شهادت مولاتی فاطمه

هنگامى‌كه عمر با يارانش به در خانه اميرمومنان (عليه السلام) آمد تا در صورت ادامه امتناع اميرالمؤمنين از بيعت با خليفه اول، حضرت را به زور به مسجد ببرد، حضرت فاطمه (عليها السلام) پشت در نشسته بود و عصابه بر سر بسته بود و بدن شريفش در عزاى رسول الله بيمار و نحيف شده بود.

ثُمَّ أَقْبَلَ [عمر] حَتَّى انْتَهَى إِلَى بَابِ عَلِيٍّ وَفَاطِمَةَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا وَفَاطِمَةُ قَاعِدَةٌ خَلْفَ الْبَابِ قَدْ عَصَبَتْ رَأْسَهَا وَنَحِلَ جِسْمُهَا فِي وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله.

فَأَقْبَلَ عُمَرُ حَتَّى ضَرَبَ الْبَابَ ثُمَّ نَادَى يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ افْتَحِ الْبَابَ فَقَالَ فَاطِمَةُ يَا عُمَرُ مَا لَنَا وَلَكَ لَا تَدَعُنَا وَمَا نَحْنُ فِيهِ قَالَ افْتَحِي الْبَابَ وَإِلَّا أَحْرَقْنَا عَلَيْكُمْ...

عمر همچنان رفت و نزد در خانه على كه رسيد دق الباب كرد و فرياد زد: اى پسر ابوطالب! در را باز كن! حضرت زهراى اطهر به وى فرمود: ما را با تو چه كار ،‌چرا نمى‌گذارى به عزادارى خويشتن مشغول باشيم!؟ عمر بحضرت فاطمه گفت: در را باز كن! و الا خانه را با شما آتش مى‌زنم!

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏43، ص198تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403- 1983 م

 


بخوانیم و عبرت بگیریم

حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامى که بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالاى سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب مى گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و کارهاى نیک مانع آن مى باشد.
و چنانچه از پائین پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوى مسجد مانع آن خواهد گشت.

متن حدیث:

قالَ(صلى الله علیه وآله) : یُؤْتَى الرَّجُلُ فی قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ رَأسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَهُ الْقُرْآنِ، وَ إذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ یَدَیْهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَهُ، وَ إذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ رِجْلَیْهِ دَفَعَهُ مَشْیُهُ إلىَ الْمَسْجِدِ.

«مسکّن الفؤادشهید ثانى،ص ۵۰»

غریب بی یاور

امروز هفتم صفر سالروز شهادت کریم اهل بیت آقا امام حسن مجتبی علیه السلام است . آن آقای بزگواری که یک عمر مظلومیت را به دوش کشید و صبر را شرمنده خویش کرد . آن امامی که هم بیرون از خانه و هم درون خانه از شر دشمنان در امان نبود. کریمی که که سائلان خانه اش را برای خود پناهگاهی می دانستندکه دستشان را خالی نخواهد گذاشت.آن آقای مظلومی که قاتل مادر را می دید و دم فرو می بست . در بالای منبر بر پدر بزرگوارش لعن و ناسزا نثار می کردند و او که حجت خدا بود مامور به صبر و متانت بود .آری امروز به روایت اصلی و معتبر سالروز شهادت امام دوم ما شیعیان است . بهتر است بدانیم که قول شهادت امروز از روز ۲۸ صفر قویتر است.

باید مرا گلیم مسیر نگار کرد
زیر قدوم فاطمی اش خاکسار کرد
فخر علی و فاطمه بر تو عجیب نیست
جایی که خدا به داشتنت افتخارکرد
من که دست به سمت کسی دراز نکردم
نانت مرا به شغل گدایی دچار کرد
باید به بازوی حسنی ات دخیل بست
ورنه نمی شود که جمل را مهارکرد
خشمت نیاز نیست در آنجا که می شود
با قاسم تو قائله را تارو مار کرد
هرچند آفریده است خدا چارده کریم
اما یکی از آن همه را سفره دار کرد
مارا نشاند سر سفره شما
این کشتی حسین که ما را سوارکرد

 

هویت

حالا دیگر نوجوانان و جوانان ما و خلاصه همه اقشاراز هر رده و دسته سنی که حساب کنی همه را می شناسند جزآنانی که باید . از فلان ورزشکاریا فلان خواننده و بازیگر و... می شناسند و حتی می دانند که کجا می رود و یا به چه رنگی علاقه دارد و یا ایام عید کجا سفردارد و ...... 

ادامه نوشته

فراسوی بودن

اتفاقاتی عجیب امرزه در دنیا با سرعتی زیاد به وقوع می پیوندد که برای عموم مردم عجیب و باور نکردنی است . اتفاقاتی که اگر به ما درچند سال پیش بیان می شد برای ما غیر قابل فهم و درک بود . اما زمانه مارا عادت داده تا هرروز و شب شاهد اتفاقاتی بزرگ و عجیب باشیم .البته از دید انسان روشن بینی که وقایع و رخدادهای پیرامون خود را رصد می کند شاید زیاد........

ادامه نوشته

سه ساله مظلوم

هرجا سخن از رقیه جان می آید
صوت صلوات عرشیان می آید
در مجلس این سه ساله من معتقدم
عطر خوش صاحب الزمان می آید

سالروز شهادت سه ساله دختر سیدالشهدا بی بی حضرت رقیه سلام الله علیها بر تمامی عزاداران تسلیت باد .

خیلی ها دست به دست داده اند تا بانوی سه ساله را منکر شوند ولی حقیقت او بسی بالاتر از این حرفهاست . خیلی حرف دارم که بنویسم اما باشد برای وقتی دیگر

به حق رقیه عجل لولیک الفرج

شهادت اسوه صبرو عبادت

   

شهادت مولای صبر وعبادت تسلیت باد

ضمن عرض تسلیت شهادت  آقا زین العابدین (علیه السلام) توجه شما را به چند حدیث از لسان آن امام همام جلب می نمایم . امید آنکه با بکاربستن و عملی نمودن رهنمودهای معصومین و نه فقط خواندن آنها شیعه عملی آن بزرگواران باشیم . زینت بودن برای امام زمان خویش لذتی دارد که خلاصه آن لبخند مولای در  سفر است.

امام سجاد (علیه السلام):

ای فرزند آدم (ای انسان ، تو) خواهی مُرد و سپس محشور می‌شوی و در پیشگاه خداوند جهت سوال و ‏جواب احضار خواهی شد، پس جوابی (قانع كننده و صحیح در مقابل سؤالها) برایش مهیّا و آماده كن .

تحف العقول: ص 202، بحارالا نوار: ج 70، ص 64، ح 5

 امام زین العابدین(علیه السلام):

دوستان و اولیاء خدا در فعالیّت‌های دنیوی خود را برای دنیا به زحمت نمی‌اندازند و خود را خسته نمی‌كنند ‏بلكه برای آخرت زحمت می‌كِشند.

بحارالا نوار: ج 73، ص 92، ضمن ح 69

 امام سجاد(علیه السلام):

همانا معرفت و كمال دین مسلمان در گرو رها كردن سخنان و حرف‌هایی است كه به حالش ‏سودی ندارد.

همچنین از ریاء و خودنمایی دوری جستن و در برابر مشكلات زندگی بردبار و شكیبا بودن و نیز دارای اخلاق ‏پسندیده و نیك سیرت بودن است.

 تحف العقول: ص 202، بحارالا نوار: ج 2، ص 129، ح 11

امام زین العابدین (علیه السلام) :

هنگامی كه قائم ما ( حضرت حجّت، روحی له الفدأ و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان ‏و پیروان ما بر می‌دارد ودلهای ایشان را همانند قطعه آهن محكم می‌نماید، و نیرو و قوّت هر یك از ایشان ‏به مقدار نیروی چهل نفر دیگران خواهد شد.

خصال: ج 2، ص 542، بحارالا نوار: ج 52، ص 316، ح 12

فرصتی دیگر - 2

غدیرازراه رسید و آنکه توشه خویش برداشت برای فردای خود اندوخته ای در خور جمع آوری کرد . غدیر یک بهانه است تا تودوباره به خود آیی و نو شوی و تمامی وجود خویش را دوباره بازسازی کنی وازحالت روزمرگی که درد جامعه کنونی بشر است بیرون بیایی و ازبالاتر به زندگی نگاه کنی . غدیر و مناسبتهای دیگر همه و همه .........

ادامه نوشته

فرصتی دیگر

نگاهی به تقویم که می اندازم دوباره گذر زود هنگام ایام را به خاطر می آورم و دوباره به فکر فرورفته برای لحظاتی هم که شده گذشته زندگی خودرا مروری چند باره می کنم . هزاران بار تاسف می خورم بابت عمرهای بی برکتی که گذرانده ام و لحظاتی که می توانست بسیار مفید و سودمند بگذرد . لحظاتی که می توانست مثبت و پرفایده در راه تعالی مصروف شود . ولی صد .......

ادامه نوشته

شفاعت

در کتاب «بشارة المصطفى» و «مجالس» شیخ مفید و «أمالى» شیخ طوسى روایت کرده‏اند از شیخ مفید، از ابن قولویه، از حسین بن محمد بن عامر، از مُعَلّى بن محمد، از محمد بن جمهور عَمِّى، از ابن محبوب، از أبو محمّد وابِشى، از أبو وَرْد که گفت: از حضرت امام محمّد باقر علیه‌السلام شنیدم که مى‏گفت: چون روز قیامت بر پا شود، خداوند همه مردم را عریان و پابرهنه در زمین هموارى جمع می‌کند؛ و آنها را در راه محشر به قدرى متوقف می‌دارند که همگى عرق بسیارى مى‏کنند و نفَس‏هاى آنان به شدت میزند، و به قدرى که خداوند اراده کرده است درنگ مى‏کنند؛ و این است معناى گفتار خداوند تعالى: «فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا؛ و در آن وقت (اى پیامبر) نمى‏شنوى مگر صداى آرام و بدون صوت را.»

در این حال منادى از عرش ندا می‌کند: کجاست پیامبر امّى؟ خلایق می‌گویند: این صداى تو به همه رسید و همه شنیدند، آن پیامبر را با اسمش صدا کن!

منادى ندا می‌دهد: کجاست پیامبر رحمت: محمد بن عبدالله؟ رسول‌الله صلّى الله علیه و آله و سلّم بر پا مى‏ایستد، و از همه مردم جلوتر مى‏آید تا اینکه مى‏رسد به حوضى که طول آن به قدر مسافت ما بین أیْلَة و صَنْعَاء است، و در کنار حوض مى‏ایستد. و پس از آن صاحب شما را ندا مى‏کنند؛ او هم به جلو مى‏آید، و در برابر مردم با رسول الله وقوف مى‏کند.

سپس به مردم اجازه داده مى‏شود و آنان به حرکت در مى‏آیند. و در آن وقت، مردم به دو دسته تقسیم مى‏شوند: جماعتى در حوض وارد مى‏شوند، و جماعتى را از حوض دور مى‏کنند و چون رسول‌الله صلّى الله علیه و آله و سلّم ببیند که از محبان ما اهل‌بیت کسى را از حوض دور کنند گریه می‌کند و می‌گوید: اى پروردگار من! شیعه على! اى پروردگار من! شیعه على!

در این حال خداوند فرشته‌اى را مى‏گمارد که از آن حضرت بپرسد: اى محمد! سبب گریه شما چیست؟! رسول الله می‌گوید: چگونه نگریم بر جماعتى که از شیعیان برادرم علىّ بن ابى طالب هستند، و من آنان را مى‏نگرم که از حوض دورشان کرده‏اند، و به جانب أصحاب دوزخ روان ساخته‏اند!؟

خداوند عز و جل می‌گوید: اى محمد! من از گناهان آنها گذشتم، و همه را به تو بخشیدم. و من آنان را به تو و به کسانى که از ذریه تو هستند، و آنان آن ذرّیه را دوست دارند و ولایت آنها را برعهده گرفته‏اند، ملحق ساختم، و آنها را از زمره و جمعیت تو قرار دادم و در حوض تو وارد کردم و شفاعت تو را درباره آنان پذیرفتم و به همین دلیل تو را مکرم و گرامى داشتم.

و حضرت باقر علیه‌السلام گفتند: در آن روز چه بسیار از مردان و زنان گریه کننده‌اى که چون این جریان را ببینند، فریاد مى‏زنند: یامحمداه! و هیچ یک از موالیان ما و از محبان ما نمى‏ماند مگر آنکه در حزب ما قرار مى‏گیرد و با ما وارد در حوض ما مى‏شود.