اتفاقاتی عجیب امرزه در دنیا با سرعتی زیاد به وقوع می پیوندد که برای عموم مردم عجیب و باور نکردنی است . اتفاقاتی که اگر به ما درچند سال پیش بیان می شد برای ما غیر قابل فهم و درک بود . اما زمانه مارا عادت داده تا هرروز و شب شاهد اتفاقاتی بزرگ و عجیب باشیم .البته از دید انسان روشن بینی که وقایع و رخدادهای پیرامون خود را رصد می کند شاید زیاد و یا اصلا عجیب به نظر نیاید زیرا که به گفته امام معصوم(قریب به مضمون) کسی که آگاه به زمانه خویش باشد از اتفاقات آن تعجب نمی کند. آری انسان متفکری که با دیدی جامع نگر و بالانشین رخدادهای مهم را زیرنظر دارد و اندیشه و تعمق را در امورزندگی خود اصلی جدانا شدنی می داند و آگاه به سنت های الهی بوده ، اثرات و ضعی امور را به گفته قرآن وسنت دنبال می کند، ورای اتفاقات به اصل آن توجه دارد و سعی می کند ریشه و دلیل آن اتفاق و رخداد را دریابد .
امروز عالم به طرزعجیبی دچار حوادث تلخ و زشت و کراهت باری می شود که دل هر انسان حق جوی حق طلب را به درمی آورد. رخدادهای تاسف باری که امروز به شنیدن و دیدن آن عادت کرده ایم . عادتی که شاید خاصیت دنیایی باشد که اخبار را بر فکر وروح انسان ها بمباران می کند و گاه تمییز بین حق وباطل را برای انسان بسیار مشکل می کند. اخباری که هرروز از اقصی نقاط عالم مخابره می شود و نشان دهنده پیرامونی است که هرکس سودایی برای اداره آن دارد .
آری ، مخابره اخباری که هرروز بددتر از روز قبل است و نشان دهنده مشکلات روز افزون جوامع بشری در اداره این عالم است. مشکلاتی که هرروز بیشتر می شود . جنگ و غارت و تجاوز و فقر و فلاکت و... همه و همه کلماتی است که در قاب تصویر برای ما مخابره می شوند . اخباری که برای ما عادی شده و الا قبح و زشتی آن بسیار فراتر از آن برخوردی است که با آن داریم . زیرا به شنیدن هرروزه ، آنهم به اشکال مختلف عادت کرده ایم ، عادت به مانند کسی که با دردی خو گرفته و آن درد او را آزرده نمی کند .
مثلا فرض کنید در ده سال قبل خبری  در کشور پخش میشد مبنی بر اینکه فردی در یکی از شهرها چندین نفر از هم وطنان مارا به قتل رسانده است . این خبر در یکی دو دهه پیش بسیار عجیب و باور نکردنی می نمود و حتی برای مدتی دهان به دهان بین افراد این خبر می گشت و جو جامعه را این خبر ملتهب می کرد . اما امروز چه؟ آیا این خبرباز هم برای مردم تکان دهنده و خاص است ؟ آیا مردم امروز به مثابه مردم بیست سال قبل از شنیدن این خبر مضطرب می شوند؟
نه دیگر خبری از آن بلوای خبری نیست زیرا که هراز چند گاهی صفحات روزنامه و قاب تصویرها پر می شود از خبرهایی از این دست . دیگر به شنید این اخبار عادت کرده ایم و خیلی ساده با اظهار تاسفی تکراری از این خبر رد می شویم . اما واقعیت خبر چیست ؟ آیا در واقع این خبر عجیب نیست؟ چرا مهم است اما زمانه ما را به شنیدن آن عادت داده است و امان از این عادت که زندگی امروز را تحت تاثیر خود قرار داده است.
آیا دل انسان عطوف و رئوف با این اخبار ملول و دل غمین نمی شود. آیا به خود نمی اندیشد که چه ب ر سر ما انسانهای هزاره سوم آمده که این چنین از مسیر اصلی زندگی و خط ومشی انسانی دورشده ایم . واز همه مهم تر، آیا انسان فرانگر به این نمی اندیشد که امروز بر دل امام مهربانیها چه می گذرد . دلی که امروز لبالب از غم و اندوه است .دلی که امروز جامع همه غمهای مصیبت بار پیدا و ناپیدای این عالم است . اویی که به همه این عالم احاطه دارد و با تکیه برنصرت الهی تمامی اتفاقات عالم را رصد می کند و از ریزو درشت مشکلات و مصیبات این عالم باخبر است . ازمکر دشمنان تا ظلم متجاوزان ، همه را می داند و می بیند و غم روی غم بر دل و روح بزرگوارش تلنبار می شود . او ازتمامی مشکلات  و مصیبات وارده بر جوامع بشری با خبر است و همه را با چشم رحمت اللهی خویش به نظاره می نشیند. احاطه او احاطه کامل و جامع است زیرا او روح مدبراین عالم می باشد .
هزاران افسوس ودریغ که مسیر هدایت بر مدار خویش نگشت ومخزن علم الهی خانه نشین شد و باب مدینه علم نبوی چون چشمه ای جوشان که بلا استفاده رهاشده باشد رها شد و مردمان کج اندیش متعصب ، بر جهالتِ راهِ بیراهه ی خویش رفتند که اگر اینگونه نمی کردند دو نفر را در این عالم نمی یافتی که با هم اختلاف داشته باشند. امری رخ داد که آتش آن دامن همه مردمان عالم  را گرفت ودنیا به بیراهه ای رفت که غاصبان ولایت می خواستند وعالم چهره زشت و منکدر خویش را که امروز شاهد آن هستیم نمایان ساخت . امروز به نام اسلام پیکر رشیدی از قافله فداییان مولی الموالی را پس از هزار سال از دل خاک بیرون می آورند تا چهره خبیث فرزندان سقیفه بیشترو بیشتر رخ بنمایاند.
آتش برپاشده از دل سقیفه بنی ساعده امروز عالم را تیره و تارکرده و انحراف برخواسته از آن فرصت به دل دشمنان اسلام داده تا بیش از بیش به نام دین ومسلمانی فتنه در دین خدا کرده و مکر خویش را نمایان سازند.
آری بصیر با معرفت ، بایستی بر ورای موج های بر آمده از طوفان سقیفه ، اتفاقات زمانه را بنگرد و حقایق اتفاقات عالم را به اصل و دلیل آن برگرداند. روزمرگی و باری به هر جهت روز را به شب رساندن تکلیف امروز انسان حکمت جوی تشنه ی معرفت نیست.