آن سفرکرده که صدقافله دل همره اوست هرکجاهست خدایابه سلامت دارش
15شعبان
ولادت حضرت بقيه الله الاعظم صلوات الله عليه
درسال 255هجري شب جمعه شب ولادت خاتم اوصياءمنتقم آل محمد(ص)،آخرين امام برحق وولي مطلق خداوندحضرت بقيه الله حجه بن الحسن عجل الله تعالي فرجه الشريف واقع شده است.
دراين شب آب زمزم زيادمي شودبه گونه اي كه همه مي توانندرؤيت كنند،ولي اكنون روي آن پوشيده است.دراين شب برات آزادي ازآتش براي افرادزيادي نوشته مي شود،وآن را‹‹شب برات››و‹‹شب مبارك››و‹‹شب رحمت››گويند.
ازامام باقروامام صادق(ع)روايت شده كه فرمودند:وقتي شب نيمة شعبان شود،منادي ازافق اعلي ندامي كند:‹‹اي زائرين قبرحسين بن علي برگرديددرحالي كه گناهان شما آمرزيده شده واجرشمابا خداي شما ومحمدباشد››.ولي كسي كه استطاعت زيارت قبرامام حسين(ع)را ندارد قبورمطهرائمه ديگررازيارت كند؛واگراين هم ممكن نيست بااشاره به طرف قبرشان سلام دهد.
نام پدرشان حضرت ابومحمدحسن بن علي(ع)،ونام مادرشان حضرت نرجس(س)است.
ماجراي شب ولادت
امام حسن عسكري(ع)درشب ولادت براي عمه بزرگوارخودجناب حكيمه خاتون(س)پيغام فرستاده فرمودند:امشب نزذما افطاركن كه شب نيمه شعبان است وخداوندحجت خودراآشكارمي سازد.
ولادت امام زمان(ع)درشهرسامرابه هنگام طلوع فجرنيمه شعبان 255هجري بوده است.
برشانة راست آن حضرت نوشته شده بود:‹‹جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل كان زهوقا››.
پس ازتولدآن بزرگواررانزدپدربردندوشروع به سخن فرمود:‹‹اشهدأن لا اله الا الله واشهدأن محمدا رسول الله وأن عليا اميرالمؤمنين ولي الله››وائمه معصومين(ع)رايكي بعدازديگري نام برد تابه وجودشريف خودرسيدوبراي فرج محبين خوددعا فرمود.

امام زمان(ع)درآغوش پدر
آنگاه حسب الامرامام عسكري(ع)،حكيمه خاتون اورانزدمادرش نرجس خاتون برد.حكيمه خاتون مي فرمايد:روزهفتم به خدمت امام حسن(ع)رفتم.حضرت فرمود:‹‹پسرمرابياوريد››.آن وجودسراپا جودرانزدآن امام برديم.حضرت زبان دردهان وي گذاشتندوفرمودند:‹‹پسرم،سخن بگو››.ديدم آنچه درروزاول ازاوشنيده بودازاقراربه وحدانيت وثنا برجدخود پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع)وسايرائمه(ع)تاپدربزگوارش دوباره بيان كردواين آيه راتلاوت فرمود:‹‹بسم الله الرحمن الرحيم ونريدأن نمن علي الذين استضعفوا في الأرض ونجعلهم الوارثين ونمكن لهم في الأرض ونري فرعون وهامان وجنودهما منهم ماكانوايحذرون››.
سپس پدربزرگوارشان فرمودند:بخوان آنچه راكه خدابرپيامبران خودنازل فرمود.حضرت خواندان صحف آدم رابه لغت سرياني آغازنمود،وبعدكتاب ادريس ونوح وصالح وصحف ابراهيم وتورات موسي وانجيل عيسي وزبورداودوفرقان محمد(ص)راقرائت نمود.بعدازآن بيان قصاص انبياءومرسلين راشروع نمود.
حكيمه خاتون مي گويد:پس ازچهل روزديگر،دوباره خدمت فرزندبرادرم امام عسكري(ع)رفتم وحضرت صاحب الزمان(ع)راديدم كه راه مي رود.امام عسكري(ع)فرمود:اي عمه،مولودعزيز نزدخدا اين است.گفتم:اي سيدومولاي من،نشوونما ياورادرچهل روززيادترازديگران مي بينم.حضرت فرمودند:اي عمه،ما اوصياءذريك روزنشوونماي يك هفتة ديگران را،ودريك جمعه نشوونماي يك سال ديگران را مي نماييم.من برخاستم وسرآن طفل رابوسيده به منزل مراجعه كردم.
القاب امام زمان(ع)
ازالقاب آن نورالهي‹‹حجه الله››،‹‹حجه آل محمد››،‹‹صاحب الزمان››يعني فرمانرواي عصر خود، ‹‹مالك رقاب خلايق››يعني امرامراوونهي نهي اووحكم حكم اووفرمان فرمان اوست،‹‹مهدي››كه خلق به وسيلة اوهدايت مي يابندوبه وسيلة اوهدايت مي يابندوبه وجودمقدس اوازجاده ضلالت به شاهراه هدايت رسيده رستگارمي شوند،‹‹قائم››كه حضرت صادق(ع)فرمودند:‹‹ازاين جهت كه به حق قيام مي نمايداوراقائم گويند››؛‹‹منتظر››كه براي اوغيبت طولاني است،ومخلصين اوانتظارخروجش رامي كشندوشكاكين اوراانكارمي كنند.
اوصاف امام زمان(ع)
اوصاف ظاهري آن حضرت شباهتهاي زيادي به رسول گرامي اسلام(ص)دارد.
خطي ازموي سبزرنگ مانندزمردازگردن تاناف مبارك اوكشيده است.صورت مباركش مانند ستاره اي درخشنده ونوراني است.اميرالمؤمنين(ع)مي فرمايد:‹‹اوجواني است خوش روي و خوش موي ونورصورت مباركش برسياهي محاسن انوراوغالب است.››.امام باقر(ع)مي فرمايد: ‹‹رنگ مباركش مايل به سرخي است مانندگل سرخ شكفته وچشمانش گشاده وميان ابروهايش مرتفع ومابين شانه هاي اوبازاست.گشاده جبين است وبيني اوبلندونازك وشكم مباركش برآمدگي دارد،وبيخ دندانهايش ثنايايش گشاده است.
مادرامام زمان(ع)
والدة حضرت صاحب الامر(ع)حضرت نرجس خاتون است كه نامها والقاب ديگرحضرت مليكه، ريحانه،صيقل سوسن است.درزيارت آن حضرت-كه تمامي عبارات آن دلالت واضحي برعلو منزلت آن بانودارد-توصيف به راضيه،مرضيه،صديقه،تقيه،نقيه،زكيه شده است.
ايشان درسامراءرحلت فرمودند.حكيمه خاتون عمه بزرگوارامام زمان نيز درسامراءرحلت فرمودند.ايشان محرم اسرار بوده وكسي است كه درولادت حضرتش حاضر بوده است.
ايام پس ازولادت
سه روزپس ازولادت امام عصر(ع)،حضرت امام حسن عسگري(ع)فرزندخودرابه اصحاب خاص نماياندوامامت اوراتصديق نمودند.(تقويم شيعه/ص200الي204)
دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.