غدیرازراه رسید و آنکه توشه خویش برداشت برای فردای خود اندوخته ای در خور جمع آوری کرد . غدیر یک بهانه است تا تودوباره به خود آیی و نو شوی و تمامی وجود خویش را دوباره بازسازی کنی وازحالت روزمرگی که درد جامعه کنونی بشر است بیرون بیایی و ازبالاتر به زندگی نگاه کنی . غدیر و مناسبتهای دیگر همه و همه بهانه ای است برای تفکر و اندیشه . بهانه ای است برای تفکر که حلقه گمشده امروز جوامع بشری است . فرصتی که مانند یک تابلوی بزرگ تبلیغاتی که در یک جاده چشم تورا خیره می کند و با نوشته و یا پیامی خاص تورا از دنیای خود ساخته ات بیرون می آورد . غدیر تنها روزی برای بازدید و دور هم بودن و شیرینی خوردن و عروسی گرفتن نیست . غدیر فراتراز آنی است که می پنداریم . غدیر یعنی نگاهی الهی به زندگی در پرتو هدایتی سرشار . بستری است برای تفکر و تعقل در پرتو وحی و عصمت . یعنی تو بتوانی معاش کنی و این چند روزه دنیوی را به بهترین نحو ممکن سپری نموده برای زندگی جاوید طرح و برنامه خویش را اجراکنی . غدیریعنی زندگی بدون پشیمانی تا آدمهای تشنه زندگی خوب دربه  در تفکرات انسانهایی مانند خویش نباشند . هرروز تجربه ای شکست خورده را به تماشا ننشستن. یعنی افسوس دیروز را نخوردن و چشم برآینده ای مات و غبارآلوده نداشتن  .
غدیر یعنی حرکت در مسیری که کمال انسانهای داوطلب درست زیستن را دربست تضمین کند و نگرانی را از چهره انسانیت بزداید و فراسوی گنگ او را روشن و موجه در مقابل وی قرار دهد .غدیر یعنی درست فهمیدن و درست اندیشیدن در پناه خلف صالح که در پناه وحی تورا از چشمه سار معرفت و کمال سیراب کند و انسان خسته از هیاهوی روزگار را جانی دوباره بخشیده حرکت تاریخی او را برای او برنامه ریزی نماید.
آه که چه بگویم از غدیر. آه چه بگویم از غربت غدیر .غدیری که می خواست مسیر تاریخ را عوض کند و همه انسانها را درپناه عقل تکامل یافته ارشاد شده از طریق وحی به آرامشی که همیشه مصلحان تاریخ آرزویش را می داشتند برساند. مدینه فاضله ای را در سراسر عالم به پا کند و انسانها حرکت خویش را در مسیر نورانیت و معرفت بپیمایند. غدیری که می خواست آرزوهای محال را تحقق بخشد و حکومت صالحان را در زمین حاکم و جاری نماید.
غدیر یعنی امتداد تلاش نبی رحمت در راستای استقرار عدل و حکمت در جهان مادی با هدایت معلمی که خداوند او را با حکمت خویش همه جانبه تضمین و تایید نموده تا برای مردمان حرف و حدیثی باقی نماند و راه را از بیراهه بازشناخته ومسیر هدایت را بپیمایند. معلمی که تربیت یافته نبی اکرم است و از آبشخور معارف نبوی سیراب گشته و ابواب و علم و معرفت در جان و دل او جاری گشته است. هادی و راهنمایی که رموز عالم را می داند و سوالات بی جواب انسان پرسشگر و حق جو را با بیانی وحیانی برای او بیان نموده حقیقت و کمال را برای او ترسیم می نماید.
معلمی که همیشه خواهش و تمنایش آن است که از او بپرسند و قبل ازآنی که او را از دست دهند از بودنش بهره برند و از دریای بیکران علوم نهفته در سینه اش از او بازپرسند . از پرسش کسی ناراحت نمی شود و کلمه نمی دانم در قاموسش جایی ندارد که اگر غیراز این بود باید در مقام او شک وشبهه کرد.علوم در سینه اش موج می زند و دنبال ساحلی است تا این امواج خروشان را به او بسپارد. معلمی که در غدیر به طور کامل معرفی شد تا جایی برای شبهه و ایراد نباشد و حجت بر همگان برای هدایت و ارشاد تمام باشد و دین به ولایت تامه اش که همانا امتداد ولایت ختم الانبیاست کامل گردد. تکمیل دین به ولایت اوست تا مردمان بعد از رسول ، حیران و سرگردان در معارف دین و دنیا نباشند و بدانند خداوند برای آنها مثل همیشگی سنت جاریه اش ، حجتی که خلق به وسیله او به زیر خیمه دین درآیند باقی است و دوام عالم به نفس گرم اوست. حجتی که واسطه ای فیض حق است و منشور توحید و وحدانیت  را برای مردمان ارائه می کند و جهل و نافهمی و کج فهمی را شاخصه می دهد . توحیدی که برآمده از وحی است و ریشه در جهالت و خرافه و فهم ناقص بشری ندارد. وحدانیتی که از لابه لای اوهام و استدلالات بی پایه و بی منطق بشری زاییده نشده باشد . توحیدی که قرآن محور باشد و رجوع کاملش به قول سدید پروردگاری بوده و استدلال و برهانش وحیانی، از اعوجاج و انحراف بری و مصون باشد.
حجتی که علم قرآن را می داند و کلمه کلمه کلام خداوندی  برای او باب حکمتی است جاریه که با دانش وحیانی و خدادادی رموز قرآن را می گشاید تا کلام خدا برای همگان رحمت و شفا باشد که اگر غیر ازاین باشد به نص قرآن کلام حق چیزی جز زیان و خسران نخواهد بود.