سلام برسالارزينب(س)
شب يازدهم محرم
1-شام غريبان كربلا
نخستين شب عزا و سوگ خاندن پيامبر(ص)پس از شهادت سيدالشهداء(ع)است.
شبي تيره تر ازسياهي! شبي جانسوزكه در آن تلخترين لحظات بر خاندان امام حسين(ع)گذشت.
آيا مي شودرنج و سوز و مصيبت بازماندگان حضرت را در آن شب بيان كرد و يا حتي تصورنمود؟آيا كسي درك مي كند كه ديدگان خونفشان عمة امام زمان(ع)واهل بيت چقدرو چگونه بر آن حضرت گريستند؟آيا مي تواند تصويركند كه آه و نالة سوزناك آن عزيزان چگونه بوده است؟
با چه زباني و با چه لفظي مي توان دلهاي شكسته،قلبهاي جريحه دار،ناله و نواي بلبلان بال و پرسوختة گلستان نبوي و علوي،و سوزدل يتيمان و بانوان حسيني را بيان كرد؟
شام غريبان است! كودكان يتيم كه ديشب پدر داشتند،و بانوان بي سرپرست كه ديشب سرپرست و كاشانه داشتند؛امشب با آشيانة سوخته و دلهاي داغدار،بدون سرورشان حضرت اباعبدالله(ع)چه مي كنند؟
تفاوت بين اين دو شب چقدر است:شب عاشورا و شب يازدهم؟ديشب چه كساني درخيمه ها بودند؟امروز اما بدن مباركشان بدون سر روي زمين است! آن شب چه كسي سرپرستي علويات و فاطميات را بر عهده داشت؟زينب كبري(س)آن شب چه حالي داشت؟از يك سو مراقبت از حجت خدا زين العابدين(ع)و همسران و يتيمان برادر،و از سوي ديگربه دنبال دختران گمشده!! همة اينها در سرزميني كه بدن برادرش و عزيزانش با آن وضع روي زمين افتاده باشند!
آه چه شبي بود آن شب و چه حالي داشت دختراميرالمؤمنين(ع).««سلام علي قلب زينب الصبور و لسانها الشكور»».
2-سرامام حسين(ع)در تنورخولي
شب يازدهم شبي است كه سر مطهرامام حسين(ع)در تنور منزل خولي بود درحاليكه نورانيت آن سر فضا را روشن نموده بود. (تقويم شيعه)
حركت كاروان اسرا از كربلا
عمرسعد ملعون روز يازدهم تا وقت ظهردر كربلا ماند،و بركشتگان شپاه خود نمازگذارد و آنان را به خاك سپرد.وقتي روز از نيمه گذشت فرمان داد تا دختران پيامبر(ص)را بر شتران بي جهاز سوار كردند و سيدسجاد(ع)را نيز با غل جامعه بر شترسوار كردند.هنگامي كه آنان را از قتلگاه عبور دادندو نظر بانوان بر جسم مبارك امام حسين(ع)افتاد،لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صيحه و ندبه برداشتند.
2-تشكيل مجلس ابن زياد
روز يازدهم عمر سعد به كوفه آمد.ابن زياد اذن عمومي داد تا مردم در مجلس حاضر شوند.سپس رأس مطهر امام حسين(ع)را نزد او گذاشتندو او نگاه مي كرد و تبسم مي نمودو با چوبي كه در دست داشت جسارت مي نمود.
3-حركت اهل بيت امام حسين(ع)به سوي كوفه
عصرروز يازدهم اهل بيت(ع)را با حالت اسارت به طرف كوفه بردند.نزديك غروب حركت كردندو شبانه به كوفه رسيدند.لذا آن بزرگواران داغدارو مصيبت زده را تا صبح پشت دروازه هاي كوفه نگه داشتند.هنگام صبح عمر سعد ملعون از كوفه خارج شد،و بسان فرماندهي كه از فتوحات خويش خوشحال است همراه اُسراء وارد كوفه شد. (تقويم شيعه)
دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.