مظلوم تاریخ - قسمت اول
آنجایی که دلت حسابی می گیرد و احساسی غریب و مرموز تمامی وجــــــــودت را فرا می گیرد و آنگونه که می خواهی کاری ازدستت برنمی آید تا انجام دهی و از سویدای دل و با تمامی وجــود می سوزی و می سازی ، لحظه ی خوبی برای دعاکردن است ، زیرا که دلت شکسته است و دل بشکسته و درمانده را خریدار خوبی چون خداوند رحمان است .
وقتی می بینی جاهلی که هیچ از قرآن نمی داند و فقط و فقط فریب سیاست بازیهای دوران را خورده و بر طبل اسلام ستیزی می کوبد ، اوراق قرآن عزیز ما را که کلام حضرت داور و معجزه ی حضرت ختمی مرتبت است را به باد اهانت و استهزاء گرفته ، بدجور دلت هوای انتقام می کند و دندانهایت را به روی هم فشار می دهی و با خود زمزمه داری که اگرخـــدا اذن دهد و مولای غریبمـــــان ظهور کند ، حساب همه ی این نا اهلان معاند را یکسره می کنیم و داد قرنها ظلم وستم را که برپیکره قرآن وعترت رفته را باز می ستانیم.
دوربینها و خبرگزراریها همه و همه این جنایت را رونمایی کردند و جایی برای ما نماند تا فریادی بزنیم که همه و همه ازیک آبشخور که همان یهود عنود است تغذیه می شوند . چهره ات بر تصاویر جعبه جادو خیره خیره می ماند و باور نمی کنی که دانشنامه علوم اهل بیت(علیهم السلام) ، قرآن کریم ، که هرچه می خواهیم و می جوییم را خدای منان درآن برای ما قرار داده است اینگونه نااهلان و از خدابی خبران هتک حرمت کنند.
درمیان این هیاهوها ذهنت متوجه مطلبی می شود و ذهن پرسشگر تو را در ورای این موضوعات و دسیسه ها به ورطه ای دیگر سوق می دهد تا با دیدی متمایز به این جریان نظاره کنی .
با خود اندیشه می کنی که امروز قرآن صامت را هتک حرمت کردند و خدا صبوری نمود و این جای تعجب ندارد که به گواه تاریخ دیده ای و شنیده ای که صبر خدا خیلی بالاتر از اینهاست و خدا دست نوع بشر ر ا تا روز موعود بازگذاشت تا هر چه می خواهد جولان دهد و یکه تازی کند . او را آزاد گذاشت تا با اقتدای به نفس خویش و دورماندن از صراط مستقیم و پیروی از هواهای نفسانی و اوامر شیطان بیرونی هرچه خواهد انجام دهد و به خیال خویش چند روزی را بر اریکه قدرت تکیه زند و مظلومان و مومنان خدای را در مهجوریت و استضعاف نگه دارد .
اوراگذاشت تا حرمت فاطمه (سلام الله علیها) را بدرد و مظهر عصمت الهیه را در بین در و دیوار مجروح کند و محسن عزیزش را شهید نماید . او را رخصت داد تا بیست و پنج سال حجت بالغه ی الهی مظهر حی متعال و دارنده علم اولین و آخرین علی(علیه السلام) را خانه نشین کرده و نظاره کند که شقی ترین افراد با شمشیر کینه و عداوت برآمده از جهل و بی معرفتی فرق مبارک امام همه زمانها را دوتا کرده و او را درمحراب نماز به شهادت برساند.
او را رخصت داد تا امام مجتبی (علیه السلام) را باغربت و مظلومیت تنها گذاشته و سرآخر نیز به دست همسرش به شهادت رسد و بدن مطهرش آماج تیرهای حقد وکینه گردد .
دست ابناء بشررا بازگذاشت تا سید جوانان اهل بهشت را با لب تشنه ، غریب و تنها درکنار نهر فرات سر از پیکر مطهرش جدا کند و اولاد و اهل بیت او را با آن وضعیت رقت بار به اسارت ببرد .
و این میراث مظلومیت به فرزندان ایشان به ارث رسید و هرکدام ایشان با بی رحمی تمام آماج حملات مادی و معنوی معاندین قرار گرفتند و آخر کار نیز همچون اجداد طاهرینشان باقدری که مجهول مانده بود به شهادت رسیدند . ادامه دارد
دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.