بصيرت - قسمت دوم
براي آنكه مسئله براي دوستان علاقه مند روشن گردد نقل داستاني از تاريخ مي تواند بسيار راهگشا باشد تا با با ديدي بصير به موضوع نگاه كرده و ازآبشخور معارف علوي سيراب گرديم. فردي در حين كارزار جمل به علت نداشتن همين بصرت ديني دست ازجنگ مي كشد . او مي بيند كه در يك سمت لشكر، همسر پيامبر(عايشه) و طلحه و زبير قرار دارند و درطرفي ديگر اميرالمونين(عليه السلام) و جمعي ديگر از صحابه. ناگاه در وادي حيرت قرار مي گيرد و درميانه كارزار دست ازجنگ كشيده و به محضر مولايمان شرفياب شده و سوال تاريخي خود را مطرح مي كند. سوالي كه به جرات مي توان گفت سوال بسياري ازمردمان هرزمان است وبه قولي مردم را دچارسر درگمي و حيرت مي كند . آنجايي كه به قول عاميانه مي گوييم هردو طرف نماز مي خوانند و روزه مي گيرند . پس حقيقت كجاست . آنجايي كه افراد ملاك قضاوت قرار مي گيرند و نامها هستند كه مي خواهند مسير حق را مشخص كنند .
اما مولاي ما كه امير عرصه كلام است و حقيقت ازاو ريشه مي گيرد و هرمعرفتي مزين به نام نامي اوست جوابي به او مي دهند كه راهگشاي تمامي ادوار و ازمنه است. با كلام برگرفته از وحي اينگونه او رامورد خطاب قرارمي دهد كه : "امر برتو مشتبه شده است و مشكل تو آنجايي است كه افراد را معيار حق و باطل گرفته اي و نه خود حقيقت را. تو حق و باطل رابشناس تا افراد آن را بشناسي" .
جوابي كوتاه اما به گستره فهم تاريخ تا هرفرداز هرآييني به آن دست يازد و باروشن گري معارف آن ، خود را ازمهلكه هاي دوران نجات بخشد . اين كليد راهواري است كه ديدي جامع نگر را به جوينده راه حق و حقيقت عطامي كند تا درپناه آن ازگردنه هاي شبهه و تاريكي هاي دوران جان سالم به دربرده و با اعتقادي راسخ طي طريق نمايد و ديگر نامها و القاب حجاب راه او نگردد كه نامها و القاب نيز به اعتبار حق و صراط مستقيم است كه جلوه اي دارند .
پس حقيقت ملاك قضاوت است و سپاه حق را سپاهياني است كه برمحور حق و حقيقيت گردآمده اند . اينجاست كه ديگر مظاهر دنيوي رنگ مي بازد و جوينده راه حق باديدي جامع نگر همه چيز را زير نظر مي گيرد و با بصيرتي كه پيداكرده است همه چيز را رصد خواهد كرد و عناوين و سمتها و درجات علمي و ... موقعي براي او ارزش خواهند داشت كه با معيار او سنجيده شوند .
و مسئله اي كه بسيار مهم مي باشد آن است كه اگر راه صواب و درست راپيدا كرديم در برابر آن تمكين كرده و ديگر بر راه اشتباه خود پافشاري نكنيم كه اگر اينگونه نباشد موضوع رنگ ديگري به خود گرفته و آن عناد و لجبازي با راه حق و حقيقت خواهد بود.
آنگاه كه فهميديم راه صواب و درست كدام است بايستي جهالت را كنارگذاشته و به همه بافته هاي ذهن پشت پا بزنيم و دراين راه نفس را به زير پاگذاشته و از نو شروع كنيم و بدانيم همين قدر كه موضوع برايمان روشن گشته از الطاف الهي بوده است كه مي توانست نباشد و تا آخرين لحظه حيات درسياهي و جهالت طي طريق نماييم. حتي ممكن است كه در آن راه اشتباه خود ساليان سال زحمت و مرارت را به جان خريده باشيم و دل كندن ازآ ن مدارج علمي و بافته هاي ذهني برايمان سخت باشد ، اما بايد بدانيم كه كرنش دربرابر حق وظيفه هرانسان خداجو و طالب راه حقيقت است كه خدا به او لطف كرده و به او بصيرتي ارزاني داشته است كه مي تواند راه حق را از باطل تمييز داده و خود را ازمهلكه نابودي و فنا حفظ كند .
و نكته آخركه شاه كليد بحث است آنكه دراين راه بايستي بامدد ازحضرت حق و واسطه فيض او امام زمان (عجل ا... تعالي فرجه الشريف) كه كليد تمامي معارف دين در اختيار اوست راه پيمود و ازدستگيري آن جناب فراموش نكرد كه اگر او گوشه نگاهي كند كار عالميان به سامان خواهد بود .
دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.