تاساعاتي ديگرگل عالم آراي نرگس پابه عرصه مي گذارد تاوعده تخلف ناپذيرخداوندي راكه به وسيله پيامبران واولياءوامامان راستين به مارسيده است ، تحقق بخشد.اومي آيدتاانسانيت تكامل يابد وخوبيها جاي زشتي ها وپليديهارابگيرد.چقدردلم براي آمدنش تنگ است.دلم حال وهوايي دارد.آخرميلاد مهدي فاطمه است،عزيزترازجانم ،الان دمدماي غروب است نمي دانم دركدامين مكان مقدس يادرچه حالي هستي ولي بدان كه براي آمدنت من عاصي هم دعا مي كنم .مي داني چرا؟چون تورادوست مي دارم.توراباتمام وجوددوست دارم.تورامن خواستارم اي گل نرگس

* * * * * * * * * *

دركويردل جامانده ازحضورت

بارش مهرورزي بي منتهايت

ترنم پاكي انتظاري است

دروراي دردهجران ودوري.

غروب واژه انتظار به طلوع ناگهاني توست

به ناگهان آمدنت دل سپرده ام

واژه هاي ناب تقديم وجودت

اي وجودت سرچشمه پاكي وصداقت

اي سرچشمه هرچه خوبي كه هست.