جانی تازه
الان که این سطور را برای شما قلمی می کنم آخرین ساعات سال 1389شمسی است و چیزی نمانده تا قدم در سال 1390 بگذاریم. اعداد را راحت جابجا می کنیم و به جای 89 عدد 90 را جایگزین کرده و همینطور به این پاک کردن ونوشتن ادامه می دهیم تا...
سال 1389 هم مثل تمامی سالهای گذشته از عمرما گذشت و خوب که دقت می کنی هرسال برای تو از سال قبل سریعتر و تندتر می گذرد و انگار که سالها برای سریعتر آمدن با یکدیگر در حال مسابقه اند . سال که نو می شود مردم به تکاپو می افتند و شروع به تمییز کردن خانه و مغازه و... می افتند و سعی می کنند هم نظافت کرده و هم اشیایی که در این یکسال بیهوده جمع کرده اند را به فراموشی بسپارند. لباسهای نو می خرند ، میوه و شیرینی عید را مهیا می کنند و شهرها را آزین بسته و گلهای تازه در باغچه ها می کارند و خلاصه همه آن کارهای که مخصوص آمدن سال جدید است و شما از من بهتر می دانید را انجام می دهند .
اینها همه سنت های خوبی است و الحق و الانصاف خوب موقعیتی است تا کارهایی را که باید انجام می داده ایم و تا حال فرصت انجام آن را نداشته ایم به این بهانه اقدام کرده و رنگ ورویی تازه به زندگی مادی خویش بخشیم . همه این کارها خوب است ، اما انسانی که از نشانه ها درس می گیرد و سعی می کند گوش به زنگ هشدارهای زمانه باشد از ورایی دیگر هم به این اوضاع و احوال می پردازد.

به راستی چه قدر به فکـــــــــــر نوشدن و آزیین بستن خود و دور ریختن آن چیزهایی هستیم که ما را مکدرکرده است. در نوشدن رفتار و کردارخویش و مزین شدن به صفات حسنه و دور شدن از رذائل اخلاقی چه قدر مشتاقیم . آیا وقتی ازاین بهتر می توان یافت که مروری به گذشته داشته باشیم و کارنامه یکسال گذشته خویش و شاید بهتر باشد بگویم سالیان گذشته از عمر را مروری کرده و ببینیم در این گذران عمر چه کرده ایم و چه به دست آورده ایم و چه چیزهایی را از دست داده ایم. آیا گذشته ما برشعف ما می افزاید و یا خدای ناکرده چون من عاصی گنه کار برگذشته خویش افسوس خورده و دست پشت دست زده و گذشته را حسرت می خورید. حتی بهترین بندگان خدا نیز وقتی به گذشته می نگرند ازبابت گذشته خویش باز هم نگرانند و می گویند می توانستیم بهتر از این از زمان و عمر خویش بهره ببریم .
آری زمان می رود وما را با اعمال و رفتار و کردارانجام شده تنها می گذارد . زمان را برگشتی نیست و با هیچ ثروتی نمی توان حتی یک ثانیه آن را به دست آورد . گذشته هرچه بوده رفته و باز نخواهد گشت پس عاقل آن است که گذشته را عبرت خویش بداند و بنایی جدید برای زندگی خویش گذاشته و همت کرده از فرصت باقیمانده ای که هیچ کس نمی داند به چه میزان است استفاده کرده و در راه رضای خدا و ولی او امام زمان (روحی فداه) قدم بردارد و هر روزسعی وافر کند تا قدمی به او نزدیک شده و با توبه و انجام عمل صالح و دوری از زشتیها و بدیها جان و روح مکدر خویش را صیقل داده و به سوی نورانیت و روحانیت قدم برداشته و بداند که هیچ کس جز خود او مسئول اعمال خویش نیست . سالیان و زمانه ها می گذرند و ما هستیم که می آییم و می رویم و مهم آن است که دراین آمــــدن و رفتن ارتقای رتبه گرفته ایم یا نه خدای ناکرده در ورطه سقوط قرار گرفته ایم . هرکس خود بهتر می داند چه می کند و دردل سودای چه دارد که بهترین راه وجدان است که بیابی خود را .
دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.