براي آنكه مسئله براي دوستان علاقه مند روشن گردد نقل داستاني از تاريخ مي تواند بسيار راهگشا باشد تا با با ديدي بصير به موضوع نگاه كرده و ازآبشخور معارف علوي سيراب گرديم. فردي در حين كارزار جمل به علت نداشتن همين بصرت ديني  دست ازجنگ مي كشد . او مي بيند كه در يك سمت لشكر، همسر پيامبر(عايشه) و طلحه و زبير قرار دارند و درطرفي ديگر اميرالمونين(عليه السلام) و جمعي ديگر از صحابه. ناگاه در وادي حيرت قرار مي گيرد و درميانه كارزار دست ازجنگ كشيده و به محضر مولايمان شرفياب شده و سوال تاريخي خود را مطرح مي كند. سوالي كه به جرات مي توان گفت سوال بسياري ازمردمان هرزمان است وبه قولي مردم را دچارسر درگمي و حيرت مي كند . آنجايي كه به قول عاميانه مي گوييم هردو طرف نماز مي خوانند و روزه مي گيرند . پس حقيقت كجاست . آنجايي كه افراد ملاك قضاوت قرار مي گيرند و نامها هستند كه مي خواهند مسير حق را مشخص كنند .

اما مولاي ما كه امير عرصه كلام است و حقيقت ازاو ريشه مي گيرد و هرمعرفتي مزين به نام نامي اوست جوابي به او مي دهند كه راهگشاي تمامي ادوار و ازمنه است. با كلام برگرفته از وحي اينگونه او رامورد خطاب قرارمي دهد كه : "امر برتو مشتبه شده است و مشكل تو آنجايي است كه افراد را معيار حق و باطل گرفته اي و نه خود حقيقت را. تو حق و باطل رابشناس تا افراد آن را بشناسي" .

جوابي كوتاه اما به گستره فهم تاريخ تا هرفرداز هرآييني به آن دست يازد و باروشن گري معارف آن ، خود را ازمهلكه هاي دوران نجات بخشد . اين كليد راهواري است كه ديدي جامع نگر را به جوينده راه حق و حقيقت عطامي كند تا درپناه آن ازگردنه هاي شبهه و تاريكي هاي دوران جان سالم به دربرده و با اعتقادي راسخ طي طريق نمايد و ديگر نامها و القاب حجاب راه او نگردد كه نامها و القاب  نيز به اعتبار حق و صراط مستقيم است كه جلوه اي دارند .

پس حقيقت ملاك قضاوت است و سپاه حق را سپاهياني است كه برمحور حق و حقيقيت گردآمده اند . اينجاست كه ديگر مظاهر دنيوي رنگ مي بازد و جوينده راه حق باديدي جامع نگر همه چيز را زير نظر مي گيرد و با بصيرتي كه پيداكرده است همه چيز را رصد خواهد كرد و عناوين و سمتها و درجات علمي و ... موقعي براي او ارزش خواهند داشت كه با معيار او سنجيده شوند .

و مسئله اي كه بسيار مهم مي باشد آن است كه اگر راه صواب و درست راپيدا كرديم در برابر آن تمكين كرده و ديگر بر راه اشتباه خود پافشاري نكنيم كه اگر اينگونه نباشد   موضوع رنگ ديگري به خود گرفته و آن عناد و لجبازي با راه حق و حقيقت خواهد بود.

آنگاه كه فهميديم راه صواب و درست كدام است بايستي جهالت را كنارگذاشته و به همه بافته هاي ذهن پشت پا بزنيم و دراين راه نفس را به زير پاگذاشته و از نو شروع كنيم و بدانيم همين قدر كه موضوع برايمان روشن گشته از الطاف الهي بوده است كه مي توانست نباشد و تا آخرين لحظه حيات درسياهي و جهالت طي طريق نماييم. حتي ممكن است كه در آن راه اشتباه خود ساليان سال زحمت و مرارت را به جان خريده باشيم و دل كندن ازآ ن مدارج علمي و بافته هاي ذهني برايمان سخت باشد ، اما بايد بدانيم كه كرنش دربرابر حق وظيفه هرانسان خداجو و طالب راه حقيقت است كه خدا به او لطف كرده و به او بصيرتي ارزاني داشته است كه مي تواند راه حق را از باطل تمييز داده و خود را ازمهلكه نابودي و فنا حفظ كند .

و نكته آخركه شاه كليد بحث است آنكه دراين راه بايستي بامدد ازحضرت حق و واسطه فيض او امام زمان (عجل ا... تعالي فرجه الشريف) كه كليد تمامي معارف دين در اختيار اوست راه پيمود و ازدستگيري آن جناب فراموش نكرد كه اگر او گوشه نگاهي كند كار عالميان به سامان خواهد بود .