به همین سادگی

مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 سنت اضافه تر می دهد! می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی ... گذشت و به مقصد رسیدیم . موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟ گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم . با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم! تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد . من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم!!
*****
اربابم امام زمان! روحی لک الفداء
شما را با دنیا عوض نمی کنم. دوستتان دارم. دستم را بگیرید...

بهشت بقیع

امروز سالروز تخریب جانسوز قبور مبارکه ائمه بقیع (علیهم السلام) به دست گمراهان ریشه در سقیفه است . وهابیتی که میوه عناد شجره خبیثه سقیفه بنی ساعده ای است که تمام قد جلو اهل بیت قد علم کرد تا نامی از ایشان بر تارک دنیا نماند . اما کور خواندند که والله یتم نوره.

وبه همین زودی حرمی خواهیم ساخت با نظارت منتقم آل رسول ، خون دل خورده قرنها غربت، امام زمانها و مکانها مهدی صاحب الزمان روحی فداه.

إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدا وَ نَرَاهُ قَرِيبا

امان ز فربت و مظلومی