و صدها سال است که نیمه ماه عاشقی بی تو به سر می شود و ما حسرت به دل ، میلادیه شما را به جشن می نشینیم . جشنی که اندوهی هزارساله را در زیر پوست خود دارد . چه جشنی و سروری وقتی شما نیستی تا ما در حضورت تبریک میلاد  گوییم و مصافحه ای داشته و عطر دل انگیز و روح بخشتان را به تن خسته و رنجورمان بدمیم و جان بگیریم و زنده  شویم که دم مسیحا نیز از دم توست که زنده می کند و به هوش می آورد .
اما همه ی این بساط مهرورزی و عاشقی بهانه ای است ای مهربان که یاد شما را زنده کنیم و به عالم و آدم برسانیم این پیام مهربانی را که شما حضرت آقا می آیی و ما امید وارانه تو را می خوانیم که امید کلید راه نجات است و فضل الهی واسع و دست خدا باز تا ولی خود را به مردمان خسته ی زمانه برساند و زمین را آکنده کند از عطر نام دلبرانه شما . و مردمان در بهشت وجود شما حلقه زده پای درس زندگی شما بیاموزند آنچه فراموش کرده اند و بیابند خود را و بفهمند معنای حضورتان را و افسوس خورند که چرا کم خواستند شما را و نکردند دعایی و عملی تا که این موعد بهاری زود تر به مشام جان آدمیان برسد .
این نیمه عاشقی بهانه ای است تا زنده تر از همیشه به فردای ظهورتان چشم بیفکنیم و نا امیدی را برهانیم که یاس از درگاه حق گناهی بس عظیم است آنجا که خود مهربان خدایمان فرموده است بعد از شرک به خدا نا امیدی از درگاهش بالاترین و قبیح ترین اعمال است و به را ستی مگر جزاین است که خدا برای مردمانش جزخیر و خوبی و عطوفت و یکرنگی  چیزی بخواهد و اگر جزاین می شود ماییم که سنت او را زیر پا می گذاریم و به سنتهای خود عمل می کنیم و آخر کار آنی می شود که نباید میشد.
آری خدا نیز منتظر است که خود فرمود انی معکم من المنتظرین . پس هر دل آگاهی این نوید و بشارت را به دل نوش جان می کند و می طلبد امید دل امید واران را و رحمت حق را جانانه می طلبد و می خواهد و دیگران را نیز بر سر سفره انتظار مهمان می کند که بدانند گره کار یکی است و آن نبود گره گشای عالم است و هر چه گره در کارمان است از نبود اوست که خود خیر کثیر است و رحمت واسعه ی الهی .
امید داریم و دلتنگ ازنبودنت چشم به رحمت الهی داریم که ما مامور به انجام وظیفه ایم که صبر کنیم و انتظار پیشه راه خود سازیم که انتظار دوست یعنی حرکت و تلاش و رو به جلو بودن و از کسالت و نخوت و فرسوده شدن جدا بودن که محب منتظر بیقرار است و در انتظار یار بی تاب و در راه مجاهدت او سر از پا نشناخته ، آنچه را او مرضی رضاست عمل کرده و آنچه را خاطر مهربانش مکدر شود از خود دور می کند .
آری مهربانا ما به هر بهانه ای راه تو را فریاد می زنیم و نام دل انگزیتان را بر سرا پرده دل نقشی دلبرانه می زنیم که باورمان و ایمانمان شما هستید و بس .