غربت بی منتها
مهدی جان
ای کاش اهل عالم می دانستند که با آمدنت،چه سعادتی به آنان روی خواهدآورد که نه چشمی آن را دیده ونه گوشی آن را شنیده.
ای کاش مسیحیان جهان می دانستندکه مسیح(ع) خود دلداده ی توست وبرای ظهورت لحظه شماری می کند.
تا ازآسمان فرودآیدودرنمازبه تواقتدا نماید وپیروان خویش رابه تبعیت ازتوفراخواندکه اگرعیسی(ع) بنابه ضرورت وبرای اتمام حجت، مرده ای رازنده می کرد، توای مقتدای مسیح(ع) زمین و زمان،انسان وجهان و اسلام وقرآن را زنده خواهی کردای کاش کلیمیان جهان می دانستند که نه تنها ید بیضا، بلکه عصا وسنگ موسی(ع)،الواح تورات وانگشترسلیمان وتمام مواریث انبیاء درنزد توست.
موسی(ع) منجی بنی اسرائیل بود، تومنجی عالم بشریتی، موسی(ع) بایک فرعون درافتاد؛ توهمه ی طاغوت های عالم وهزاران فرعون را به جای خویش نشانده و فرعونیت را ریشه کن خواهی کرد.
شما را« یوسف زهرا » صدا می زنند وبه یوسف تشبیه می کنند.
آن گاه که برادران خطا کاریوسف به محضراوشرفیاب شدند، یوسف(ع) آن ها را مورد خطاب قرارداد که:هیچ می دانید با یوسف و برادرش چه کردید؟
بلافاصله بانویی قد خمیده دربرابرم مجسم می شود که مرا ویکایک شیعیان ومردم جهان را موردخطاب و عتاب قرارمی دهد که«هیچ می دانید با یوسف من چه کردید؟» هیچ می دانید دراین 1169سال که ازشروع غیبتش می گذرد بر مهدی من چه گذشته است؟ ازاشک های غریبانه اش با خبرید؟ ازغصه ها وقلب پرازخونش چه می دانید؟ برای خلاصی او از زندان غیبتش چه کردید؟ چرا برای رهایی او ازغربت و غیبت و مظلومیت دعا نمی کنید؟ بدانید؛
دلی شکسته ترازمن درآن زمانه نبود
دراین زمانه دل فرزند من شکسته تراست
ای کاش لااقل شیعیانت ذره ای ازغربت و مظلومیت تو را درک می کردند وبا رفتار وگفتارخویش، نمک برزخم های دلت نمی پاشیدند.
دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.