تويي باب حاجات ما
باب خدابودن ائمة(ع)
‹‹باب الله››بودن ائمة(ع)به همين جهت است.اگركسي مي خواهدبه سرمنزل مقصودبرسد،بايد ازاين راه برودوازغيراين طريق،راه به جايي نمي توان برد.درست ماننداينكه اگركسي بيمارشود، به حكم عقل بايدبه طبيب مراجعه كند.اگربيماري بگويدمن ازخودخداشفا مي خواهم وبنابراين سراغ پزشك نمي روم،درخانه مي نشينم ودعا مي كنم تاخدامراشفابخشد،همةعقلا اورا مذمت مي كنند.چون كسي كه ازخداشفا مي خواهد،بايدازهمان طريقي كه خداشفاراقرارداده،برود و فرض اين است كه مراجعه به پزشك همان طريقي مذكوراست.
البته دراين مثال هيچ پزشكي منصوب ومنصوص ازطرف خدانيست،ولي دربحث امامت همة تأكيدبرمراجعه به كساني است كه منصوب ازطرف خداي متعال هستند وخود ايشان را ‹‹ابواب الله››ناميده است.پس لزوم پيروي ازاهل بيت(ع)براي آنان كه تا حدي به فضايل و كمالات ايشان پي برده اند،يك حكم عقلي است نه يك دستورتعبدي محض.
دراحاديث مقايسه اي ميان واجبات اصلي دراسلام وامرولايت صورت گرفته است كه نمونه اي ازآن چنين است:
‹‹زراره ازامام باقر(ع)نقل مي كندكه فرمودند:اسلام برپنج چيزبناشده است:
نمازوزكات وحج وروزه و ولايت.
زراره مي گويد:عرض كردم:كدام يك ازاينها برترهستند؟فرمود:ولايت برتراست.
زيراولايت كليدآنهاوصاحب ولايت راهنما ونشان دهندة آنهاست››.
اگرآشنايي باپيامبر(ص)واهل بيت ايشان(ع)نبود،نه نماز،نه روزه،نه حج ونه زكات ونه هيچ حكم ديگري دردين براي ماروشن نبود.درمورداعتقادات هم همين طوراست.اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايند:
‹‹خداي متعال اگرمي خواست خودش را-مستقيما وبي واسطه-به بندگان مي شناساند؛ولي ما رادرهاوراه طريق خودوآن جهت وسويي كه بايدازآن داخل شوندقرارداده است.بنابراين كساني كه ازولايت ماروي گردانند،يا ديگري رابرما ترجيح مي دهند،ازصراط(مستقيم)مي لغزند.آنهاكه مردم به ايشان چنگ زده اند(با ما)مساوي نيستند.زيرامردم(اهل سنت)به سوي چشمه هاي آب تيره رنگي كه بعضي ازآنها به بعضي ديگرمي ريزند،روي آورده انداما كساني كه به سوي ما آمدندبه سوي چشمه هاي زلالي روي آورده اندكه به فرمان پروردگارشان جاري هستند،آب آنها تمام نمي شودوخشك نمي گردند››.

خداونداهل بيت(ع)راواسطة تقرب به سوي خودش قرارداده است.درهرچيزي حتي درتوحيد معرفت خداي يكتا،ايشان واسطة فيض الهي هستندوتاكسي به ايشان رجوع نكند،به توحيد حقيقي ومعرفت راستين خداوندنايل نمي شودوآنچه به دست آورده است ازاودستگيري نمي كند.كساني كه به سراغ غير ايشان رفته اند،به چشمة زلال علم ومعرفت روي نياورده اند. غيراهل بيت(ع)هم اگربهره اي ازآب معرفت برده باشند،آن راباگل ولاي وآلودگيها ديگر مخلوط كرده اند،وازمعرفت خالص الهي بي بهره مانده اندوبنابراين ازصراط مستقيم خداونددور افتاده اند.آن چشمة معرفتي كه ناخالصي نداردوچيزي آب زلال آن راآلوده نكرده، تنها ازسينه ودهان اهل بيت(ع)جاري است وتشنگان معرفت راتنها اين چشمه مي تواندسيراب نمايد.علم ايشان تمامي نداردوهيچ كس ازسر چشمة ايشان تشنه بازنمي گردد.پس چراانسان عاقل كه چنين افرادي راشناخته است،سراغ ديگران بروديادرسرسپردگي به اهل بيت(ع)ترديد داشته باشد؟!اگركسي همه چيزراازائمه(ع)بگيرد،محتاج هيچ كس نمي شودوهمة خيرات را مي تواند باقبول ولايت وسرپرستي ايشان برخود،كسب كند.امام صادق(ع)مي فرمايند:
‹‹ماريشة هرخوبي هستيم.وهرنيكي ازشاخه هاي ماست.وازجملة نيكيهاست:توحيد،نماز،روزه، فروبردن خشم،گذشت ازخطاكار،ترحم به فقير،احساس مسؤوليت نسبت به همسايه واعتراف به برتري آن كه شايستگي آن رادارد››.
اهل بيت(ع)چون ساخته دست عنايت ولطف خداهستند،ريشة ومنشأهر خوبي مي باشندوهمة نيكي هاازشاخه ها وثمرات وجودي درخت اهل بيت(ع)است.درصدرهمة نيكي ها اعتقادبه توحيدخداي متعال است-كه اصل دين مي باشد-وسپس بقية خوبيها كه فروع دين هستند.اصل وفروع دين مي باشد-وسپس بقية خوبيها كه فروع دين معرفت و ولايت اهل بيت(ع)به دست مي آيد.




دوست مهربان به وبلاگ خوش آمدید.دیدم هرکس به کاری سرگرم وازبهرکاری می نویسداماکسان اندکی ازاینهمه هیاهواوراطلب می کنند.غربت اوزخمه ای به دلم بود.برای همین کارکوچکی تقدیم یوسف فاطمه کردم امیدکه موردرضایت نظردوست افتدوبداندکه ماهرچندبدیم امادوستش داریم ومنتظرش هستیم که همانابه یقین یوسف ماآمدنی است.