اندرحواشی دل
بازی بزرگ پایتخت بین دوتیم مطرح کشور یعنی آبی ها وقرمزهابرگزارشد.این بازی همیشه برای خودش دارای حواشی ومسائل مختلفی است که رسانه ملی متاسفانه زیاده ازحد به آن می پردازد.امادرخلال نشان دادن حواشی مختلف این بازی یکی ازشبکه ها دربرنامه ای به یک حاشیه جالب برای این بازی پرداخته بودوآن مربوط میشد به تماشاگرانی که ازشهرهای مختلف کشورازچندروززودتربه تهران رفته بودند تا بازی رابتوانندازنزدیک تماشاکنند.
مصاحبه گربه همراه دوربین خود صحنه های جالب وتامل برانگیزی رابه نمایش گذاشت.هوای سرد وتماشاگرانی که بدون وسائل آسایشی برروی زمین ویاچمن به خواب رفته بودند واین درحالی بودکه بعضی ازآنان حتی ازدوروز قبل برای آنکه بتوانند بلیط بازی رابه دست بیاورند به تهران رفته بودند ودرهمانجا یعنی کناراستادیوم آزادی سکنی گزیده بودند.
شایدبه خودبگوییداین مطالب چیست که نوشته ام.امادوست داشتم شمارادرحسی که به من درموقع دیدن این تصاویر دست داد شریک کنم.
وقتی تصاویر ازجلوچشمان من می گذشت ومصاحبه گزارشکربا افراد راگوش می دادم وعلی الخصوص وقتی یکی ازمصاحبه شوندگان درجواب سوال خبرنگارکه ازاوپرسیده بوداین همه سختی برای دیدن یک بازی فوتبال ارزش دارد؟واودرجواب گفت شماعاشق نیستی تابفهمی، من به فکرفرو رفتم وبه حال خودم افسوس خوردم.
آری کلام اوراکه شنیدم به حال خودم واحسرتایی گفتم وخودراچه کوچک یافتم!آری اوبرای دیدن یک بازی فوتبال چنان مشتاق وعلاقه مند بودکه همه این سختیها راتحمل کرده بود تافقط شاهد 90دقیقه ازبازی فوتبال باشد وبعدهم به دیارخودبرگردد.

به خودم گفتم کاش به اندازه علاقه وعشق اوبه فوتبال به امام زمان(عج) علاقه داشتم ودرراه اعتلای نام اوتلاش می کردم.کاش توان تحمل سختی رادرراه تبلیغ نام ولی الله الاعظم به جان می خریدم.
چه کنم،هرچه به خودمی نگرم جزشرمندگی چیزی نمی یابم،جزعجزوسرافکندگی چیزی ندارم که ارائه دهم.اما می خواهم والتماس می کنم به ساحت قدسیـــــش که مرادریابدومرا یاری ونصرت عطاکند،تابتوانم ذره ای وفقط ذره ای ازالطاف پدرانه ورحیمانه اوراپاسخ دهم.
آری دست به دعـــــا برمی دارم واستغاثه می کنم به محـــــضرمقدسش ومی گویم ای پدرنازنـــــــــــین وای مهربان یار،برفرزندخویش ترحم نما ودست این افتاده دروادی هجران رارهانکن که بی تو بودن مظلمه ای گمراه کننده است دراین وادی حیران وسرگردانی. جزتوطلبی نیست که هرچه داریم ازلطف کریمانه توست که به حق باید گفت :انت کریم من اولاد الکرام.
دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.