معرفت عاشورایی
دوباره شهرمان حال وهوای دیگری به خودگرفت ومنتظران دیارمحرم با تکاپویی دوچندان به فکربرگزاری مراسم دو ماه محرم وصفرهستند تابه اقتدای به مولای خویش صاحب الــــزمان(عج) اقامه عزای آل الله علی الخصوص سیدالشـــــــهدا(ع) راداشته باشند.آری دوباره ایام عزای آل الله ازراه رسید.ایامی که مصیبات عظمای این خاندان رادرسینه ماتم زده خویش دارد.
محرم وصفری که خیل مشتاقان اهل بیت برای رسیدن آن ثانیه شماری می کنند وآنـــگاه که این ایام می رسدبا تکیه به الطاف صاحب محرم وصفرقصدآن دارندتابه نحوی که مرضی رضای آن ذوات مقدسه است به وظیفه خودکه همانا پاسداشت این ایام است به درستی عمل کرده وموجبات تسلی خاطرصاحب عزای واقعی یعنی مهدی فاطمه(عج) رافراهم آورند.
آری محرم وصفردوماه عزای آل الله ازراه رسیدوچه خوب است این بیت شعر که:
ده ماه گریه کردم درحسرت محرم هرچند پرگناهم دل خوش به این دوماهم
وبه راستی همین است برای عزاداران ومحبان وشیفته گان این دوماه.البته ازراه رسیدن این ایام فقط نباید این رادرذهن متبلورکندکه فقط عزاداری وسینه زنی و...
آری همه اینهاازواجبات است که همانا اقامه عزای اهل بیت علی الخصوص سیدالشهدا(ع) ازشعائراست و بایدتعظیم شعائرکردکه هماناسیره اهل بیت (ع) نیزبوده است.
امابی شک همه ماقبول داریم که اشکی که ازروی معرفت ریخته شودبهای دیگری داردوبسیارسازنده نیزخواهدبود.زیادنمی خواهم مطلب راطولانی کنم واساعه کلام کرده باشم.
مطلب دراین است که بدانیم همه مصیبات که برسرآل الله آمده است واوج آن رادرمصیبت عظمای کربلا وعاشورای حسینی شاهدهستیم،همه ازکمی یاران وقلت بامعرفتان دردین وعلی الخصوص نبود ولایت مداران وامام شناسان ودریک کلمه حق شناسان بوده است.
تعجبی نیست که وقتی ببینیم درمیان اصحاب کفرکه به قتال بافرزندرسول خدا (ص) برخواستند،افرادی بودندکه محضررسول خدارادرک کرده ودیده بودند اکرام ایشان رانسبت به نوه گرامی خویش امام حسین(ع).
انهاهمه درچه چیزخلاصه میشود؟همه درکمبودمعرفت ونداشتن بصیرت دردین تاجایی که صاحبان دین ومفسرواقعی قرآن وامام برحق راخارجی می پندارند وآنگاه یزید سگ بازشراب خوارراصاحب دین وپیشوای مسلمانان می پنداردند.
همه اینهاازدردنادانی وکمبودبصیرتی است که امامان مادادسخن سرداده انددراین مطلب که باید هرمسلمان ومومنی دردین خویش صاحب فهم ودرک شودکه همانا تمامی انحرافات ازهمین جهل ونادانی سرچشمه می گیرد.
انسان حق طلب ویک ذهن پرسشگر برایش این سوال پیش می آید که چه مشود اسلام پوستین وارونه به تن می کندوردای خلافت ازدوش امیرالمونین علی(ع) به یغما می رودوتاراج دین ثمـــره اش آن می شود که زهرای مرضیه(س) درجوانی به شهادت می رسد وپس ازآن است که آغازمصیبات براهل بیت که ذوی القربای پیامبرندراشاهدهستیم وکاربدانجامی رسدکه این مردم کج فهم بی معرفت بی بصیرت ،با علی مرتضی (ع) وحسن مجتبی(ع) آنگونه تامی کنندوکاررابدانجا می رسانند که یوسف زهراحسین(ع) رابالب تشنه درکنارشط فــــــرات باشرح وقایعی که خودمی دانید به شهادت می رسانند.
خوب است داستان آن مردوعلی(ع) راکه گویا درجنگ جمل رخ دادرابرایتان بیان کنم که درس آموزی بزرگ برای تمامی دورانهاست:
درجنگ جمل فردی درمیانه جنگ متوقف شدوشکی که برایش پیش آمده بودمانع ازجنگیدن اوشدوبه پیش امیرعالم علی(ع) رفت وگفت: یاعلی(ع) برای من مسئله ای پیش آمده که مراازادامه جنگ بازداشته است؟ حضرت گفتندسوال تو چیست؟ گفت :درمیانه جنگ به این مطلب رسیدم که دریک طرف جبهه همسرپیامبروطلحه وزبیرواصحابی دیگرازسول خداقراردارندودرطرف دیگرتوکه دامادپیامبری بایارانی چون ابوذرومقدادو..قرارداری!
برای من این سوال شدکه هردوصحابی رسول خداهستند!پس حق باکیست؟علی(ع) فرمود:ای مردمشکل تواین است که حق برتو مشتبه گشته وحق رانمی شناسی؟ حق رابشناس تاافرادآن رانیز بشناسی.
درهمینجامطلب رابه پایان می رسانم وامیددارم که به حرمت امام حسین(ع) همه مابامعرفتی صدچندان به اقامه عزای مولای غریب خویش بپردازیم که هرچه داریم ازمحبت این خاندان گرام است وعزاداری ماتحفه ای ناقابل وابراز همدردی است باصاحب عــزا، طالب خون کربــــــــــــلا امام زمان روحی فداک.
دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.