شهادت تاریخ/قسمت سوم
قسمت اول : هجوم به خانه فاطــــــمه(س) درآیینه وحی
درکتب تشیع وجماعت عامه به روایات زیادی برمی خوریم که حکایت ازابتلاء اهل بیت (ع) به رنجها وسختیهایی است که پس از رحلت پیامبر با آن روبرو می شوند واین درحالی است که روایات بسیاری درحد تواترنقل شده است که الزام می آورد برمحبت وپیروی ازایشان.

1- روزی پیامبر خدا(ص) در بین راه رفتن سرمبارک خود رابرشانه ی امیرمومنان نهاد وگریست؛ علی(ع) عرض کرد:چه چیز شمارابه گریه آورده است؟ رسول خدا(ص) فرمودند:
گروهی ازتوکینه ها دردل دارند وآشکارنخواهند کرد تا آن هنگام که من از دنیا روم.(1)
2- روزی رسول خدا(ص) به امیرمومنان(ع) خبرازمشکلاتی می داد که پس ازرحلت آن حضرت برای وی ایجاد خواهد شد؛ سپس سخن پیامبر(ص) دراین باره به طول انجامید تا آنکه علی(ع) عرض کرد:
شمارابه خدا وبه حق خویشاوندی که بین ماست، سوگند می دهم:ازخداوند مرگ مرا تقاضاکنید!(2)
3- امیرمومنان(ع) روزی بیمارشد وبه بسترافتاد.عمر وابابکرازجمله کسانی بودندکه ازآن حضرت عیادت نمودند.هنگامی که پیامبر(ص) حال علی (ع) راازآن دو جویا شدند، درجواب گفتند: بیم آن می رودکه اوازبیماری برنخیزد! پیامبر(ص) فرموددند:
هرگز! اوازدنیا نمی رود تا آنکه خیانتی بزرگ براورواشده وبراو ستم شود.(3)
********************************************************************************
1- شرح ابن ابی الحدید:4/ 107ومراجعه شود به: الریاض النضره:651؛ مناقب خوارزمی :65؛ مجمع الزوائد:9/118؛ کنزالعمال:13/176؛ ینابیع الموده:1/134.
2- شرح ابن الحدید:4/108
3- شرح ابن الحدید:4/106،مستدرک حاکم:3/139؛ الخصائص سیوطی:2/124؛ مختصرتاریخ دمشق:18/33.
دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.