هویت
حالا دیگر نوجوانان و جوانان ما و خلاصه همه اقشاراز هر رده و دسته سنی که حساب کنی همه را می شناسند جزآنانی که باید . از فلان ورزشکاریا فلان خواننده و بازیگر و... می شناسند و حتی می دانند که کجا می رود و یا به چه رنگی علاقه دارد و یا ایام عید کجا سفردارد و یا جدیدا برای چندمین بار عاشق و یا فارق شده و یا خوب می دانند که چند فرزند دارد و این که جدیدا عکسی خانوادگی در صفحات اجتماعی به اشتراک گذاشته اند و یا طرفدار کدام تیم هستند و خلاصه تا اندازه شلوار و سایز کفش و همه خصوصیاتی که من نمی دانم به چه درد ما خواهد خورد را علاقه مندان به این مثلا ستاره ها می دانند . و چه قدر دلداده می شویم به خاطر کسانی که نه می شناسند ما را و نه علقه ای به ما دارند.
آنان را با القابی که خودمان هم گاهی یادمان می رود این القاب و تعاریف کردنها از برای چه کسانی بوده یاد می کنیم و می بریمشان بالای بالای زندگیمان جایشان می دهیم . برایشان از جان مایه می گذاریم . باورمان شده همه کس ما هستند و در همه جای زندگی ما نفوذ پیدا کرده اند. عکسشان را بزرگ و براق و رنگی به دیوار خانه آویزان می کنیم و اگر کسی بگوید بالای چشمشان ابروست و لو آن فرد برادرمان باشد به پایش باشد دعوا می کنیم و سینه چاک می دهیم و حنجره خود را برایشان پاره می کنیم که ای داد ای هوار به ستاره محبوب ما توهین شد و طوری که انگار به مقدسات ما توهین شده است . ما عاشق قهرمانهای ساختگی شده ایم .

باورکردنی نیست ، نه اما این حقیقت امروز دنیای ماست . نگاهی به اطراف خود بیندازیم تا حقیقت را ببینیم . حرفهای داخل اداره و مدارس و مغازه و .... آیا چیزی غیر از این است . چند بار جایی بوده اید و صحبت همین افراد شده است و مخالف یا موافقان ستاره ها از خجالت هم درآمده اند . یادمان می رود که برای دفاع تمام قد از ستاره خود ساخته ، از خجالت دیگری در آمده ایم و گاهی انقدر برایش داغ شده ایم که یادمان رفته آن یکی رفیق صمیمی ماست که حالا برای غریبه ای که روحش از دعوای ما خبر ندارد حرمتش را از هم دریده ایم .
وای وای از ما که برای چه کسانی هورا می کشیم و چه کسانی را امروز قهرمان و ستاره و سلطان و ژنرال و... میدانیم. القابی که گاه یک تریلی هم نمی تواند آنها را جابجا کند . امروز هوای چه کسانی به سرما افتاده و الگوهای ما چه قدر کوچک و ناقص شده اند . چه خوب مسیر ذهنی ما بر اثر تبلیغات و رنگ و لعابهای ساختگی عوض شد و ما را به دنبال ستاره های پوشالین حیران و سرگردان کردند. آنقدر برایمان بالایشان بردند که یادمان رفت پهلوان و قهرمان حقیقی کیست و چه نشانه ای دارد . آری نشانه ها را عوض کردند و ما را به مسیر دیگری بردند . آدرسهای غلطی که امروز ذهن و فکر ما را اسیر خود کرده و ما چه قدر از اصل ماجرا دور شدیم و بیراهه ی زندگی شد شاهراه اصلی و از اصل به زیر افتادیم .
ازقهرمان های واقعی یادمان رفت . از اصل کاری ها دورشدیم و یادمان رفت تا نشانه ها ی درست را پیدا کنیم و در پی نشانه های درست ، قهرمانهای واقعی را جستجو کنیم . قهرمانانی که در زرق و برق دنیای امروز فراموش شدند . اما من برایتان یکی را معرفی می کنم و باقی را برعهده خودتان می گذارم تا اهلش به دنبال مطلب باشند . من فقط نام او را برایتان می برم و باقی از شما تا کمی هم زحمت به خودمان دهیم و از انبوه جستجوهای اینترنتی که انجام می دهیم یکبار هم نام عزیزی که خواهد آمد را در جستجوی خود قراردهیم که اینطوربیشتر به یادمان می ماند . آنوقت که خواندی و خود را به جای او گذاشتی و کمی با او همسفر شدی ، آنوقت می فهمی تازه قهرمان یعنی چه و می فهمی چه مفت نام قهرمانی را چوب حراج زده ایم .
عمروبن جناده انصاری
دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.