمی تونی روی باورهات محکم بایستی واونو برای همیشه تاریخ فریاد بزنی و بگی که بابا حق بافاطمه (سلام الله علیها)  بود. چرا بدون درنظر گرفتن جوانب تاریخی واحوالات امیرالمومنین(علیه السلام) ووظیفه ای که بردوش داشت ، زود تحت تاثیر قراربگیریم وحرفهایی رو بگیم که بعد که همه اونها رد شد وواقعیت برای شما اثبات شد شرمنده بشی .  دلم به حال مظلومیت مظلومانی می سوزد که بااین همه جفایی که دیده اند وحتی نگارش این ظلم وجورها با قلم معاندین ودشمنان اهل بیت (علیهم السلام) قلمی شده ، اینطور مورد هجمه ی یک عده بی سواد معاند مریض القلب قرار می گیرد. این که بیان این مطلب حتی به زبان مخالفین هم جاری شده ، نشان ازعظیم بودن حادثه ی اتفاق افتاده دارد وظلمی که براین خاندان رفته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حالم می گیرد ونمی دانم دراین دوران وانفسا چه بگویم وسردرگریبان کدامین اهل دل کنم . دوست دارم همه عالم رابرای این مظلومیت گریه کنم . گریه کنم وبسوزم وخاکستر شوم که مصیبتی این چنین بر پاک ترین موجود این عالم رفته است وآنوقت حرفهایی می شنوی ازجنس نامـــــــردی ونامـــــرادی که طاقت ازکف برون می کند. ولی بدانند که ماهم خدایی داریم که او را روز دیگری است ازبرای منکرین که راه فراری باقی نمی گذارد و وعده خود رامحقق می کند که همانا زمین ازآن مستضعفین ( ضعیف نگه داشته شدگان) است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 20 May 2009 03:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negarejan&amp;postid=184</comments>
<dc:creator>negarejan</dc:creator>
<guid>http://negarejan.blogfa.com/post-184.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اویسیان دیاردوست</title>
<link>http://negarejan.blogfa.com/post-183.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تا اين سخن پيامبرراشنيدند كه هركدام ازشما اگرخواسته اي دارد بگويد تا به اذن الهي به اجابت برسانم ، يكباره به ياد خواسته هايي افتادند كه هميشه برايش نقشه هاي زيادي كشيده بودند اما به سرانجامي نرسيده بود. دل در دلشان نبود. فكرش رابكن ، خواسته اي داشته باشي و پيامبرخدا ضمانت استجابت آن را بدهد. به همديگرنگاه مي كردند و نميدانستند كدام يك ازخواسته هايشان راعرضه كنند. ازميان آنهمه آرزو كه هميشه در اوهام خويش مي ساختند و رسيدن به آن را درخواب هم نمي ديدند بايد يكي را دست چين كرده و بر زبان جاري می کردند تارحمت للعالمين با دعاي خويش كه به درگاه حق مي كند به اذن خدا آن را اجابت كند. مانده بودند چه بگويند ، اما بايد مي گفتند كه به هرحال فرصتي بود كه تنها براي ايشان فراهم شده بود. هيچ كس نمي خواست اولين شروع كننده باشد. خب معلوم است ديگر، آخرين نفرهميشه بهترين انتخاب را مي تواند داشته باشد ، چرا كه همه اقوال راشنيده و مي تواند بهترين انتخاب راداشته باشد . چه بسا آرزويي كه كس ديگر مي كند وتازه تو ، به فكر آن مي افتي و مي گويي اين یکی بهتراست كه بخواهم و چه خوب شد خواسته خويش برزبان نراندم . اما بايد از يكي شروع ميشد. يكي مركبي خوب خواست و ديگري ثروت و آن يكي همسري زيبا رو و ديگري باغي سرسبز و خلاصه هركس خواسته اي  خدمت رسول خدا عرضه داشت. وقتي همه يك به يك خواسته خويش را گفتند ، سرآخـــر پیامبرعرضه داشت كه اگراويس اينجا بود او چيز ديگر مي خواست. همه مانده بودند كه اين چه كلامي بود كه پيامبربر زبان راند. مدينه كجا و اويس كجا ؟ خواسته اويس چه بود كه آنها ازآن غافل بوده و ازقلم انداخته بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;*****************&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; حالا اويس مقيم مدينه بود . اما چه مدينه اي ! شهري كه ديگرمحبوب اويس را درخود نمی دید . آن يكبار هم كه براي ديدن يارمهربان خويش آمده بود محبوب خويش را درشهر نايافته و چون به مادر خود قول داده بود كه به موقع برگردد ، اطاعت امرمادر را واجب شمرده و دوباره بارسفربسته و به ديار خويش برگشته بود. حالا اويس بود و سوالي كه ساليان سال براي عده اي ازصحابه برجاي مانده بود. قضيه را براي اويس مطرح كردند . اويس با حرارتي خاص گفت شما چه از پيامبر خواستيد ؟ آنها نيز يك به يك خواسته هايي كه نزد پيامبرعرضه داشته بودند بيان كردند. ناگهان سكوتي برمجلس حاكم شد. انگار هنوز اويس منتظر شنيدن كلامي بود. اما ديگرحرفي براي گفتن نبود و صحابه همه حرفهاي خويش را زده بودند. اويس سربه زير افكنده بود و به تعمقي شگرف فرورفته بود. بعد ازمدتي سر برداشت و صحابه نيزمنتظر شنيدن پاسخی ازاویس . او گفت  شما چطور ياراني هستيد كه خواسته هايی محدود شما را احاطه كرده و ازخواسته اي بزرگ كه همه آرزوها را دربرمي گرفت غافل شديد. اويس گفت از شما يك نفريكي پيدا نشد تا ازخدا بخواهد پيامبرتان را زنده نگهدارد كه اگر او باشد نعمت تمام است و شما هم متنعم به بهترين نعمت الهي . اگراو باشد خيرو بركت فراگير است. او گفت اگرمن بودم مي خواستم كه خدا پيامبرش رابراي ما نگهدارد تا درپناه آن رحمت واسعه الهي روزگاز گذران كنيم. كلام اويس بود و افسوس كساني که هنوز درالفباي معرفت و محبت مانده اند اما ادعایشان ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; *****************&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; و کلام همینجا بماند که قصدم حدیث نفسی بود که باشما رفیقان همراه خودم داشته باشم که ما نیز در گرو همین خیالات و اوهام به سر می بریم. آیا دوست داشتن ما نیز از جنس محبت اویسیان دیار محبت است . آنانی که درداد و ستد محبت ، همه چیزرا سند به نام دوست زده اند و از منیت و خود محوری ها گذشته و به مرحله رضا رسیده اند. اویس چگونه بود و چگونه می اندیشید . اوحتی نوع نگاهش ازجنس دیگری بود . وقتی منیت ازمیان برود دیگر خودی نمی ماند که برایش آرزوها کند که اگرهم خواسته ای هم هست برای او و درراستای رضایت و محبت وکسب معرفت یار است. از این داستانها و دانستنیها تا دلتان بخواهد می دانم و می دانید، ولی حیف که ازشنیدن فراتر نمی رود و در عمل افتادگانی بیش نیستیم. ما او را می خواهیم ولی خواستنی که استجابت خواسته ما بکند و تازه وقتی به کام  دل میرسیم یادمان می رود که نعمت ازچه گذری و به چه واسطه ای به مارسیده است. اویس فانی محبت شده بود و درمحضر او خودی نمی دید که ادعایی کند. او همه چیز را برای او می خواست که دنیا و آخرت همه بهشت است اگراو باشد که همانا بهشت خود اوست و وقتی درمحضر اویی گویی در بهشت متنعمی  و بس.   &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 20 Apr 2009 18:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=negarejan&amp;postid=183</comments>
<dc:creator>negarejan</dc:creator>
<guid>http://negarejan.blogfa.com/post-183.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
