آنجایی که دلت حسابی می گیرد و احساسی غریب و مرموز تمامی وجــــــــودت را فرا می گیرد و آنگونه  که می خواهی کاری ازدستت برنمی آید تا انجام دهی و از سویدای دل و با تمامی وجــود می سوزی و می سازی ، لحظه ی خوبی برای دعاکردن است ، زیرا که دلت شکسته است و دل بشکسته و درمانده را خریدار خوبی چون خداوند رحمان است .

وقتی می بینی جاهلی که هیچ از قرآن نمی داند و فقط  و فقط  فریب سیاست بازیهای دوران را خورده  و بر طبل اسلام ستیزی می کوبد ، اوراق قرآن عزیز ما را که کلام  حضرت داور و معجزه ی حضرت ختمی مرتبت است را به باد اهانت و استهزاء گرفته ، بدجور دلت هوای انتقام می کند و دندانهایت را به روی هم  فشار می دهی و با خود زمزمه داری که اگرخـــدا اذن دهد و مولای غریبمـــــان ظهور کند ، حساب همه ی این نا اهلان معاند را یکسره می کنیم و داد قرنها ظلم وستم را که برپیکره قرآن وعترت رفته را باز می ستانیم.

دوربینها و خبرگزراریها همه و همه این جنایت را رونمایی کردند و جایی برای ما نماند تا فریادی بزنیم  که همه و همه ازیک آبشخور که همان یهود عنود است تغذیه می شوند . چهره ات بر تصاویر جعبه جادو خیره خیره می ماند و باور نمی کنی که دانشنامه علوم اهل بیت(علیهم السلام) ، قرآن کریم ، که هرچه می خواهیم و می جوییم را خدای منان درآن برای ما قرار داده است اینگونه نااهلان و از خدابی خبران هتک حرمت کنند.

درمیان این هیاهوها ذهنت متوجه مطلبی می شود و ذهن پرسشگر تو را در ورای این موضوعات و دسیسه ها به ورطه ای دیگر سوق می دهد تا با دیدی متمایز به این جریان نظاره کنی . 

                                                    وصبح آمدنی خواهد بود......

با خود اندیشه می کنی که امروز قرآن صامت را هتک حرمت کردند و خدا صبوری نمود و این جای تعجب ندارد که به گواه تاریخ دیده ای و شنیده ای که  صبر خدا خیلی بالاتر از اینهاست و خدا دست نوع بشر ر ا تا روز موعود بازگذاشت تا هر چه می خواهد جولان دهد و یکه تازی کند . او را آزاد گذاشت تا با اقتدای به نفس خویش و دورماندن از صراط مستقیم  و پیروی از هواهای نفسانی و اوامر شیطان بیرونی هرچه خواهد انجام دهد و به خیال خویش چند روزی را بر اریکه قدرت تکیه زند و مظلومان و مومنان خدای را در مهجوریت و استضعاف نگه دارد .

  اوراگذاشت تا حرمت فاطمه (سلام الله علیها) را بدرد و مظهر عصمت الهیه را در بین در و دیوار مجروح کند و محسن عزیزش را شهید نماید . او را رخصت داد تا بیست و پنج سال حجت بالغه ی الهی مظهر حی متعال و دارنده علم اولین و آخرین علی(علیه السلام)  را خانه نشین کرده و نظاره کند که شقی ترین افراد با شمشیر کینه و عداوت برآمده از جهل و بی معرفتی فرق مبارک امام همه زمانها را دوتا کرده و او را درمحراب نماز به شهادت برساند.

او را رخصت داد تا امام مجتبی (علیه السلام) را باغربت و مظلومیت تنها گذاشته و سرآخر نیز به دست همسرش به شهادت رسد و بدن مطهرش آماج تیرهای حقد وکینه گردد .

دست ابناء بشررا بازگذاشت تا سید جوانان اهل بهشت را با لب تشنه ، غریب و تنها درکنار نهر فرات سر از پیکر مطهرش جدا کند و اولاد و اهل بیت او را با آن وضعیت رقت بار به اسارت ببرد .

و این میراث مظلومیت به فرزندان ایشان به ارث رسید و هرکدام ایشان با بی رحمی تمام آماج حملات مادی و معنوی معاندین قرار گرفتند و آخر کار نیز همچون اجداد طاهرینشان باقدری که مجهول مانده بود به شهادت رسیدند .                                                                                                                                                      ادامه دارد