به ياد غدير
خیلی دوست داشتم که به مناسبت ایام مبارکه غدیر خم و هفته ولایت مطالب وتذکاری دربزرگداشت این روزها قلمی کنم که متاسفانه به علت کم توفیقی نتوانستم این امررابه انجام برسانم ؛ اما حال که این فرصت دست داده دوست دارم برای این روزها بنویسم و برایتان درددلی دوستانه داشته باشم.
همه ما دررابطه با ايام غدیر واتفاقاتی که دراین روزها افتاده است اطلاعاتی داریم ، ولی آنچه مشخص است آنکه ، دانسته های ما بسیار کمترازآن چیزی که اتفاق افتاده و بايد توجه داشت كه غدیرصرفا به تک جمله من کنت مولا فهذا علی مولا ختم نمی شود و گستره غدیر بسی فراترازآن چيزياست که دراذهان مردم نقش بسته است وباید دانست که غدیر جریانی است کهپا به پاي رسالت ومبعث مطرح بوده وتا آینده تاریخ نیز ادامه خواهد داشت.
قضایای غدیر خم ازحج وخطبه هایی که حضرت ختمی مرتبت درمراسم حج ایراد کرده اند شروع می شود ، آنجايي كه حضرتش با زمینه چینی مناسب به استقبال این امر مهم رفته اند . زمانی که جبرئیل امین این واسطه مهربان وپیام آورکلام الهی سه بار برحضرتش پیاممي آورد که بایستی این امر(ولایت وامامت علی (علیه السلام)) را به همگان اعلام داری ، درمنطقه ای به نام جحفه همگان را دستور به جمع شدن داده و امرمي كنندآنانی که جلوتر رفته اندبازگشته وبرای آنانی که درراه مانده اندنيز صبر مینمايند تا به ایشان ملحق شوند ، که همین موضوع نيزدارای رازورمزی است که شاید یکی ازآنها تذکر به این مطلب باشد کهيك مسلمان پيرو نه جلوترازرسول خداحركت مي كند ونه عقب ترازاو ، بلکه همیشه با اوودركناراو گوش به فرمان ولي خدا مي ماند !

.به هرحال مردمان درحیرت که رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) رابا ایشان چه کار که دراین گرمای سوزان که مردمان برای پناه ازاین گرما یا به سایه مرکب های خود پناه برده و یا آنکه عبای خود را برای درامان ماندن از حرارت آفتاب صحرا، بالای سر گرفته اند ، فراخوانده وآنها را خبراز امری مهم می دهد.
پيامبر رحمت پس ازآنكه همگان را جمع مي كند بربالاي منبري ازجهاز شتران رفته و خطبه تاريخي وغراي خود را براي عالميان ايراد مي كند . به زيباترين شكل ممكن حمد وثناي پروردگار خويش فرموده و حضرت باري تعالي را براي همگان معرفي مي كند . پس ازآن سراغ پيام و ابلاغ خداوند رفته و امر حق ودود را به مردمان ابلاغ مي فرمايد ومعيار دوستي و دشمني با خدا را بيان مي فرمايد .
خدا مي داند كه حضرتش با چه بيم واميدي خطابه را بيان كرده . ازيك طرف امر الهي وراه سعادت را مي بيند وازيكسو منافقين رياكاري كه منتظرند تا رسول مهربانيها از اين ديار رخت بربسته تا مقاصد شوم و كثيف خويش را به اجرا گذارند . حضرتش آينده را مي نگرد و آنچه باعلي (عليه السلام) و زهرا (سلام الله عليها) خواهد شد . ادامه دارد
دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.